تعداد ۹۶۸۸ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۰۹ - فرهاد تیشه بر سر غم پیشه می زند
فرهاد تیشه بر سر غم پیشه می زند
عاشق چنین به جانب خود تیشه می زند
ساغر به ذوق آنکه شود همچو پیر جام
دست طلب به دامن هر شیشه می زند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۱۲ - آمد بهار و موسم گلگشت باغ شد
آمد بهار و موسم گلگشت باغ شد
گلبن برای اهل طرب چلچراغ شد
سر از دریچه کرد برون آن بهار حسن
هر کوچه از نسیم رخش کوچه باغ شد
گفتا چه رنگ می شوم از خوردن شراب
گفتم به رنگ لاله تر، بی دماغ شد!
از بس تنش چو صفحه آیینه صاف بود
بر هر کجا که دست نهادیم، داغ شد
طغرا چه سود وصل، زمانی که اصل عمر
در راه آن پری، همه صرف سراغ شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۱۶ - رنگ از رخم دمی نگشاید نقاب زرد
رنگ از رخم دمی نگشاید نقاب زرد
از روی من به جوی خزان رفته آب زرد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۲۱ - ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست
ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست
این باده را مگر به لب گل توان چشید
آن تنگ روزی طربم کز می نشاط
بی بهره تا نگشت لبم، کی زبان چشید
یک قطره باده در ته خمخانه ام نماند
از بس که محتسب به لب امتحان چشید!
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۳۹ - از رشک آبیاری ساقی در آتشیم
از رشک آبیاری ساقی در آتشیم
ما را کباب کرد، ترا چون شراب داد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۴۴ - آیینه از رخ تو گل تازه می کشد
آیینه از رخ تو گل تازه می کشد
صد آب و رنگ را به یک اندازه می کشد
می را زموج نیست کشاکش، که روز و شب
در آرزوی لعل تو خمیازه می کشد
ای غنچه بر طراوت رخسار دل مبند
دوران گلاب را زگل تازه می کشد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۵۷ - گل گل رخ تو از قدح مل شکفته شد
گل گل رخ تو از قدح مل شکفته شد
یک آب خورد گلبن و صد گل شکفته شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۶۱ - زلفی که بر زبان و دل شانه بگذرد
زلفی که بر زبان و دل شانه بگذرد
ماند به آن شبی که به افسانه بگذرد
دل صبح خیز مشق بر آتش دویدن است
دارم امید آنکه ز پروانه بگذرد
در بزم وصل، تشنه لبان را خمار هجر
چندان امان نداد که پیمانه بگذرد
غیر از دلم که خانه بدوش تجرد است
جغدی ندیده ام که ز ویرانه بگذرد
در زلف او دلم سر و برگ جدل نداشت
استاد یک کنار که تا شانه بگذرد
از اتحاد، در دل ما می کند خطور
حرفی اگر به خاطر جانانه بگذرد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۶۹ - چشم مرا به شوق رخت خواب می برد
چشم مرا به شوق رخت خواب می برد
دام از پی گرفتن مهتاب می برد
کو صبر تا به خواب ببینم رخ ترا
صد خواب را ز گریه من آب می برد
دست از قدح مدار چو اندوهگین شدی
این گرد را نسیم می ناب می برد
مشکل گشا به ملت ما، دست مطرب است
کز دل گره به ناخن مضراب می برد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۷۰ - نازم به دام زلف تو کز طایر دلم
نازم به دام زلف تو کز طایر دلم
آرام برد و سلسله جنبان رم نشد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۷۷ - از خشکسال، رند قدح نوش را چه غم
از خشکسال، رند قدح نوش را چه غم
باغ طرب ز آتش تر آب می خورد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۸۱ - با درد من دوای کسی سازگار نیست
با درد من دوای کسی سازگار نیست
نبضم دراضطراب ز دست طبیب شد
اشکم ز یک نگاه تو بر دیده می دود
این خون گرفته با پدر خود رقیب شد!
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۸۷ - از عقده های زلف بتان شانه نگذرد
از عقده های زلف بتان شانه نگذرد
این مرغ تنگ چشم ز یک دانه نگذرد!
گر شمع بگذرد ز سر خنده، عیب نیست
باید زگریه های غریبانه نگذرد
فرمان شمع کآمده از شعله سر به مهر
جز بر قلمرو پر پروانه نگذرد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۹۰ - دل داده ام به یار، ببینم چه می شود
دل داده ام به یار، ببینم چه می شود
بستم به شعله خار، ببینم چه می شود
شور جنون زیاده شد از موسم خزان
در فصل نوبهار ببینم چه می شود
سر رشته امید، برون رفته از کفم
درهم شده ست کار، ببینم چه می شود
جان را بغل بغل هوس داغ چیدن است
رفتم به لاله زار، ببینم چه می شود
گفتا قرار مرگ بده در جفای عشق
مردم ازین قرار، ببینم چه می شود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۹۵ - در بزمگاه وصل چو نوبت به ما رسد
در بزمگاه وصل چو نوبت به ما رسد
مینا جدا، پیاله جدا، می جدا رسد
گل سر به نازبالش بلبل نمی نهد
در گلشنی که پای نسیم حیا رسد
چون طفل غنچه، از گل کم قسمتی مرا
تا پیرهن ز کف نرود، کی قبا رسد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۱۱ - دل برد آن نگار، ببینم چه می کند
دل برد آن نگار، ببینم چه می کند
گل کرد صید خار، ببینم چه می کند
شوخی کنان به چشم درآمد چو طفل اشک
آید چو در کنار، ببینم چه می کند
در صبح وصل، دیده گرفتار گریه بود
در شام انتظار ببینم چه می کند
کارم به دست چرخ و ز من بازپرس کار
انصاف کردگار ببینم چه می کند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۱۲ - شیرین به چشم کس ننماییم همچو اشک
شیرین به چشم کس ننماییم همچو اشک
پرورده اند گوهر ما را به آب شور
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۷۸ - دارم تنی ز دست غمت چون سبوی خشک
دارم تنی ز دست غمت چون سبوی خشک
از آب شکوه چون نکنم تر، گلوی خشک؟
لب تشنه مراد چه خواهد ز چرخ دید؟
کام پیاله تر نشود از سبوی خشک
تنها به خس نه ایم در افروختن شریک
چون آتشیم با همه در سوختن شریک
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۸۲ - امشب به سوی میکده باد از چمن وزید
امشب به سوی میکده باد از چمن وزید
برخاست رنگ باده به تعظیم بوی گل
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۰۹ - تاب عنان گرفتن یک ناله ام نماند
تاب عنان گرفتن یک ناله ام نماند
از بس که در فراق تو بی تاب گریه ام