تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۶۵ - بس کس که زجور خلق دل ریش برفت
بس کس که زجور خلق دل ریش برفت
بیگانه صفت زمنزل خویش برفت
برخیز تو نیز و راه را ساخته باش
چون آنکه پس از تو آمد از پیش برفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۶۶ - مویی که ز فرق آن دلارای برفت
مویی که ز فرق آن دلارای برفت
بر بود دل مرا وز ان پای برفت
گفتم که بگیرمش شبی چون بشنود
با آن همه پر دلی هم از جای برفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۶۷ - روی تو بدید عقل را رای برفت
روی تو بدید عقل را رای برفت
قدّت بخمیده و سرو از جای برفت
بگذشت صبا سحرگهی بر گلزار
بویی تو شنید و زورش از پای برفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۶۸ - اطراف چمن لالۀ دلکش بگرفت
اطراف چمن لالۀ دلکش بگرفت
وز جنبش باد آتش خوش بگرفت
ز آتش زنۀ ابر ز بس شعلۀ برق
حرّافۀ گل سربسر آتش بگرفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۶۹ - دیشب هوس دل غمینم بگرفت
دیشب هوس دل غمینم بگرفت
و اندیشۀ یار نازنینم بگرفت
گفتم بروم بر پی دل تا آنجا
اشکم بد و ید و آستینم بگرفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۷۰ - وقت سحرش چو عزم رفتن بگرفت
وقت سحرش چو عزم رفتن بگرفت
دلرا غم جان رفته دامن بگرفت
اشکم بدوید تابگیرد راهش
در وی نرسید و دامن من بگرفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۷۱ - آن بت که جهان بغمزۀ مست گرفت
آن بت که جهان بغمزۀ مست گرفت
زان پس که دلم بزلف چون شست گرفت
بر دست گرفت باز تا جان شکرد
این شیوه نگر که باز بر دست گرفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۷۲ - گر چه کرمت ز من عنان باز گرفت
گر چه کرمت ز من عنان باز گرفت
دل دوستی ترا بجان باز گرفت
شهری همه در زبان گرفتند مرا
کز من قلمت چرا زبان باز گرفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۷۳ - یارآمد و دست من آشفته گرفت
یارآمد و دست من آشفته گرفت
وز من گله های گفته ناگفته گرفت
زین دولت بیدار عجب ماندم نیک
کو بخت بد مرا چنین خفته گرفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۷۴ - دل باز حدیث شادی افسانه گرفت
دل باز حدیث شادی افسانه گرفت
در گوی غمت آمد و کاشانه گرفت
گر خانۀ خود سیه نمی خواست دلم
بگرفت سرشک چشم من هر سر راه ...انه گرفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۷۵ - دل را هوس زلف دلارای گرفت
دل را هوس زلف دلارای گرفت
یکباره شد اندر خم او جای گرفت
بر پای نهاد بند زلف مشکین
کاریست دراز این که در پای گرفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۷۶ - راز تو بنزد این و آن نتوان گفت
راز تو بنزد این و آن نتوان گفت
آسان آسان بترک جان نتوان گفت
این بار که توان گفت که درد دل من
تو نشنوی و با دگران نتوان گفت؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۷۷ - در کوی وفا چو بی درنگیست دلت
در کوی وفا چو بی درنگیست دلت
با آتشی بجنگیست دلت
من با تو بگویم که چه رنگیست دلت
نازک تر از آبگینه سنگست دلت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۷۸ - ای جان و جهانرا مدد از لطف و دمت
ای جان و جهانرا مدد از لطف و دمت
حیران شده عقل از صفت و بیش و کمت
روزی صد بار همچو زلف بخمت
اندیشه فرو رفته ز سر تا قدمت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۷۹ - ای جان جهان را مدد از لطف دمت
ای جان جهان را مدد از لطف دمت
حیران شده عقل از صفت بیش و کمت
روزی صدبار همچو زلف بخدمت
اندیشه ز سر رفته فرو تا قدمت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸۰ - در حیله گری هزار رنگ آورمت
در حیله گری هزار رنگ آورمت
تا چون دهن خویش بتنگ آورمت
هرچند که در پرده یی از موزونی
روزی بترانه یی بچنگ آورمت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸۱ - با آنکه زیان شدست یکسر قلمت
با آنکه زیان شدست یکسر قلمت
هم می نکند یاد ز چاکر قلمت
هر چند که بر خطا قلم می نرود
نامم بخطا نمی رود بز قلمت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸۲ - از لطف نمی شود مصور دهنت
از لطف نمی شود مصور دهنت
وز ناز نگنجد سخن اندر دهنت
نام تو زبانم بصد اندیشه برد
و اندیشه ام آنکه لب نهم بر دهنت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸۳ - من دوش دلی ز دستکار دهنت
من دوش دلی ز دستکار دهنت
بگذاشتم آنجا بکنار دهنت
گر یافته یی پیش منش باز فرست
تا می دارم بیادگار دهنت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸۴ - تا من نکنم چو گل پر از زر دهنت
تا من نکنم چو گل پر از زر دهنت
یک دم نکند خنده گذر بر دهنت
هر چند چو شمع سرکشی عادت تست
هم نری شوی چوزر نهم بر دهنت