تعداد ۱۲۸۲۹ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۹۷ - گوش ارباب کرم در عهد ما می گشت کر
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۰۰ - برگ عیش ناتوانان نیست غیر از دستگیر
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۰۴ - کهربا گشتیم و کس باور ندارد درد ما
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۰۶ - نیست غیر از گریه در صندوق ابر نوبهار
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۰۷ - در هنر چون شانه زلف بتان بی طالعیم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۱۰ - دم زدن از سوز دل در پیش بیدردان عشق
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۱۴ - ما که بر خشت سر خم چون کف می زاده ایم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۱۶ - ما ز پا افتادگان را خواب غفلت برده است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۱۹ - پا ز نازک خانه دل چون کشد آن عطرفام؟
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۲۳ - تا نشستن، ده خطر گل می کند در میکده
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۲۹ - تعبیه کرده ست چرخ، در دل من اضطراب
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۳۲ - دارم از سرچشمه، رو در دشت حیرانی چو آب
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۳۵ - ای شب زلف تو روشنتر ز موی آفتاب
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۴۱ - مرگ، مفلس را ز عمر جاودانی بهتراست
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۴۳ - گل ندارد تاب دست انداز باد مهرگان
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۴۵ - سهل باشد همت ساقی، گر از مینا گذشت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۴۸ - هر گل این بوستان، روی نگاری بوده است
هر گل این بوستان، روی نگاری بوده است
هر پریشان سنبل او، زلف یاری بوده است
لاله کز بویش دل زاهد به مستی می کشد
زان بود میگون،که چشم پرخماری بوده است
جوی آبی را که می بینی به پیش سرو و گل
مهوشان بزم را آیینه داری بوده است
مرغ حقگو چون نبیند خون خود را ریخته؟
هر درختی، عارفان را چوب داری بوده است
این زمان گر همچو طغرا نیست یک بلبل، چه شد
پیش ازین، صد همچو او در هر بهاری بوده است
هر پریشان سنبل او، زلف یاری بوده است
لاله کز بویش دل زاهد به مستی می کشد
زان بود میگون،که چشم پرخماری بوده است
جوی آبی را که می بینی به پیش سرو و گل
مهوشان بزم را آیینه داری بوده است
مرغ حقگو چون نبیند خون خود را ریخته؟
هر درختی، عارفان را چوب داری بوده است
این زمان گر همچو طغرا نیست یک بلبل، چه شد
پیش ازین، صد همچو او در هر بهاری بوده است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۵۰ - ساقی دوران عبث چیده ست نه مینا قطار
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۵۳ - شادمانی با دلم بیگانه و غم دشمن است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۵۸ - ساغر می در کف او، رنگ و بوی گل گرفت