نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۱۰۸ - تو در خوبی باین خوبان نمانی
تو در خوبی باین خوبان نمانی
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۵۸۶ - خوشوقت رهروی که درین باغ چون نسیم
خوشوقت رهروی که درین باغ چون نسیم
نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۴۴ - بر تخت نشستن خسرو به مدائن بار دوم
چو سر بر کرد ماه از برج ماهی
نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۱۰۷ - کهن پیرا چو عهد نوجوانی
کهن پیرا چو عهد نوجوانی
نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۱۰۵ - ای خفته دراین سرای فانی
ای خفته دراین سرای فانی
نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۲۹ - نمیدانم دلم را حال چونست
نمیدانم دلم را حال چونست
سحاب اصفهانی : قطعات
شماره ۱ - سپهر علم و جهان فضیلت آنکه بود
سپهر علم و جهان فضیلت آنکه بود
اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
شماره ۳۱ - قیصر که زمین به پای حشمت فرسود
قیصر که زمین به پای حشمت فرسود
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۹۶ - بسکه سودا آورد بازار و شهر و خانه ها
بسکه سودا آورد بازار و شهر و خانه ها
میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۳۳۰ - با رقیبان سر سفر داری
با رقیبان سر سفر داری
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۷۲ - ز چشم پاکدلان معنی حیا پیداست
ز چشم پاکدلان معنی حیا پیداست
امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۰۵ - هستند به بزمت ای شه شیر شکار
هستند به بزمت ای شه شیر شکار
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۹۰ - سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود
سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۸۵ - آنکه من دارم ندارد همچو او دلبر کسی
آنکه من دارم ندارد همچو او دلبر کسی
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۲۵ - به دوستی نوشته
سر نامه بنام آن خداوند
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۸۳ - چشم مستش نه همین غارت دین و دل کرد
چشم مستش نه همین غارت دین و دل کرد
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۱۰۹ - در بیان آنک شناسای قدرت حق نپرسد کی بهشت و دوزخ کجاست
هر کجا خدا دوزخ کُند
میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۸۳ - دل من چون مرغ بسمل، دمی آرمیده باشد
دل من چون مرغ بسمل، دمی آرمیده باشد
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۹۵ - بیان آنک در توبه بازست
هین مَکُن زین پَسْ فراگیر اِحْتِراز
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۵ - النوبة الثانیة: قوله تعالى وَ إِذْ قُلْنا معطوفست بر آیه پیش، و در موضع نصب است فکانه قال اذکر ی
قوله تعالى وَ إِذْ قُلْنا معطوفست بر آیه پیش، و در موضع نصب است فکانه قال اذکر یا محمد: إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ اللَّه تعالى نعمتهاى خویش و منتها بر بندگان مى‏شمارد و در یاد ایشان میدهد، ایشان که در عهد رسول خدا بودند و پس از ایشان تا بقیامت. میگوید من آن خداوندم که هر چه در زمین از بهر شما آفریدم و منافع و معایش شما در زمین پدید کردم چنانک گفت هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً پس با آدم که پدر شما بود کرامتها کردم و نواختها افزودم. از آن کرامتها یکى آنست که از بهر وى با فریشتگان این خطاب کردم که إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً دیگر آنکه فریشتگان را فرمودم که وى را سجود کنید، فذلک قوله وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ. اینجا گفت سجود کنید آدم را، جاى دیگر گفت فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ او را بسجود افتید شما که فریشتگانید. فسجد الملائکة کلّهم اجمعون فریشتگان همه سجود کردند أَکْلِهِمْ گفت تا خلق دانند که همگنان سجود کردند نه جوکى ازیشان. و أَجْمَعُونَ گفت و همه بهم، تا دانند که بیکبار بیک آهنگ بودند نه پراکنده و در هنگامهاى گسسته.