تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۷۲ - گفتی: ز رخم چرا نظر پوشیدی؟!
گفتی: ز رخم چرا نظر پوشیدی؟!
هنگام سخن زبان به خود دزدیدی!
پندار که کردم نگهی، رنجیدی!
انگار که گفتم سخنی، نشنیدی!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۷۳ - دوشم دل برد، شاهد بازاری
دوشم دل برد، شاهد بازاری
افتاده من از قفای او باز، آری
میگفتمش: آنچه میبری باز آری؟!
میگفت بصد ناز: نه و، باز: آری
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۷۴ - رویی که کله ز مه رباید داری!
رویی که کله ز مه رباید داری!
مویی که به لاله مشک ساید داری!
بویی که سر نافه گشاید داری!
آری، جز رحم هر چه باید داری!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۷۵ - دارم ز فراق ماه مهر افروزی
دارم ز فراق ماه مهر افروزی
در دل سوزی، نیست دلی دل سوزی
جز روز و شب من که ندارد شب و روز
هر روز شبی دارد و هر شب روزی
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۷۶ - من مفلسم و، تو کیمییا ای ساقی!
من مفلسم و، تو کیمییا ای ساقی!
دست تو سحاب و من گیا ای ساقی!
اینک رفته است شب، مرو ای مطرب!
اینک آمد صبح بیا ای ساقی!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۷۷ - وقت است ز هر سو شکفد روی گلی
وقت است ز هر سو شکفد روی گلی
هر بلبل مست رو نهد سوی گلی
راز من و یار، گل کند، چون شنویم
آن ناله ی بلبلی و، من بوی گلی!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۷۸ - ز آن پیش که، شمع مهرش افروختمی
ز آن پیش که، شمع مهرش افروختمی
وز آتش دشمنی او سوختمی
ای کاش بدست من سپردی پدرش
تا دوستیش بطفلی آموختمی
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۷۹ - خوش آنکه چو یاد از اسیریم کنی
خوش آنکه چو یاد از اسیریم کنی
آیی شبی و رحم به پیریم کنی
پایت مالم، که پایمالم نکنی؛
دستت بوسم، که دستگیریم کنی
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۸۰ - آذر! که چو من مانده جدا از وطنی!
آذر! که چو من مانده جدا از وطنی!
نالان ز جدایی وطن همچو منی!
...
ای مرغ غریب از کدامین چمنی؟!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۸۱ - من بیتو دریده هر نفس پیرهنی
من بیتو دریده هر نفس پیرهنی
بی من تو نشسته هر زمان در چمنی
اکنون بمن و تو نیست کس را سخنی
من از چو تویی دورم و، تو از چو منی
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۸۲ - فردا چو بنامه ی سیاهم بینی
فردا چو بنامه ی سیاهم بینی
وز شرم گناه عذر خواهم بینی
من در خور جرم خویش، عفوت بینم
تو در خور عفو خود، گناهم بینی
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۸۳ - با کس سخنان ناپسندیده مگوی!
با کس سخنان ناپسندیده مگوی!
حرفی که شود کس از تو رنجیده مگوی!
عیب حرم حریم پاکان، عیب است
ما دیده نگفتیم، تو نادیده مگوی!
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۸۴ - در کوچه ی عشق، پای در گل ننهی!
در کوچه ی عشق، پای در گل ننهی!
کآسان، آسان زین غم مشکل نرهی
خواهند گر از تو دلبران دل، زنهار
تا دل ستانی بگرو، دل ندهی
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۸۵ - هنگامه ی ناز، تا بکی ساز دهی؟!
هنگامه ی ناز، تا بکی ساز دهی؟!
بر اهل نیاز، جلوه ی ناز دهی؟!
گیری به فسون، گر ندهد کس به تو دل
ور دل دهدت، خون کنی و باز دهی!
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۱ - ناکامی من بود ز خودکامی‌ها
ناکامی من بود ز خودکامی‌ها
این سوختگی‌ها همه از خامی‌ها
تا کام دل دوست طلب کردم، شد
کام دل من روا ز ناکامی‌ها
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۲ - این غصه و غم از پی چندین طرب است
این غصه و غم از پی چندین طرب است
ور هست غمی باز نشاط از عقب است
صبح از اثر شام و بهار از پی دی
بیند کس و پس غمین نشیند عجب است
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۳ - این غصه و غم از پی چندین طرب است
این غصه و غم از پی چندین طرب است
وین انده و درد را نشاط از عقب است
آن روز چو شکر حق نکردی امروز
گر ناله و فریاد بر آری عجب است
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۴ - بزم طرب آخر شد و پایان شب است
بزم طرب آخر شد و پایان شب است
با نغمه ی چنگ و نی نویدی عجب است
شب رفت و صباح دولت اندر عقب است
شادی پی شادی طرب اندر طرب است
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵ - منظور طبیب آنکه بیمار تر است
منظور طبیب آنکه بیمار تر است
شایسته ی عفو آنکه گنهکار تر است
از خاک مذلتش مگر بر دارند
افتادگی از بنده سزاوار تر است
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶ - رخسار تو خورشید جهان افروز است
رخسار تو خورشید جهان افروز است
گیسوی تو تیره شام مشک اندوز است
ابروی تو در میان هلالی ست مگر
کز یک سویش شب و ز یک سو روز است