عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر سمنون محب قدس الله روحه العزیز
آن بیخوف همه حب آن بیعقل همه لب آن پروانه شمع جمال آن آشفتهٔ صبح وصال آن ساکن مضطرب محبوب حق سمنون محب رحمة الله علیه در شان خویش یگانه بود و مقبول اهل زمانه بود والطف المشایخ و اشارات غریب و رموزی عجیب داشت و در محبت آیتی بود و جمله اکابر به بزرگی او اقرار داشتند و او را از فتوت و مروت سمنون المحب خواندندی و او را سمنون الکذاب خواندی صحبت سری یافته بود و از اقران جنید بود و او را در محبت مذهبی خاص است و او تقدیم محبت کرده است بر معرفت و بیشتر مشایخ معرفت را بر محبت تقدیم داشتهاند و میگوید که محبت اصل و قاعدهٔ راه است بخدای و احوال و مقامات همه به نسبت به محبت بازیاند و در محلی که طالب را شناسند زوال بدان روا باشد در محل محبت بهیچ حال روا نباشد مادام که ذات او موجود بود. کمالالدین اسماعیل : ملحقات
شمارهٔ ۲۱ - و قال ایضاً
مفتی ملت انعام و کرم اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۶۱ - هر که را چیزی به قدر ظرف همت داده اند
هر که را چیزی به قدر ظرف همت داده اند کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۳۱۷ - وله ایضا
ای کریمی که در آفاق جهان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۰۵ - شوق می از بهار گل اندام تازه شد
شوق می از بهار گل اندام تازه شد کمال خجندی : مقطعات
شماره ۷۴ - موریئی کان علا دین سازد
موریئی کان علا دین سازد اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۵۲ - جان سختی دلم را بیداد می شناسد
جان سختی دلم را بیداد می شناسد خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۳۰ - مطلع دوم
ای لب و زلفین تو مهره و افعی بهم عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۲۲ - حسن از طلب نگاه ما بسته لب است
حسن از طلب نگاه ما بسته لب است اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۵ - می کند مشق تپیدن دل دیوانه ما
می کند مشق تپیدن دل دیوانه ما سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۳۱ - غزل
فریاد همی دارم و فریاد رسی نیست سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ - این چند بین را فضل بن یحیی بن صاعد هروی به سنایی فرستاد و در آن درخواست دیدار کرد
هستی به حقیقت ای سنایی اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۹۷ - دلیل شوق به رهزن درست پیمان است
دلیل شوق به رهزن درست پیمان است خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۱۷ - این قصیدهٔ را مذکورة الاسحار خوانند و در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و در وصف مناسک حج و تخلص به مدح ملک الوزرا جمال الدین اصفهانی نموده که تعمیر حرم کرده بود و خواص مکه این قصیدهٔ را به زر نوشتند
صبح حمایل فلکت آهیخت خنجرش مولوی : غزلیات
غزل ۹۳۵ - مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد
مَکُن مَکُن که پَشیمان شویّ و بَد باشد اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۶۱ - مست می آمد و آیینه به دست
مست می آمد و آیینه به دست حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۹۱ - چون نقش آن خط و خال، لوح خیال گیرد
چون نقش آن خط و خال، لوح خیال گیرد خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۱۴ - مطلع سوم
بخ بخ ای بخت و خه خه ای دل دار قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱ - من بنده روی توام، ای باده پرست
من بنده روی توام، ای باده پرست اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۳ - بسکه بر هم زد ز ترکش خانه زنبور را
بسکه بر هم زد ز ترکش خانه زنبور را
ذکر سمنون محب قدس الله روحه العزیز
آن بیخوف همه حب آن بیعقل همه لب آن پروانه شمع جمال آن آشفتهٔ صبح وصال آن ساکن مضطرب محبوب حق سمنون محب رحمة الله علیه در شان خویش یگانه بود و مقبول اهل زمانه بود والطف المشایخ و اشارات غریب و رموزی عجیب داشت و در محبت آیتی بود و جمله اکابر به بزرگی او اقرار داشتند و او را از فتوت و مروت سمنون المحب خواندندی و او را سمنون الکذاب خواندی صحبت سری یافته بود و از اقران جنید بود و او را در محبت مذهبی خاص است و او تقدیم محبت کرده است بر معرفت و بیشتر مشایخ معرفت را بر محبت تقدیم داشتهاند و میگوید که محبت اصل و قاعدهٔ راه است بخدای و احوال و مقامات همه به نسبت به محبت بازیاند و در محلی که طالب را شناسند زوال بدان روا باشد در محل محبت بهیچ حال روا نباشد مادام که ذات او موجود بود. کمالالدین اسماعیل : ملحقات
شمارهٔ ۲۱ - و قال ایضاً
مفتی ملت انعام و کرم اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۶۱ - هر که را چیزی به قدر ظرف همت داده اند
هر که را چیزی به قدر ظرف همت داده اند کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۳۱۷ - وله ایضا
ای کریمی که در آفاق جهان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۰۵ - شوق می از بهار گل اندام تازه شد
شوق می از بهار گل اندام تازه شد کمال خجندی : مقطعات
شماره ۷۴ - موریئی کان علا دین سازد
موریئی کان علا دین سازد اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۵۲ - جان سختی دلم را بیداد می شناسد
جان سختی دلم را بیداد می شناسد خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۳۰ - مطلع دوم
ای لب و زلفین تو مهره و افعی بهم عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۲۲ - حسن از طلب نگاه ما بسته لب است
حسن از طلب نگاه ما بسته لب است اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۵ - می کند مشق تپیدن دل دیوانه ما
می کند مشق تپیدن دل دیوانه ما سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۳۱ - غزل
فریاد همی دارم و فریاد رسی نیست سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ - این چند بین را فضل بن یحیی بن صاعد هروی به سنایی فرستاد و در آن درخواست دیدار کرد
هستی به حقیقت ای سنایی اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۹۷ - دلیل شوق به رهزن درست پیمان است
دلیل شوق به رهزن درست پیمان است خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۱۷ - این قصیدهٔ را مذکورة الاسحار خوانند و در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و در وصف مناسک حج و تخلص به مدح ملک الوزرا جمال الدین اصفهانی نموده که تعمیر حرم کرده بود و خواص مکه این قصیدهٔ را به زر نوشتند
صبح حمایل فلکت آهیخت خنجرش مولوی : غزلیات
غزل ۹۳۵ - مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد
مَکُن مَکُن که پَشیمان شویّ و بَد باشد اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۶۱ - مست می آمد و آیینه به دست
مست می آمد و آیینه به دست حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۹۱ - چون نقش آن خط و خال، لوح خیال گیرد
چون نقش آن خط و خال، لوح خیال گیرد خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۱۴ - مطلع سوم
بخ بخ ای بخت و خه خه ای دل دار قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱ - من بنده روی توام، ای باده پرست
من بنده روی توام، ای باده پرست اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۳ - بسکه بر هم زد ز ترکش خانه زنبور را
بسکه بر هم زد ز ترکش خانه زنبور را