تعداد ۱۲۸۲۹ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۲۶ - بر لباس فاخر بی اعتبار خسروان
بر لباس فاخر بی اعتبار خسروان
بخیه های خرقه ما، خنده دندان نماست
بس که خاموشی شعار ما بود، چون آفتاب
طشت ما از بام گردون گربیفتد، بی صداست
نشنود گر آن پریوش گفته ما را، بجاست
حرف ما سرگشتگان، چون زلف او پا در هواست
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۲۹ - چون به آب رود چشمم سبز گردد گلبنی
چون به آب رود چشمم سبز گردد گلبنی
خنده گلها، هم آواز صدای گریه است
دهر شد ماتم سرای فوت مطلبهای دل
چون کنم در گریه ضبط خود، که جای گریه است
همچو مینایی که می افتد نگون در بزم شوق
سرزمین خنده ام در زیر پای گریه است
بس که ما را کلک قسمت کرده رنگ آمیز درد
صورت دیوار ما در هایهای گریه است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۳۴ - همچو نرگس، مدت عمرم به بیماری گذشت
همچو نرگس، مدت عمرم به بیماری گذشت
روزگارم همچو گل، در سینه افگاری گذشت
تخم امیدم چو قارون در طلسم خاک ماند
آب را در مزرعم کار از هواداری گذشت
ترک عادت از محالات است نزد اهل هوش
آسمان کی می تواند از ستمکاری گذشت
نام طغرا ماند از طرح سخن، در شش جهت
گرچه عمرش چون نگین در چاردیواری گذشت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۳۵ - میزبانی نیست غیر از ما در ایوان خیال
میزبانی نیست غیر از ما در ایوان خیال
هر که نان از خوان معنی می خورد، مهمان ماست
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۳۹ - مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت
مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت
سوختم کز آشنا حرفی به آن بیگانه گفت
بود چون آگه به رنگ شیخ جام از راز دل
آنچه مینا داشت در خاطر، لب پیمانه گفت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۴۸ - قدر بی عقلی نمی دانند طفلان، حیف حیف
قدر بی عقلی نمی دانند طفلان، حیف حیف
ورنه از باران گل می شد تن دیوانه سرخ
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۵۴ - بت تراشان غمت گشتند چون فارغ ز کار
بت تراشان غمت گشتند چون فارغ ز کار
سینه ام بتخانه گردید و دلم ناقوس شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۵۵ - خضر اگر در دشت قسمت، همنشین با من شود
خضر اگر در دشت قسمت، همنشین با من شود
جوی آب زندگی، سرچشمه مردن شود
گر به گلشن می روی، با خویش همراهم مبر
ورنه از بخت سیاهم، یاسمین سوسن شود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۷۱ - گل به غارت می رود،کو بلبلی کآید به باغ
گل به غارت می رود،کو بلبلی کآید به باغ
دشنه از سوسن بگیرد، بر تن گلچین زند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۷۲ - من خمارآلود و ساقی گرم استغنای حسن
من خمارآلود و ساقی گرم استغنای حسن
می رسد جان بر لبم تا می به ساغر می کند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۷۷ - از خرامش سبزه گلبرگ نهال اندام شد
از خرامش سبزه گلبرگ نهال اندام شد
وز نگاهش لاله همچشم گل بادام شد
آن بت رم کرده را از بس که گفتم رام شو
چون برهمن عاقبت ورد زبانم «رام» شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۸۰ - دسته دسته بی سبب اشکم به دامن می رود
دسته دسته بی سبب اشکم به دامن می رود
خوشه از کشتم به پای خود به خرمن میرود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۸۲ - خسرو بی رحم را بنگر که با اظهار عدل
خسرو بی رحم را بنگر که با اظهار عدل
صد بیابان کوه غم را سر به یک فرهاد داد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۸۵ - ساز و برگ زندگی، غیر از شراب ناب نیست
ساز و برگ زندگی، غیر از شراب ناب نیست
عمر چون کم شد، قدح بسیار می باید کشید
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۸۹ - دیگران از فیض، مردم را به خود سازند رام
دیگران از فیض، مردم را به خود سازند رام
همچو باران هر که فیضی بیند از ما می رمد
گر به یاد بخت ما، ساقی کند ساز طرب
نقل می رنجد ز می، ساغر ز مینا می رمد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۹۸ - ای مسیح وقت، تدبیری که آن خورشید را
ای مسیح وقت، تدبیری که آن خورشید را
از برای کشتن ما تیغ مژگان شد بلند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۰۱ - گر خورد در فوت ما آن گل تاسف، دور نیست
گر خورد در فوت ما آن گل تاسف، دور نیست
می گزد در ماتم پروانه شمع انگشت خود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۰۵ - بس که برهم خورد بزم دلخوشی از رفتنت
بس که برهم خورد بزم دلخوشی از رفتنت
صاف می از درد مینا، خاک بر سر می کند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۰۸ - عاشقان چون نیت کوچ سحرگاهی کنند
عاشقان چون نیت کوچ سحرگاهی کنند
خیمه های آه را در نصف شب راهی کنند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۱۰ - چرخ با من می ستیزد، طالع از من می گریزد
چرخ با من می ستیزد، طالع از من می گریزد
صبح محشر برنخیزد بختم از بس خواب دارد