صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۱۴ - هر که با بی نسبتان گردد طرف، دیوانه است
هر که با بی نسبتان گردد طرف، دیوانه است
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۵۳ - شد تن همه دل دلستان می آید
شد تن همه دل دلستان می آید
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۸۸ - آنکه بی خان و بی مانه منم من
آنکه بی خان و بی مانه منم من
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۳۴ - ای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه
ای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه
جامی : دفتر اول
بخش ۱۴۱ - تتمه سخن
چون یکی لحظه گفت و گو کردند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۶۲ - دل یاقوت را خون می کند لعل سخنگویت
دل یاقوت را خون می کند لعل سخنگویت
عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۵ - تا چند ازین غرور بسیار تو را
تا چند ازین غرور بسیار تو را
آذر بیگدلی : قطعات
شمارهٔ ۱۱ - تاریخ جلوس ابوالفتح خان ابن کریم خان زند - (۱۱۹۳ ه.ق)
چرا خون نگریم، چرا می ننوشم؟!
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۲۵ - می گدازد زین شراب آتشین مینای شمع
می گدازد زین شراب آتشین مینای شمع
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۱۰ - وه که رم کرده غزالت را دل از من رام خواهد
وه که رم کرده غزالت را دل از من رام خواهد
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۶۴ - چون غنیمت بود شب مهتاب
چون غنیمت بود شب مهتاب
نظامی عروضی : دیباچه
بخش ۴ - فصل - در ترتیب آفرینش
رای عالی اعلاه الله بفرماید دانستن که موجوداتی که هستند از دو بیرون نیست: یا موجودی است که وجود او بخود است یا موجودی که وجود او بغیر است.
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۶۸ - ای کهتر فضل تو هزار افلاطون
ای کهتر فضل تو هزار افلاطون
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۶۲ - ای دوست مخور خون غم اندوزی چند
ای دوست مخور خون غم اندوزی چند
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۰۶ - هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة الحشر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۳ - در پرده ره ندادند وقت سخن صبا را
در پرده ره ندادند وقت سخن صبا را
مجیرالدین بیلقانی : غزلیات
شماره ۴۷ - نصیحت می کنم دل را که دامن درکش از یارم
نصیحت می کنم دل را که دامن درکش از یارم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۰۱ - ای خالق ذوالجلال وحی رحمان
ای خالق ذوالجلال وحی رحمان
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۹۰ - زنده نبود آنکه او را معرفت در کار نیست
زنده نبود آنکه او را معرفت در کار نیست