جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۶۰ - جویا هر کس که محرم راز بود
جویا هر کس که محرم راز بود ظهیرالدین فاریابی : قصاید
شماره ۴۵ - دادیم دل به دست تو در پای مفکنش
دادیم دل به دست تو در پای مفکنش عطار نیشابوری : باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
شماره ۳۷ - ای رفته و ما را به هلاک آورده
ای رفته و ما را به هلاک آورده سعدی : قطعات
شماره ۳۲ - ماه را دید مرغ شب پره گفت
ماه را دید مرغ شب پره گفت عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۷۴
در غلبات عشق عاشق بجائی رسد که خود را در خود گم کند و فریاد برآورد از عجز و اضطرار و گوید مَن ابْتِلائی بِکَ و گاه خود را در معشوق گم کند و گوید لااُحصی ثناءً عَلَیک هر آینه این از بعد رفع حجاب بوده باشد زیرا که قبل از رفع حجاب اگرچه معرفت بدو کامل باشد اما تصور بلاغ در ثنا تواند بود چون حجاب برخیزد داند که آنچه دانست فراخور استعداد او بود و از تناهی متجاوز نشده بود بعجز معترف شود که لااُحْصصی ثَناءً عَلَیکَ: آذر بیگدلی : مثنویات
شماره ۱۲ - ای سر خیل صواحب من
ای سر خیل صواحب من صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۶۶ - نه سر ز تیغ تو تنها بریدنم هوس است
نه سر ز تیغ تو تنها بریدنم هوس است جمالالدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۵۱ - در شکایت از روزگار و مرثیت
هیچ رنگ عافیت در خیر عالم نماند فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۲۰ - دی صبا را همنشین زلف جانان دیدهام
دی صبا را همنشین زلف جانان دیدهام سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۱۶ - میکشم می هر سحر با میپرست تازهای
میکشم می هر سحر با میپرست تازهای ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٨٢ - هرگز این آسمان سرگردان
هرگز این آسمان سرگردان صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۳ - تا به خاک قدمت روی نیاز است مرا
تا به خاک قدمت روی نیاز است مرا آذر بیگدلی : حکایات
شماره ۱۰ - که هم مسجدی دیدم آنجا بدیع
که هم مسجدی دیدم آنجا بدیع رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۶۰ - ذوقی اردستانی
از قصبهٔ مذکور و به علی شاه مشهور بوده. در اصفهان گیوه دوزی مینموده. تحصیلی نکرده اما ذوقی داشته. مردی درویش مشرب و از اهل طلب است. با حکیم شفایی معاصر بوده. از اشعار اوست: کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۱۷ - ای من ز پیت به خون بپرورده دو چشم
ای من ز پیت به خون بپرورده دو چشم قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۸ - ای شاه جهان،از تو نیاید آزار
ای شاه جهان،از تو نیاید آزار ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۴۳
اگرت خواسته بود، نخست آب ورز و زمین بیش بخر چه اگر برندهد هر آینهاش بن به میان باشد. امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶ - تتبع مخدومی جامی
منکه دارم از مژه بر دیده چندین خار را ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۶۱ - ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه
ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۸۴ - امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
شماره ۶۰ - جویا هر کس که محرم راز بود
جویا هر کس که محرم راز بود ظهیرالدین فاریابی : قصاید
شماره ۴۵ - دادیم دل به دست تو در پای مفکنش
دادیم دل به دست تو در پای مفکنش عطار نیشابوری : باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
شماره ۳۷ - ای رفته و ما را به هلاک آورده
ای رفته و ما را به هلاک آورده سعدی : قطعات
شماره ۳۲ - ماه را دید مرغ شب پره گفت
ماه را دید مرغ شب پره گفت عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۷۴
در غلبات عشق عاشق بجائی رسد که خود را در خود گم کند و فریاد برآورد از عجز و اضطرار و گوید مَن ابْتِلائی بِکَ و گاه خود را در معشوق گم کند و گوید لااُحصی ثناءً عَلَیک هر آینه این از بعد رفع حجاب بوده باشد زیرا که قبل از رفع حجاب اگرچه معرفت بدو کامل باشد اما تصور بلاغ در ثنا تواند بود چون حجاب برخیزد داند که آنچه دانست فراخور استعداد او بود و از تناهی متجاوز نشده بود بعجز معترف شود که لااُحْصصی ثَناءً عَلَیکَ: آذر بیگدلی : مثنویات
شماره ۱۲ - ای سر خیل صواحب من
ای سر خیل صواحب من صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۶۶ - نه سر ز تیغ تو تنها بریدنم هوس است
نه سر ز تیغ تو تنها بریدنم هوس است جمالالدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۵۱ - در شکایت از روزگار و مرثیت
هیچ رنگ عافیت در خیر عالم نماند فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۲۰ - دی صبا را همنشین زلف جانان دیدهام
دی صبا را همنشین زلف جانان دیدهام سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۱۶ - میکشم می هر سحر با میپرست تازهای
میکشم می هر سحر با میپرست تازهای ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٨٢ - هرگز این آسمان سرگردان
هرگز این آسمان سرگردان صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۳ - تا به خاک قدمت روی نیاز است مرا
تا به خاک قدمت روی نیاز است مرا آذر بیگدلی : حکایات
شماره ۱۰ - که هم مسجدی دیدم آنجا بدیع
که هم مسجدی دیدم آنجا بدیع رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۶۰ - ذوقی اردستانی
از قصبهٔ مذکور و به علی شاه مشهور بوده. در اصفهان گیوه دوزی مینموده. تحصیلی نکرده اما ذوقی داشته. مردی درویش مشرب و از اهل طلب است. با حکیم شفایی معاصر بوده. از اشعار اوست: کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۱۷ - ای من ز پیت به خون بپرورده دو چشم
ای من ز پیت به خون بپرورده دو چشم قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۸ - ای شاه جهان،از تو نیاید آزار
ای شاه جهان،از تو نیاید آزار ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۴۳
اگرت خواسته بود، نخست آب ورز و زمین بیش بخر چه اگر برندهد هر آینهاش بن به میان باشد. امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶ - تتبع مخدومی جامی
منکه دارم از مژه بر دیده چندین خار را ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۶۱ - ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه
ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۸۴ - امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
امشب که دل در آتش آن گلعذار بود