همام تبریزی : رباعیات
شماره ۲۸ - چون خسته شد از منج لب شیرینت
چون خسته شد از منج لب شیرینت
خاقانی : غزلیات
غزل ۲۹۸ - چه کرده‌ام بجای تو که نیستم سزای تو
چه کرده‌ام بجای تو که نیستم سزای تو
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۱۹ - تیر او تا به سرا پردهٔ دل ماوا داشت
تیر او تا به سرا پردهٔ دل ماوا داشت
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۶۱ - مائیم ز خود وجود پرداختگان
مائیم ز خود وجود پرداختگان
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۵۰ - زین شعله که دل چو جانش در بر گیرد
زین شعله که دل چو جانش در بر گیرد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۶۲ - همه اشکم، همه آهم، همه دردم، همه داغم
همه اشکم، همه آهم، همه دردم، همه داغم
رشیدالدین میبدی : ۲۱- سورة الانبیاء- مکیة
۷ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى‏» ایشان که پیشى کرد ایشان را از ما خواست نیکو، «أُولئِکَ عَنْها مُبْعَدُونَ» (۱۰۱) ایشان از آن آتش دور داشتگانند.
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۱۶ - مطرب، چو بر سماع تو کردیم گوش را
مطرب، چو بر سماع تو کردیم گوش را
بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۹۶ - نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او
نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۸۷ - آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد
آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد
نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۱۹ - همه شب چشم من و صبح گریبان تو بود
همه شب چشم من و صبح گریبان تو بود
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۹۵ - ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب می سازد
ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب می سازد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۱۵ - جام جم مهر خموشی است اگر بینایی
جام جم مهر خموشی است اگر بینایی
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۵ - همه عالم جمال حضرت اوست
همه عالم جمال حضرت اوست
اهلی شیرازی : معمیات
بخش ۳۸ - سهراب
مه شهره بحسن و چون تو خوش نه
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۸۱۹ - که دید شکل هلالی چو ابروی طاقش
که دید شکل هلالی چو ابروی طاقش
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۱۶ - من آن شمعم که اشکم آتشین بی
من آن شمعم که اشکم آتشین بی
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۱ - کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا
کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا
عطار نیشابوری : باب سی‏ام: در فراغت نمودن از معشوق
شماره ۲۲ - چون باد ز من میگذری چه تْوان کرد
چون باد ز من میگذری چه تْوان کرد
فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۸۸ - هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفد
هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفد