تعداد ۱۲۸۲۹ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۰۰ - بی توام در سیر گل، تن با خزان همدرد شد
بی توام در سیر گل، تن با خزان همدرد شد
هر کجا چیدم گل سرخی، به دستم زرد شد
بس که در دل داشتم از ساقی دوران غبار
عالم آب از نسیم آه من پر گرد شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۰۱ - یکقلم از من نیاید رو سفیدی در وجود
یکقلم از من نیاید رو سفیدی در وجود
چون سیاهی،گر دو صد ره امتحانم کرده اند
شیوه ابر است طغرا قسمتم در باغ دهر
با دل افسرده، سرگرم فغانم کرده اند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۰۳ - در شبستان دلم، از سرگذشت زلف او
در شبستان دلم، از سرگذشت زلف او
گر هوس خوابید، چندین آرزو بیدار شد
زین تکاپو حاصلم چون آسیا بیگار شد
مزد سرگردانی ام در کیسه اغیار شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۰۷ - همچو کاغذ می شود چشمم سفید از انتظار
همچو کاغذ می شود چشمم سفید از انتظار
در جواب نامه ام تا خامه را سر می کند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۰۹ - چون هوای کوچه بند نی، درین سبز آشیان
چون هوای کوچه بند نی، درین سبز آشیان
رو به هر جانب که آوردم، سر ره بسته بود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۱۹ - گرد کلفت بس که می ریزد مرا بر تن غبار
گرد کلفت بس که می ریزد مرا بر تن غبار
بر رخ آیینه می پاشد ز عکس من غبار
خاکساران را چو رانی از درت، خنجر مکش
می شود از باد دامن، عازم رفتن غبار
بس که پر گرد ملالم، گر زنی دستی به من
ریزدم از هر بن مو همچو پرویزن غبار
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۲۱ - چون کند چشم ترم گلریزی باران اشک
چون کند چشم ترم گلریزی باران اشک
می دود بهر تماشا، ابر در بالای ابر
هرچه می آید به دستش، می کند امروز صرف
در غم فردا نباشد طبع بی پروای ابر
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۲۴ - دشت سبز و کوه سبز و شهر سبز و خانه سبز
دشت سبز و کوه سبز و شهر سبز و خانه سبز
باز از نو شد کدوی باده در میخانه سبز
آتش این سرزمین از بس بهار اندوده است
از هوای شعله می گردد پر پروانه سبز
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۲۵ - محضر صد بیخودی دارم ز جام می به کف
محضر صد بیخودی دارم ز جام می به کف
ساقی از مستی گمان دارد که هشیارم هنوز
از هجوم خواب، مژگانم نمی آید به هم
صبح خیز شوق پندارد که بیدارم هنوز
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۲۸ - شیشه خونها خورد و می گیرد قدح کام از لبش
شیشه خونها خورد و می گیرد قدح کام از لبش
خنده ساغر ببین، از گریه مینا مپرس
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۳۱ - هر کجا پیمانه گیرد از لب جانانه بوس
هر کجا پیمانه گیرد از لب جانانه بوس
هست تا جان در بدن، می گیرم از پیمانه بوس
شبنم از گل بوسه چین شد، چون ننالد عندلیب؟
آشنا محروم و می گیرد ازو بیگانه بوس
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۳۳ - قلزم تردامنی را ما کهن سوداگریم
قلزم تردامنی را ما کهن سوداگریم
کشتی پرمایه ما، ساغر سرشار بس
اعتراف معصیت، از صد عقوبت بدتر است
انتقام ما گنهکاران، همین اقرار بس
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۳۴ - پاکرو در خاک هندستان، همین آب است و بس
پاکرو در خاک هندستان، همین آب است و بس
سبحه گردانی که دارد، چرخ دولاب است و بس
دل بکن از خود، که در بزم جگرخواران هند
ناخنی کز خون نگردد سرخ، مضراب است و بس
هرکه آمد، از هجوم تیره روزی برنگشت
زین شبستان آنکه برگردیده، مهتاب است و بس
هیچ کس در بزم این تردامنان خونگرم نیست
گرمخونی گر به چنگ آید، می ناب است و بس
طالع شهر زنان دارد نگارستان هند
هست هرچیزش فراوان، مرد کمیاب است و بس
گشت رطب و یابسش در چشم طغرا بی مزه
در نظر چیزی که شیرین آیدش، خواب است و بس
عالم خاکی، چه هندستان، چه ایران، پرغم است
عالمی که غم ندارد،عالم آب است و بس
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۳۵ - بی گرفتاری نخواهم بود، خاطر جمع دار
بی گرفتاری نخواهم بود، خاطر جمع دار
گر بپیچم سر زدامت، می نهم پا در قفس
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۳۷ - سرنوشتی غیر بی برگی ندارد نخل ما
سرنوشتی غیر بی برگی ندارد نخل ما
تخته مشق خزانیم، از بهار ما مپرس
قسمت دنیی و عقبی، پشت و روی کار ماست
روی کار ما ببین، از پشت کار ما مپرس
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۳۸ - در سرابستان گیتی چون شراب زرد باش
در سرابستان گیتی چون شراب زرد باش
غیر را درمان و خود همرنگ اهل درد باش
چند باشی موج گرداب علایق پروری؟
از حبابی کم نه ای، در بحر هستی فرد باش
خود مجو نفعی، اگر نقشت به کام دل نشست
فیض بخش دیگران چون کعبتین نرد باش
سیر عالم گر هوس داری، مزن بیهوده گام
در پس زانوی دل بنشین و عالمگرد باش
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۵۹ - ترسم از حرف غلط کاری، شود در نامه ام
ترسم از حرف غلط کاری، شود در نامه ام
خط غلط، مضمون غلط، انشا غلط، املا غلط
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۶۵ - از چه رو دارد شب زلفت به تاریکی سری؟
از چه رو دارد شب زلفت به تاریکی سری؟
ای که از مهتاب حسنت می شود روشن چراغ
عاشقی بیش از جوانی کرد در پیری دلم
می دهد طغیان آتش دردم رفتن چراغ
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۶۷ - موسم گل شد که از وی بشکفد دل، باغ باغ
موسم گل شد که از وی بشکفد دل، باغ باغ
فصل گلگشت است، لیکن بی دماغم، بی دماغ
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۶۸ - خاک گردیدم، نگردید آرزوها بر طرف
خاک گردیدم، نگردید آرزوها بر طرف
برطرف شد دل، نشد یک مو تمنا برطرف
واعظا تا کی خروشی برگنهکاران عشق؟
جنت از تو، دوزخ از ما، شور و غوفا برطرف!