مولوی : دفتر چهارم
بخش ۷۲ - کژ وزیدن باد بر سلیمان علیه‌السلام به سبب زلت او
بادْ بر تَختِ سُلَیمان رَفت کَژ
عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۳۲ - گه پیش در تو در سجود آمدهام
گه پیش در تو در سجود آمدهام
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۳۴ - گر مرده بوم بر آمده سالی بیست
گر مرده بوم بر آمده سالی بیست
مولوی : غزلیات
غزل ۲۷۴۵ - آخر گل و خار را بدیدی
آخِر گُل و خار را بِدیدی
مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۶۹ - خنده گرفتن آن کنیزک را از ضعف شهوت خلیفه و قوت شهوت آن امیر و فهم کردن خلیفه از خندهٔ کنیزک
زن بِدید آن سُستیِ او از شِگِفت
اوحدی مراغه‌ای : جام جم
در بیان علومی که همراه نفس شوند
در قیامت کجا رود با نفس؟
صامت بروجردی : اشعار مصیبت
شمارهٔ ۱۸ - در مدح ثامن الائمه علیهم‌السلام
ماهرخا ابتدای فصل بهار است
رشحه : رشحه
نامشخص
جدا از زلف و رخسار تو جان دادم به ناکامی
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۴۳ - تا بر نخیزی، از سر دنیا و هر چه هست
تا بر نخیزی، از سر دنیا و هر چه هست
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۹۴ - در هر چمن از گردش خورشید منور
در هر چمن از گردش خورشید منور
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۲۹ - ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۲۷ - به یکی از محبوبان که علی اکبر نام داشته نگارش رفته
این چه درد تاب نورد است و کدام رنج تیمار آورد که بر آسمان از آه آذر افروزم اختر سوخت، و در لای خیز دیده خونریزم رخت به دریا افکنده رباعی:
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۸۵ - آن جوهری جان که مرا عمر دراز
آن جوهری جان که مرا عمر دراز
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۴۷ - نوبت عقده گشایی چو به ما می افتد
نوبت عقده گشایی چو به ما می افتد
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵۱ - عندلیب گلشنم گلخن نصیبم کرده‌اند
عندلیب گلشنم گلخن نصیبم کرده‌اند
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۶۸ - کی سر شوریده من فکر سامان می کند
کی سر شوریده من فکر سامان می کند
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۱۲ - بر سر کوی خرابات محبت کوئیست
بر سر کوی خرابات محبت کوئیست
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۸۱ - به حاجی محمد اسمعیل طهرانی نگاشته
ای بهار دوستی را بوستان ها آب و رنگ
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۰۹ - غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب
غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب
ابوالحسن فراهانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۸ - آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند
آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند