اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۸ - یاری که به صورت و به سیرت ملکیست
یاری که به صورت و به سیرت ملکیست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۹ - ای آنکه در تو قبله اهل وفاست
ای آنکه در تو قبله اهل وفاست
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۱ - هر چند به فر کرمت مغروریم
هر چند به فر کرمت مغروریم
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۵۳ - چه کنم با دلِ شوریدهء دیوانهء مست
چه کنم با دلِ شوریدهء دیوانهء مست
واعظ قزوینی : ماده تاریخ
شمارهٔ ۱۶ - در تاریخ ساختمانی
از حکم «سلیمان » شه فرخنده سرشت
بلند اقبال : قصاید
شماره ۳ - دوش طبع من ملال از بس ز هجر یار داشت
دوش طبع من ملال از بس ز هجر یار داشت
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۰۶ - آنشمع که حسنش دل ارباب وفا سوخت
آنشمع که حسنش دل ارباب وفا سوخت
ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۵۲ - بوبکر دُلَف بن جَحْدَر الشِبلی
و ازین طایفه بود ابوبکر دُلَف بن جَحْدَر الشِبلی رَحْمَةُ اللّهِ عَلَیْه، بغدادی بود و از آنجا بزرگ شده بود و اصل وی از اُسْروشَنه بود و صحبت جنید کرده بود و پیران کی اندر عصر او بودند، و یگانۀ روزگار بود بحال و ظرافت و علم، مالکی مذهب بود و هشتاد و هفت سال عمر او بود و وفاة او اندر سنه اربع و ثلثین و ثلثمایه بود و تربت وی اندر بغداد است.
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۵۲ - آن سرو ناز کز چمن جان دمیده است
آن سرو ناز کز چمن جان دمیده است
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۷ - در بت پرستی قبله ام چون آن بت روحانی است
در بت پرستی قبله ام چون آن بت روحانی است
اهلی شیرازی : اشعار ترکیبی
ترکیب بند در مدح امامزاده واجب التعظیم احمد بن موسی الکاظم
دلا، جهان نه سرای بقاست تا دانی
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶۴٠ - ای نسیم صبحدم زانجا که لطف طبع تست
ای نسیم صبحدم زانجا که لطف طبع تست
مجیرالدین بیلقانی : غزلیات
شماره ۷۶ - تا بسته بند زلف پریشان گشاده ای
تا بسته بند زلف پریشان گشاده ای
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۴۰ - النوبة الثالثة: قوله تعالى: یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ الآیة... شراب اهل غفلت ر
قوله تعالى: یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ الآیة... شراب اهل غفلت را و سر انجام و صفت اینست که گفتیم، بار خداى را عز و جل بر روى زمین بندگانى‏اند که آشامنده شراب معرفت‏اند، و مست از جام محبت. هر چند که از حقیقت آن شراب در دنیا جز بویى نه، و از حقیقت آن مستى جز نمایشى نه، زانک دنیا زندان است، زندان چند بر تابد؟ امروز چندانست، باش تا فردا که مجمع روح و ریحان بود، و معرکه وصال جانان، و رهى در حق نگران.
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۳۴۰ - ای خوش آن دم که به بستان تو می‌نالیدم
ای خوش آن دم که به بستان تو می‌نالیدم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۱۵ - علم ما در کتاب نتوان یافت
علم ما در کتاب نتوان یافت
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۲۱۸ - ما گوهر بحر لایزالیم
ما گوهر بحر لایزالیم
کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۱ - کتابه قصر «دل افروز» و تاریخ بنای آن
زهی دلنشین قصر آراسته
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۸۴ - ما تلخی جهان به رخ تازه می کشیم
ما تلخی جهان به رخ تازه می کشیم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۴۲ - دل در آن زلف پرشکن بستیم
دل در آن زلف پرشکن بستیم