وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند اول - در کربلا چو محشر کبری شد آشکار
در کربلا چو محشر کبری شد آشکار سعیدا : غزلیات
شماره ۲۵۷ - در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد
در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد قاسم انوار : مثنویات
شماره ۷ - خری از پایگاهی کرد فریاد
خری از پایگاهی کرد فریاد ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۴۱ - شیخ عبدالغفور تبریزی
شیخ عبدالغفور تبریزی وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند هفدهم - آه از دمی که رو به ره آورد کاروان
آه از دمی که رو به ره آورد کاروان غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۷۴ - بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم
بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۸۷ - دربیان خواب دیدن امام علیه السلام درکنار آب عذیب
ازآن جایگه نیز بسپرد راه مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۵۷ - عمریست که مهر دلفروزی دارم
عمریست که مهر دلفروزی دارم غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵ - نوید التفات شوق دادم از بلا جان را
نوید التفات شوق دادم از بلا جان را الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۱۱ - وصیت کردن معاویه به بزرگان و سفارش یزید در هنگام مرگ خود
زهجرت به شصت اندر آمد چو سال الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۵۷ - امان دادن محمد بن اشعث جناب مسلم را و نپذیرفتن آن حضرت
به مسلم خروشید کای نامدار قاسم انوار : مثنویات
شماره ۶ - کسانی که در عشق پرورده اند
کسانی که در عشق پرورده اند ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۱۲ - و مرا که بو الفضلم دو حکایت نادر یاد آمد در اینجا یکی از حدیث [حشمت] خواجه بو سهل در دلهای خدمتکاران امیر مسعود که چون او را بدیدند، اگر خواستند و اگ
و مرا که بو الفضلم دو حکایت نادر یاد آمد در اینجا یکی از حدیث [حشمت] خواجه بو سهل در دلهای خدمتکاران امیر مسعود که چون او را بدیدند، اگر خواستند و اگر نه او را بزرگ داشتند که مردان را جهد اندر آن باید کرد تا یک بار وجیه گردند و نامی، چون گشتند و شد و اگر در محنت باشند یا نعمت ایشان را حرمت دارند و تا در گور نشوند، آن نام ازیشان نیفتد. و دیگر حدیث آن ملطّفهها و دریدن آن و انداختن در آب، که هم آن نویسندگان و هم آن کسان که بدیشان نبشته بودند، چون این حال بشنیدند، فارغ دل گشتند که بدانستند که او نیز بسر آن باز نخواهد شد و پادشاهان را اندرین ابواب الهام از خدای، عزّوجلّ، باشد. جمالالدین عبدالرزاق : ترکیبات
شمارهٔ ۴ - در مدح سلطان ملکشاه
ای مملکت ببال که عهد شهنشهست غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۵ - لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد ادیب صابر : رباعیات
شماره ۲ - دل در غم آن لعل شکر بار برفت
دل در غم آن لعل شکر بار برفت قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۶۹ - ز عقدهها که فلک نذر کار من دارد
ز عقدهها که فلک نذر کار من دارد سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۲۷ - نجم دین
ای نجم دین به خط تو عثمان نداد سیم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۴۴۷ - بازگردون در عبیرافشانی زلف شب است
بازگردون در عبیرافشانی زلف شب است غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۷۸ - به خونم دست و تیغ آلود جانان
به خونم دست و تیغ آلود جانان
بند اول - در کربلا چو محشر کبری شد آشکار
در کربلا چو محشر کبری شد آشکار سعیدا : غزلیات
شماره ۲۵۷ - در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد
در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد قاسم انوار : مثنویات
شماره ۷ - خری از پایگاهی کرد فریاد
خری از پایگاهی کرد فریاد ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۴۱ - شیخ عبدالغفور تبریزی
شیخ عبدالغفور تبریزی وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند هفدهم - آه از دمی که رو به ره آورد کاروان
آه از دمی که رو به ره آورد کاروان غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۷۴ - بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم
بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۸۷ - دربیان خواب دیدن امام علیه السلام درکنار آب عذیب
ازآن جایگه نیز بسپرد راه مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۵۷ - عمریست که مهر دلفروزی دارم
عمریست که مهر دلفروزی دارم غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵ - نوید التفات شوق دادم از بلا جان را
نوید التفات شوق دادم از بلا جان را الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۱۱ - وصیت کردن معاویه به بزرگان و سفارش یزید در هنگام مرگ خود
زهجرت به شصت اندر آمد چو سال الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۵۷ - امان دادن محمد بن اشعث جناب مسلم را و نپذیرفتن آن حضرت
به مسلم خروشید کای نامدار قاسم انوار : مثنویات
شماره ۶ - کسانی که در عشق پرورده اند
کسانی که در عشق پرورده اند ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۱۲ - و مرا که بو الفضلم دو حکایت نادر یاد آمد در اینجا یکی از حدیث [حشمت] خواجه بو سهل در دلهای خدمتکاران امیر مسعود که چون او را بدیدند، اگر خواستند و اگ
و مرا که بو الفضلم دو حکایت نادر یاد آمد در اینجا یکی از حدیث [حشمت] خواجه بو سهل در دلهای خدمتکاران امیر مسعود که چون او را بدیدند، اگر خواستند و اگر نه او را بزرگ داشتند که مردان را جهد اندر آن باید کرد تا یک بار وجیه گردند و نامی، چون گشتند و شد و اگر در محنت باشند یا نعمت ایشان را حرمت دارند و تا در گور نشوند، آن نام ازیشان نیفتد. و دیگر حدیث آن ملطّفهها و دریدن آن و انداختن در آب، که هم آن نویسندگان و هم آن کسان که بدیشان نبشته بودند، چون این حال بشنیدند، فارغ دل گشتند که بدانستند که او نیز بسر آن باز نخواهد شد و پادشاهان را اندرین ابواب الهام از خدای، عزّوجلّ، باشد. جمالالدین عبدالرزاق : ترکیبات
شمارهٔ ۴ - در مدح سلطان ملکشاه
ای مملکت ببال که عهد شهنشهست غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۵ - لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد ادیب صابر : رباعیات
شماره ۲ - دل در غم آن لعل شکر بار برفت
دل در غم آن لعل شکر بار برفت قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۶۹ - ز عقدهها که فلک نذر کار من دارد
ز عقدهها که فلک نذر کار من دارد سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۲۷ - نجم دین
ای نجم دین به خط تو عثمان نداد سیم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۴۴۷ - بازگردون در عبیرافشانی زلف شب است
بازگردون در عبیرافشانی زلف شب است غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۷۸ - به خونم دست و تیغ آلود جانان
به خونم دست و تیغ آلود جانان