عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز
آن سیاح بیداء طریقت، آن غواص دریای حقیقت، آن شرف اکابر آن مشرف خاطر، آن مهدی راه و رهبری، سهل بن عبدالله التستری، رحمة الله علیه از محتشمان اهل تصوف بود و از کبار این طایفه بود و درین شیوه مجتهد بود و در وقت خود سلطان طریقت بود و برهان حقیقت بود و براهین او بسیار است و در جوع و سهر شانی عالی داشت و از علماء مشایخ بود و امام عهد و معتبر جمله بود و در ریاضات و کرامات بی نظیر بود و در معاملات و اشارات بی بدل بود و در حقایق و دقایق بی همتا بود و علما ظاهر چنان گویند که میان شریعت و حقیقت او جمع کرده است و این عجب خود هر دو یکی است که حقیقت روغن شریعت است و شریعت مغز آن، پیر او ذوالنون مصری بود در آن سال که به حج رفته بود او را دریافت و هیچ شیخی را از طفلی باز، این واقعه ظاهر نبوده است چنانکه او را پیش از طفلی، باز چنانکه ازو نقل کنند که گفته است که یاد دارم که حق تعالی می‌گفت الست بربکم و من گفتم بلی و جواب دادم و در شکم مادر خویشتن را یاد دارم و گفت سه ساله بودم که مرا قیام شب بودی و اندر نماز خالم محمد بن سوار همی گریستی که او را قیام است. گفتی یا سهل بخسب که دلم مشغول همی داری و من پنهان و آشکار نظاره او می‌کردم تا چنان شدم که خالم را گفتم مرا حالتی می‌باشد صعب چنانکه می‌بینم که سر من بسجود است پیش عرش.
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۹۴ - کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم
کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم
امیر پازواری : دوبیتی‌ها
شماره ۲۴۳ - ته زلفْ ره خدا لامْ اَلفْ لا بساته
ته زلفْ ره خدا لامْ اَلفْ لا بساته
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۴۱۱ - د‌ی ترنگی از شکست ساغرم ‌کل ‌کرد و ریخت
د‌ی ترنگی از شکست ساغرم ‌کل ‌کرد و ریخت
بلند اقبال : ماده تاریخ
شمارهٔ ۱ - تاریخ فوت
مشیر الملک از کین قوام الملک مرد آخر
سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۶۲ - چون دزدان
کیست آن گرد شکم مردک رو به مانست
غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹ - تعالی الله به رحمت شاد کردن بی گناهان را
تعالی الله به رحمت شاد کردن بی گناهان را
فضولی : غزلیات
شماره ۱۷۱ - ماه من کز لعل لب کامی بهر ناکام داد
ماه من کز لعل لب کامی بهر ناکام داد
سید حسن غزنوی : غزلیات
شماره ۶۵ - ای آرزوی دیده بینا چگونه ای
ای آرزوی دیده بینا چگونه ای
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۲ - دلی که عشق نکردش چو لاله داغ کجاست
دلی که عشق نکردش چو لاله داغ کجاست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۶ - چون جان و روان خویشتن داشتمت
چون جان و روان خویشتن داشتمت
سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۴۸ - جنگ فرامرز با گلنگوی (و) گرفتار شدن به دست فرامرز در صف جنگ
فرامرز گفت این نبرد منست
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۶۳ - میدود هر سو سخن،صاحب سخن گر ساکن است
میدود هر سو سخن،صاحب سخن گر ساکن است
ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۲۰۷ - خطاب بذکاء الملک
ای در بیان مدح و صفات کمال تو
ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۴۹ - َمْشاد الدینوری
و از ایشان بود مَمْشاد الدینوری رَحْمَةُ اللّهِ عَلَیْهِ از بزرگان و پیران این طبقه بود، وفاة وی اندر سنۀ تسع و تسعین و مأتین بود.
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۹ - در عهد تو آسوده کس از داغ ستم نیست
در عهد تو آسوده کس از داغ ستم نیست
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۳۸ - صراف
پس از عمری شد آن سیمآور صراف یار من
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - آن قوم که هست در بلا مسکنشان
آن قوم که هست در بلا مسکنشان
وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۱۳ - صفت شانه تراشی
از شانه تراش بیقرارم
بلند اقبال : قطعات
شمارهٔ ۴۴ - قطعه
نبود درهمه رویزمین چو کشورفارس