تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۱ - رفتم ز درت دل به غمت کرده گرو
رفتم ز درت دل به غمت کرده گرو
بردم ز درت عشق کهن با غم نو
هر چند ز دل نباشد ای جان جهان
چه کم شود از تو گر بگوئی که مرو
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۲ - ای دولت و دین را به سزا شاهنشاه
ای دولت و دین را به سزا شاهنشاه
ای بر عدلت دوام ملک تو گواه
امشب می خور که مشتری با همه جاه
بر چرخ به روی تو همی بیند ماه
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۳ - ای در طلب لطف تو دریا تشنه
ای در طلب لطف تو دریا تشنه
بر آب حیاتت گل رعنا تشنه
چون مردم چشم خویش تا کی باشیم
آب از سرِ ما گذشته و ما تشنه
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۴ - ای نقش تو از دیده به دل جان بسته
ای نقش تو از دیده به دل جان بسته
روی از دل و دیده تو بخونم شسته
از دیده و دل در غم تو شادم از آنک
بر دیده نشسته و در دل رسته
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۵ - ای شاه تو شیر می فکندی ره ره
ای شاه تو شیر می فکندی ره ره
اقبال همی کرد پیاپی زه زه
با خصمان شرط کن که روزی گه گه
از شیر پنج پنج ازیشان ده ده
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۶ - ای عزم تو بر دولت و دین آکنده
ای عزم تو بر دولت و دین آکنده
وی زلزله بر جان ملوک افکنده
والله که ز تو خصم نماند زنده
صادق صبح است این زبان بنده
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۷ - داد دلم ای خیال هر شب تو بده
داد دلم ای خیال هر شب تو بده
کسی می ندهدم نشان از آن لب تو بده
ما را ز لبش نیست امیدی لیکن
وانجا که امید هست یارب تو بده
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۸ - جانا تو به وصل خویش تعریفم ده
جانا تو به وصل خویش تعریفم ده
وز بار فراق خویش تخفیفم ده
گر خلعت آمدن نمی فرمائی
باری به جواب نامه تشریفم ده
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۹ - ای نیست شده در غم تو هست همه
ای نیست شده در غم تو هست همه
هشیار به تو بوده دل مست همه
غمهای جهان چو در دلم بنشینند
جای تو بود جای زبر دست همه
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۶۰ - بر دست من ای شوخ می روشن نه
بر دست من ای شوخ می روشن نه
وین بار گران هجر بر دشمن نه
هشیار نیم تهمتش از من بردار
دیوانه زنجیر توام بر من نه
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۶۱ - هر لحظه مرا به کام دشمن تو کنی
هر لحظه مرا به کام دشمن تو کنی
جان در تن من خشک چو گردن تو کنی
در هجر تو والله که نبارم جز خون
من با تو کی آن کنم با من تو کنی
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۶۲ - ای جان جهانیان برای تو فدی
ای جان جهانیان برای تو فدی
شکر ایزد را که یافتی زود شفی
نامد به طبیب هیچ حاجت ورنی
تعجیل برین بود نزول عیسی
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۶۳ - ای نرگس تر جهان معطر کردی
ای نرگس تر جهان معطر کردی
وین بزم چو چرخ را پر اختر کردی
در باغ خدایگان چو سر بر کردی
مجلس پر در کلاه پر زر کردی
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۶۴ - شاها چو نشاط بزم خرم گیری
شاها چو نشاط بزم خرم گیری
هر ماه که در جهان بود کم گیری
نشگفت که یک طرف ز عالم گیری
گر مرد توئی همه جهان هم گیری
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۶۵ - بر چهره من به نام خود زر داری
بر چهره من به نام خود زر داری
بر دیده که تخت تست افسر داری
برسرو روان ز ماه چنبر داری
بادات ز ملک حسن برخورداری
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۶۶ - شاها ملکی که دیر پاید داری
شاها ملکی که دیر پاید داری
بختی که همه جهان گشاید داری
چشمی که به شب حلقه رباید داری
شکر ایزد را که هر چه باید داری
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۶۷ - زلفی ز برای عقل سوزی داری
زلفی ز برای عقل سوزی داری
عمری ز برای کینه توزی داری
وانگاه امید نیکروزی داری
رو کز دل خود تمام روزی داری
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۶۸ - دردا که من از زمانه خوردم تیری
دردا که من از زمانه خوردم تیری
در دام به بوی دانه خوردم تیری
یک تیر امید بر نشانه نزدم
افسوس که از نشانه خوردم تیری
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۶۹ - از زخم خود و درد من ای رشک پری
از زخم خود و درد من ای رشک پری
هان تا نکنی خوشدلی از بی خبری
گر در سر ایام بود دادگری
هر زخم که بر من زده باز خوری
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۷۰ - گفتم ببر من از تو ای مینائی
گفتم ببر من از تو ای مینائی
گفتا که مبر که با دلت برنائی
گفتا زیرا بارحون می کردم؟
با دل نه بس آمدم چه میفرمائی