تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۵ - غمهای فراخ من نه در خورد دلست
غمهای فراخ من نه در خورد دلست
گرم آتشی من از دم سرد دلست
فی الجمله کرم شادی عالم باشد
با آن همه درد دل مرا درد دلست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۶ - بی روی تو شادی همه در درد دلست
بی روی تو شادی همه در درد دلست
و احوال زمانه سر بسر درد دلست
عالم بهر آن صفت که باشد گویاش
ما را ز میانه راه بر درد دلست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۷ - در حضرت عشق هر که او مقبولست
در حضرت عشق هر که او مقبولست
هر آرزویی که او کند مبذولست
هر دل که نه او بعاشقی مشغولست
در عالم جان او ز دلی معزولست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۸ - دلدار مرا ز هر چه خوشتر چشمست
دلدار مرا ز هر چه خوشتر چشمست
زان روی مرا همه نظر بر چشمست
شاید که جهان بروی او می بینم
کان ماه چو خورشید سراسر چشمست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۹ - شمعم من اگر چه ز آتشم رنج تنست
شمعم من اگر چه ز آتشم رنج تنست
هجران ویم بتر ز گردن زدنست
گر باز گرفته ام بجان آتش را
زانست که روشنایی چشم منست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۰ - تیغ تو که لب تا لب او دندانست
تیغ تو که لب تا لب او دندانست
دندان اجل در لب او پنهانست
در چشم حسودت ار چه آبی تنگست
بسیار جهانگیرتر از طوفانست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۱ - از بس که رخ لاله خوش و خندانست
از بس که رخ لاله خوش و خندانست
چشم تر نرگس اندر و حیرانست
رویی که بچشم می در آید اینست
چشمی که بروی می در آید انست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۲ - وقتی که درو راحت درویشانست
وقتی که درو راحت درویشانست
از من بشنو گر بتوانی دانست
هرگه کازل و ابد بهم پیوندند
اندر دل تو وقت عبادت آنست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۳ - آن بت که سوی دهانش رهبر سخنست
آن بت که سوی دهانش رهبر سخنست
نسرین بر و پسته لب و شکّر سخنست
بوسه ز دهان او کجا دارم چشم؟
چون با لب او مرا سخن در سخنست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۴ - شیرین دهنت که تنگنای سخنست
شیرین دهنت که تنگنای سخنست
باماش مضایقت برای سخنست
سیمرغ و وفا و کیمیا بتوان یافت
لیکن دهن تنگ تو جای سخنست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۵ - شادیّ زمانه عاشق طبع منست
شادیّ زمانه عاشق طبع منست
اندیشۀ غم چه لایق طبع منست؟
زان بی دم نای و آب انگوربیم
کین آب و هوا موافق طبع منست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۶ - درد تو دوای دل وارون منست
درد تو دوای دل وارون منست
آسایش اندرون و بیرون منست
برخاک در تو خون دل ریختنست
کآن خاک بهر حال به از خون منست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۷ - این خشک گیا که زرد چون روی منست
این خشک گیا که زرد چون روی منست
ریزنده و جای جای جون موی منست
و ایت طاق پل شکسته و آب روان
گویی که مثال چشم و ابروی منست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۸ - گر شرح دهم که بی تو کارم چونست
گر شرح دهم که بی تو کارم چونست
یا حالت چشم اشک بارم چونست
کارم همه غم خوردن و بارم برجان
انصاف به بین که کار و بارم چونست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۱۱۹ - و قال ایضاً فی حالة قتله
دل خون شد و شرط جان گدازی نیست
در خدمت او کمینه بازی اینست
با این همه هم هیچ نمی یارم گفت
شاید که مگر بنده نوازی اینست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۲۰ - گازر بچه را سپید کاری آهوست
گازر بچه را سپید کاری آهوست
در آب بسان مردم چشم نکوست
او جان و دلم دارد و من زوطمعی
انصاف در این مکعامله گازر اوست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۲۱ - تیغ تو که مرگ جرعة ساغر اوست
تیغ تو که مرگ جرعة ساغر اوست
سرچشمة آب نصرت اندر سراوست
رخساره بخون دشمنانت شوید
این نیز نشان پاکی گوهر اوست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۲۲ - می ده که دل ریش مرا مرهم اوست
می ده که دل ریش مرا مرهم اوست
سودازدگان عشق را همدم اوست
پیش دل من خاک یکی جرعه بهست
از چرخ که کاسۀ سر عالم اوست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۲۳ - بی عیش و طرب دمی چو برنارد دوست
بی عیش و طرب دمی چو برنارد دوست
ناچار زهر غمی بیازارد دوست
گر زانکه غمی برویش آمد چه عجب؟
غم نیز چو من روی نکو دار دوست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۲۴ - برخاک درت بخت مرا بخوابگهست
برخاک درت بخت مرا بخوابگهست
در کوی تو جان بقیمت خاک رهست
در دور تو نام پارسایی گنهست
در عهد غم تو روی شادی سیهست