جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۳۴ - چو او در بزم ارباب هوس می رفت و می آمد
چو او در بزم ارباب هوس می رفت و می آمد
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۱۸ - روزی که سراپرده بر افلاک زنم
روزی که سراپرده بر افلاک زنم
یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۲۲ - از قول ملا محمد علی ساده اصفهانی به میرزا ابراهیم خان نوشته
خداوندگارا؛ ملازاده ام و به دو وجه از در صورت و معنی ساده، شوق تحصیلم بر سر، بی رضای مادر و پدر از اصفهان به ری نقل و تحویل داده. بختم با اقدام آنچه مقصود بود مساعدت نکرد. از خجلت خامی و خودکامی روی معاودت نیز نداشتم، والدین هم از بابت تادیب بلکه تعذیب تفقد و پرسشی نکردند. با دست تهی و فقدان معروفیت درین مرز که دانند و این مردم که شناسند، ماندم معطل از هر کس چاره درد جستم او را به درد خودکامی گرفتار دیدم و در هواجس نفس اماره و خوی بد فرما معیوب هفتاد خواهش و مغلوب هزار آزار، نه کام ایشان دادن کار من بود و نه مراد من جستن شمار ایشان. لاجرم روز به روز پریشانی و آلودگی افزود. پای مناعتم گشاد. و دست قناعت دراز افتاد. چکنم نه تاجرم که به سرپنجه و مشت زر اندوزی کنم، نه فاجر که به سیرت بعضی از روزن پشت روزی خورم. جز اینکه از شر مردم در پناه امثال حضرت گریزم و به دست و دندان در دامن پاک سرکار آویزم، چه خواهم کرد.
اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۵۹ - یار دست جور در جان میکند
یار دست جور در جان میکند
فضولی : غزلیات
شماره ۱۰۹ - بهترین سیرها سیر بیابان فناست
بهترین سیرها سیر بیابان فناست
ایرج میرزا : قصیده ها
وسوسه
دیدم و گفتم نادیده اش انگار کنم
صابر همدانی : غزلیات
شماره ۱۷ - هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست
هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست
لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۳۴ - به شاهد لغت دستکره، بمعنی شهری از عراق عجم
کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۲۲ - چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۵۲ - منم امروز و یکی مطرب و جایی خالی
منم امروز و یکی مطرب و جایی خالی
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۵۰ - توانم از همه خوبان نظر بگردانم
توانم از همه خوبان نظر بگردانم
فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - عکس قد او آینه بربود خطا کرد
عکس قد او آینه بربود خطا کرد
وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
تضمین غزل سعدی
شه دین گفت به تن زخم مرا، مرهم ازوست
صابر همدانی : غزلیات
شماره ۱۶ - سرکشی چندان که از تقدیر کردن مشکل است
سرکشی چندان که از تقدیر کردن مشکل است
یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۲۰ - به محمد صادق بیک کرد نگاشته
قبله مکرم محمد صادق بیک را برگ نشاط آماده باد، و بزم مرادش را فروغ از ایاق باده و وشاق ساده، نامه جان پرور که به شیرینی تنگ ها شکر بود، تلخ مذاقم را چاشنی بخشای قند آمد و زهر گوار دهانم از خوش مزگی های آن پیوند شکرخند یافت. گله ترک نامه نگاری بجاست، هر عذر سگالم عذری بانفاق است و حرفی لنگ بطاق. چون تو یاری موافق و دوستداری صادق را با آن شرایط و عهود و مهربانی و سوگند، همواره یاد نکردن و به نامه های پی در پی خاطر از دل نگرانی آزاد نداشتن غبنی بزرگ است و حیفی شگرف.اگر چه تحریر عرایض را کوتاهی کردم، ولی به جان عزیزت آبی نخوردم مگر آنکه صورت دیدارت در جام پدیدار باشد، و خوابی نکردم الا که شخص خیالت در نظر، ذکرت بر زبان بود و مهرت در روان، فرد:
آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۳۹ - حرف جورت، همه جا با همه کس خواهم گفت
حرف جورت، همه جا با همه کس خواهم گفت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۵۲ - بختی نه که با دوست در آمیزم من
بختی نه که با دوست در آمیزم من
فضولی : غزلیات
شماره ۱۶۰ - هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود
هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود
الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۱۲ - اندرز نامه نوشتن معاویه از برای یزید و مردن او
چو این گفت یاران زجا خاستند
سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۱۱ - گریختن مهارک از فرامرز
مهارک چو تیره شب اندر رسید