جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۹۹ - بیا جانا که دردم را دوایی
بیا جانا که دردم را دوایی
مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۱۰۳ - مرثیت امیر یعقوب
از وفات امیر یعقوبم
انوری : رباعیات
رباعی ۴۳۸ - شب نیست دلا که از غمش خون نشوی
شب نیست دلا که از غمش خون نشوی
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۷ - بیگاه شد و دل نرهید از ناله
بیگاه شد و دل نرهید از ناله
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۲۶۵ - چه فتاده‌ست برآییم چو یوسف از چاه؟
چه فتاده‌ست برآییم چو یوسف از چاه؟
امام سجاد علیه‌السلام : صحیفه سجادیه
دعای ۱ ) دعا در توحید و ستایش حق‌تعالی
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا ابْتَدَأَ بِالدُّعَاءِ بَدَأَ بِالتَّحْمِيدِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الثَّنَاءِ عَلَيْهِ ، فَقَالَ
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۴۶ - چگونه از لب جانانه کام برگیرم
چگونه از لب جانانه کام برگیرم
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۶۷ - ای زمان همچون مکان گشته حجاب روی تو
ای زمان همچون مکان گشته حجاب روی تو
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۵۲۶ - جز خدا را بندگی حیفست حیف
جز خدا را بندگی حیفست حیف
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۲۲ - با خصم منت همیشه دمسازی‌هاست
با خصم منت همیشه دمسازی‌هاست
مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۷۶ - ای خواجه سلام علیک، از زحمت ما چونی؟
ای خواجه سَلامُ عَلَیک، از زَحمَتِ ما چونی؟
سعدی : غزلیات
غزل ۱۶۱ - کس این کند که ز یار و دیار برگردد
کس این کند که ز یار و دیار برگردد
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۴۵ - فروغ نور جمال تو در دل بیدار
فروغ نور جمال تو در دل بیدار
سنایی غزنوی : الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب
در وصف بی‌طمعی و خویشتن‌داری خود گوید
من نه مرد زن و زر و جاهم
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٧۶٠ - شرف دولت و دین زبده اصحاب کرم
شرف دولت و دین زبده اصحاب کرم
عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۳۹ - چون پرتو شمع بر شراب است امشب
چون پرتو شمع بر شراب است امشب
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۸۹ - نی می سرود با دل پرشور در سماع
نی می سرود با دل پرشور در سماع
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۶۰ - نفس باد بهاران چمن آرای خوشی است
نفس باد بهاران چمن آرای خوشی است
مولوی : دفتر سوم
بخش ۲۰۱ - باقی قصهٔ مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق او
آن غریبِ شهرِ سَربالا طَلَب
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد
ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد