بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۸۲۸ - سر تاراج گلشن داشت سرو فتنه بالایش
سر تاراج گلشن داشت سرو فتنه بالایش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۹ - رسانیده است حسن او به جایی بی وفایی را
رسانیده است حسن او به جایی بی وفایی را
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱۴ - شب‌های دراز رفت و خوابی نه هنوز
شب‌های دراز رفت و خوابی نه هنوز
مولوی : غزلیات
غزل ۲۷۰۶ - چه دلشادم به دلدار خدایی
چه دِلْشادم به دِلْدارِ خدایی
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۰۱ - ز کج بینی به زلفت نسبت چین ختن کردم
ز کج بینی به زلفت نسبت چین ختن کردم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۳۲۰ - درد عشقش دوای جان من است
درد عشقش دوای جان من است
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۲۹ - تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته ام
تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته ام
جامی : اعتقادنامه
بخش ۱۸ - اشارت به معجزات انبیا علیهم السلام
خرق عادات از نبی و ولی
عطار نیشابوری : سی فصل
بخش ۹ - بدان کانسان کامل انبیا بود
بدان کانسان کامل انبیا بود
الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۶۰ - رفتن ح – باردیگر به میدان
دو زلف ازکمندش دلاویزتر
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۸ - عمر را سازد دو بالا، دیدن بالای او
عمر را سازد دو بالا، دیدن بالای او
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۵۱ - چرخم چو ز کشمیر به لاهور کشید
چرخم چو ز کشمیر به لاهور کشید
مفاتیح الجنان : زیارات مطلقه امیرالمومنین (ع)
زیارت هفتم امیرالمومنین (ع)
 زیارتی است که سید ابن طاووس در کتاب «مصباح الزائر» نقل کرده، به این صورت که: «باب السّلام» -یعنی درگاه روضه مقدّسه امیرمؤمنان که ضریح مقدّس از آنجا دیده می شود- را قصد کن؛ پس «سی وچهار» مرتبه «اللّهُ أَکْبَر» بگو، آنگاه زیارت را به این کیفیت ادامه بده:
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۳۸ - صراف
پس از عمری شد آن سیمآور صراف یار من
نهج البلاغه : حکمت ها
رابطه قدرت و خواسته های انسان
وَ قَالَ عليه‌السلام إِذَا كَثُرَتِ اَلْمَقْدِرَةُ قَلَّتِ اَلشَّهْوَةُ
نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۳۴ - شیخ سعدی فرماید
جان من جان من فدای تو باد
سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۷۰ - رفتن جمشید به دژ خورشید و دیدن او
در آن غمنامه چون داد سخن داد
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۷۲۷ - دل به دست زلف دلبر اوفتاد
دل به دست زلف دلبر اوفتاد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۳۵ - مجروح عشق را سر و برگ علاج نیست
مجروح عشق را سر و برگ علاج نیست
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۸۶ - زهی چو کعبه ترا صد هزار سر بر در
زهی چو کعبه ترا صد هزار سر بر در