صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۲۳ - الآن الدائم
ز آن دایم اگر با افتتاحی
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۹۱ - نیست بیجا ناله‌ام از تنگی جا در قفس
نیست بیجا ناله‌ام از تنگی جا در قفس
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۵ - رنگین کنی زخون جگر گر خیال را
رنگین کنی زخون جگر گر خیال را
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۶۲ - نیرنگ جلوه‌ای‌که به دل نقش بسته‌ام
نیرنگ جلوه‌ای‌که به دل نقش بسته‌ام
سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۵۱ - در هجو قوامی
تا ز طبیعی غر سیاه قوامی
وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۱۳ - بشنو ز ما که تجربه کردیم سال‌ها
بشنو ز ما که تجربه کردیم سال‌ها
امیر پازواری : دوبیتی‌ها
شماره ۷۲ - اُون که بنهْ روزْ با تو بوییهْ مایلْ
اُون که بنهْ روزْ با تو بوییهْ مایلْ
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۰۵۹ - ما می رویم و با تو نکرده وداعِ راه
ما می رویم و با تو نکرده وداعِ راه
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۹۵ - صبا چو جعد سر زلف یار من بگشود
صبا چو جعد سر زلف یار من بگشود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۲ - شد بر دل من زلفک هندوی تو چیر
شد بر دل من زلفک هندوی تو چیر
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶ - ای خط تو سبزی خوان بلا
ای خط تو سبزی خوان بلا
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۴۶ - فریاد که رفت خونم از یاد
فریاد که رفت خونم از یاد
نهج البلاغه : حکمت ها
عفو هنگام قدرت
وَ قَالَ عليه‌السلام إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ اَلْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۸۰ - ز آن رخ افروخته و آن قامت افراخته
ز آن رخ افروخته و آن قامت افراخته
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۵ - سوی غربت آن بت خودکام محمل بست و رفت
سوی غربت آن بت خودکام محمل بست و رفت
سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۸۳ - سؤال کردن فرامرز از پیر برهمن در آخر کار و هویدا کردن دین
یکی عقد گوهر بخواهم گشود
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۸۳ - در وقت گل چو غنچه چرا دل فسرده یی
در وقت گل چو غنچه چرا دل فسرده یی
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۲۴ - گردون که کین اهل نظر در نهاد اوست
گردون که کین اهل نظر در نهاد اوست
اسیری لاهیجی : اسرار الشهود
بخش ۳۴ - در بیان آنکه جمیع افعال به تقدیر الهی است و اشاره به مسائل مختلف فیه میان اشعری و معتزلی و سنی و شیعی و محقق و مقلد و ایماء اصطلاحات صوفیه و منع از اظهار اسرار و تحریص به اخفاء آن بحکم:
و رب جوهر علم لو ابوح به
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۰۸ - یار از سر کوچه چو مه برآمد
یار از سر کوچه چو مه برآمد