کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۳۷ - لبت را هر که چون شگر مزیده است
لبت را هر که چون شگر مزیده است جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۱۵ - داستان آفتاب دولت فیلقوس به سر دیوار رسیدن و آیینه اسکندری را در مقابله آن داشتن و فروغ آن را در وی دیدن و سلطنت رابه ربقه تصرف وی در آوردن و از استاد وی ارسطو طلب وصیت کردن
سکندر چو ز آلایش جهل پاک ملکالشعرای بهار : رباعیات
شماره ۵۰ - برخیز که خود را ز غم آزاده کنیم
برخیز که خود را ز غم آزاده کنیم فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۴ - بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد
بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد امام سجاد علیهالسلام : رساله حقوق
حق كسی كه تو از او كمک میخواهی
وأما حق المسئول فحقه إن اعطى قبل منه ما اعطى بالشكر له و المعرفة لفضلـه و طلب وجه العذر فى منعه وأحسن به الظن واعلم أنه إن منع ( فماله) منع وأن ليس التثريب فى ماله ؛ وإن كان ظالما فإن الانسان لظلوم كفار فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۴۵ - چو آمد سکندر به اسکندری
چو آمد سکندر به اسکندری امیر پازواری : هشتبیتیها
شماره ۳۱ - شادی گَرْ بوارهْ به افلاکِ گیتی،
شادی گَرْ بوارهْ به افلاکِ گیتی، فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
زبانم بسته است
عشق تو به تار و پود جانم بسته است جامی : اعتقادنامه
بخش ۷ - اشارت به ارادت
وز پی آن بود ارادت و خواست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۵ - با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت
با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۳ - گیرم که می نیرزم من بنده همدمی را
گیرم که می نیرزم من بنده همدمی را ملکالشعرای بهار : تصنیفها
مرع سحر (در دستگاه ماهور)
بند اول صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۱۳۹ - ابتدای رباعیات
یارب چه خوش است قلیه های دو پیاز سعدی : غزلیات
غزل ۳۱ - از صومعه رختم به خرابات برآرید
از صومعه رختم به خرابات برآرید ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۳۰ - صفاهان اگر نیست شیراز هست
جهادا فراموش کردی مرا اسیری لاهیجی : اسرار الشهود
بخش ۵۹ - در بیان اموات
چار کون آمد ممات سالکان سعدی : غزلیات
غزل ۱۰۶ - شادی به روزگار گدایان کوی دوست
شادی به روزگار گدایان کوی دوست فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۰۴ - عشق بدل گاه درد گاه دوا میدهد
عشق بدل گاه درد گاه دوا میدهد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۹۳ - هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست
هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۵۶ - نفی خوبان کردم از خاطر که بار خاطرند
نفی خوبان کردم از خاطر که بار خاطرند
شماره ۲۳۷ - لبت را هر که چون شگر مزیده است
لبت را هر که چون شگر مزیده است جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۱۵ - داستان آفتاب دولت فیلقوس به سر دیوار رسیدن و آیینه اسکندری را در مقابله آن داشتن و فروغ آن را در وی دیدن و سلطنت رابه ربقه تصرف وی در آوردن و از استاد وی ارسطو طلب وصیت کردن
سکندر چو ز آلایش جهل پاک ملکالشعرای بهار : رباعیات
شماره ۵۰ - برخیز که خود را ز غم آزاده کنیم
برخیز که خود را ز غم آزاده کنیم فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۴ - بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد
بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد امام سجاد علیهالسلام : رساله حقوق
حق كسی كه تو از او كمک میخواهی
وأما حق المسئول فحقه إن اعطى قبل منه ما اعطى بالشكر له و المعرفة لفضلـه و طلب وجه العذر فى منعه وأحسن به الظن واعلم أنه إن منع ( فماله) منع وأن ليس التثريب فى ماله ؛ وإن كان ظالما فإن الانسان لظلوم كفار فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۴۵ - چو آمد سکندر به اسکندری
چو آمد سکندر به اسکندری امیر پازواری : هشتبیتیها
شماره ۳۱ - شادی گَرْ بوارهْ به افلاکِ گیتی،
شادی گَرْ بوارهْ به افلاکِ گیتی، فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
زبانم بسته است
عشق تو به تار و پود جانم بسته است جامی : اعتقادنامه
بخش ۷ - اشارت به ارادت
وز پی آن بود ارادت و خواست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۵ - با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت
با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۳ - گیرم که می نیرزم من بنده همدمی را
گیرم که می نیرزم من بنده همدمی را ملکالشعرای بهار : تصنیفها
مرع سحر (در دستگاه ماهور)
بند اول صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۱۳۹ - ابتدای رباعیات
یارب چه خوش است قلیه های دو پیاز سعدی : غزلیات
غزل ۳۱ - از صومعه رختم به خرابات برآرید
از صومعه رختم به خرابات برآرید ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۳۰ - صفاهان اگر نیست شیراز هست
جهادا فراموش کردی مرا اسیری لاهیجی : اسرار الشهود
بخش ۵۹ - در بیان اموات
چار کون آمد ممات سالکان سعدی : غزلیات
غزل ۱۰۶ - شادی به روزگار گدایان کوی دوست
شادی به روزگار گدایان کوی دوست فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۰۴ - عشق بدل گاه درد گاه دوا میدهد
عشق بدل گاه درد گاه دوا میدهد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۹۳ - هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست
هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۵۶ - نفی خوبان کردم از خاطر که بار خاطرند
نفی خوبان کردم از خاطر که بار خاطرند