رشیدالدین میبدی : ۵- سورة المائدة- مدنیة
۱ - النوبة الثانیة
این سورة المائدة صد و بیست آیتست بعدد کوفیان، و دو هزار و هشتصد و چهار کلمه، و یازده هزار و نهصد و سى و سه حرف است. همه در مدینه از آسمان برسول خدا فرو آمد، گفته‏اند مگر یک آیت: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ که این در حجة الوداع فرو آمد، که رسول خدا در عرفات بود بر ناقه عضبا.
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ نامهء ویس از رامین
سر نامه بع نام ویس بت روی
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۴ - ای روز تو را وثاق در منزل شب
ای روز تو را وثاق در منزل شب
کوهی : غزلیات
شماره ۱۴۴ - هر که جویای کریم آمد کرم می بایدش
هر که جویای کریم آمد کرم می بایدش
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۷ - ای دل به دل آنچه می کند یار بکش
ای دل به دل آنچه می کند یار بکش
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۲۷ - نی یاد کند یار ز رنج سفرم
نی یاد کند یار ز رنج سفرم
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - ای عکس خیالت آفتاب چشمم
ای عکس خیالت آفتاب چشمم
سعیدا : غزلیات
شماره ۵۴۷ - از بسکه نازک است دل پر ز آرزو
از بسکه نازک است دل پر ز آرزو
الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۷۵ - خطبه ی حضرت فاطمه علیه السلام در بیرون شهر کوفه
خدا و نبی را به پاکی سرود
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۵۶ - سر از نیاز من آنسرو سرفراز کشید
سر از نیاز من آنسرو سرفراز کشید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۸۰ - با داغ عشق، شعله غیرت نمانده است
با داغ عشق، شعله غیرت نمانده است
کوهی : غزلیات
شماره ۲۱۱ - برآمد آفتاب روی آن ماه
برآمد آفتاب روی آن ماه
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۵۸ - دل ازجراحت تیغم نه آن قدر سوزد
دل ازجراحت تیغم نه آن قدر سوزد
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۶۴ - مجنون شوم و وارهم از بوالهوسی چند
مجنون شوم و وارهم از بوالهوسی چند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۲۸ - گر با همه کس راست روی پیشه کنی
گر با همه کس راست روی پیشه کنی
کوهی : غزلیات
شماره ۱۵۹ - ما چو داریم بسرو قد دلدار طمع
ما چو داریم بسرو قد دلدار طمع
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۵۸ - با همه شاد و ملول از من بیچاره شود
با همه شاد و ملول از من بیچاره شود
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۸۸ - کند پیوسته با آن تیغ ابرو هر که دمسازی
کند پیوسته با آن تیغ ابرو هر که دمسازی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۱۹ - لطف و قهر زمانه هر دو یکی است
لطف و قهر زمانه هر دو یکی است
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۷۶ - بی تو، دانی روز من در کنج غم چون میرود؟
بی تو، دانی روز من در کنج غم چون میرود؟