خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۷۶ - ای برده عارضت به لطافت ز مه سبق
ای برده عارضت به لطافت ز مه سبق
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۳۲ - تا از خط مشکین توام هجر افتاد
تا از خط مشکین توام هجر افتاد
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۲۰ - ترک من ترک من بی سر و پا کرد و برفت
ترک من ترک من بی سر و پا کرد و برفت
رهی معیری : چند قطعه
عشق وطن
سیل آشوب، روان گشت به کاشانه ما
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۷۴ - سپیده‌دم که صبا دامن سمن بدرد
سپیده‌دم که صبا دامن سمن بدرد
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۹ - ای ماه چنین شبی تو مهوار مخسب
ای ماه چنین شبی تو مهوار مخسب
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۱۲۷ - پیدا کردن سخن گور با مرده
رسول (ص) گفت، «در آن وقت که مرده را در گور نهند گور گوید، «ویحک یابن، به آدم، به چه غره شدی به من؟ ندانستی که من خانه محتنم و خانه ظلمتم و خانه تنهائیم و خانه کَرَمم؟ به چه فریفته شدی که بر من می گذشتی متحیر وار یک پای پیش می نهادی و یکی پس؟» اگر مصلح بود کسی از وی جواب دهد که چه گویی یا گور؟ که وی به صلاح بود و امر معروف و نهی منکر کرد. گوید لاجرم بر وی بوستان کردم سبز. آنگاه تن وی نوری گردد و روح وی به آسمان شود. و در اثر است که مرده را در گور نهند و عذاب کنند. همسایگان وی آواز دهند که یا متخلف! تو باری باز پس ماندی و ما از پیش بیامدیم. چرا به ما عبرت نگرفتی. ندیدی که ما بیامدیم و اعمال ما منقطع شد و تو مهلت یافتی؟ چرا آنچه ما را فوت شد تو تدارک نکردی؟ و هم چنین همه گوشهای زمین ندا کنند که ای فریفته دنیا! چرا عبرت نگرفتی به کسانی که از پیش تو برفتند و هم چون تو فریفته شده بودند؟ و در خبر است که بنده شایسته را چون در گور نهند کردارهای نیکو گرد بر گرد فرو گیرند و وی را نگاه می دارند. چون ملایکه عذاب از جانب پای درآیند نماز پیش آید و گوید، «بسیاری بر پای ایستاده است برای خدای». و چون از جانب سر درآیند روزه گوید، «نه بسیار تشنگی کشیده است در دنیا». و چون از جانب تن درآید، حج و غزا گویند، «نه. رنج بسیار کشیده است به تن». و چون از جانب دست درآید صدقه گوید، «دست از وی بدارید که بدین دست صدقه بسیار داده است». ملایکه گویند، «خوش و مبارکت باد». بازگردند و ملایکه رحمت بیایند. وی را فرشی از بهشت بیاورند و بیفکنند و گور بر وی فراخ کنند چندان که چشم برسد و قندیلی از بهشت بیاورند تا در نور آن می بود تا روز قیامت.
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۰۳ - عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند
عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند
عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۱۹ - قومی که زمین به یک زمان بگرفتند
قومی که زمین به یک زمان بگرفتند
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۸ - آنکه بر هر طرفی منتظرانند او را
آنکه بر هر طرفی منتظرانند او را
رشیدالدین میبدی : ۵۵- سورة الرحمن‏
۱ - النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اى عزیزى که اقبال محبان بر سر کوى طلب نعره عاشقان تست. در دریاء محبت سیاحت و غوص جویندگان تست، در میدان بلا تاختن شیفتگان تست.
الهامی کرمانشاهی : خیابان چهارم
بخش ۴۲ - کشتن مختار عمر ابن سعد را و بیان این داستان
کنون باز بشنو تو گفتار من
سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۹۷ - قطعه
در آن روز وداع آن ماه خوبان
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۳۴۲ - در قلزمی که ابر کرم موج می‌زند
در قلزمی که ابر کرم موج می‌زند
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۶۶ - وهم بسی رفت و مکانش ندید
وهم بسی رفت و مکانش ندید
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۹۸ - لشکر کشید عشق و دلم ترک جان گرفت
لشکر کشید عشق و دلم ترک جان گرفت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۵۰ - به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری
به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری
بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۳۳
یومَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ إِلَی الرَّحمْنِ وَفْداً. وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ إِلی جَهَنَّمَ وِرْدا
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۸ - با تو نقشی که در تصور ماست
با تو نقشی که در تصور ماست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۶۶ - خط تو راه دین ودل وهوش می زند
خط تو راه دین ودل وهوش می زند