نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۶ - گویند کرا گرفتی از عالم دوست
گویند کرا گرفتی از عالم دوست مولوی : رباعیات
رباعی ۹۳۴ - ای دل ز جفای دلستانان مگریز
ای دل ز جفای دلستانان مگریز فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
دیدن ویس رامین را و عاشق شدن بر او
چو روز رام شاهنشاه کضور غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۷۲ - لب شیرین تو جان نمکست
لب شیرین تو جان نمکست مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۳۷ - من سر بنهم در رهت ای کان کرم
من سر بنهم در رهت ای کان کرم ساختار و قالبهای شعری : مقدمه
قافیه
به كلمات آخر ابیات كه آخرین حرف اصلی آنها یكی باشد در واقع كلماتی با یک آهنگ را قافیه گویند. اگر بیتی دارای ردیف باشد قافیه قبل از ردیف قرار می گیرد. قافیه و ردیف حاصل شعر سنتی است. قافیه اجباری است اما ردیف اختیاری است. سرو چمان من چرا میل چمن نمی كند همدم گل نمی شود یاد سمن نمی كند "چمن" و "سمن" در بیت بالا قافیه هستند. صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۴ - ز ناز بوسه لب دلستان نداد مرا
ز ناز بوسه لب دلستان نداد مرا امیر معزی : قصاید
شماره ۳۰۵ - رسید عید و ز قندیل نار داد به جام
رسید عید و ز قندیل نار داد به جام فریدون مشیری : گناه دریا
شب های شاعر
می وزد باد سردی از توچال غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۴۹ - اصل ششم
بدان که شاخه های دنیا بسیار است و یکی از شاخه های وی مال و نعمت هاست و یکی جاه و حشمت و هم شاخه های دیگر دارد، اما فتنه مال عظیم است و عظیم ترین فتنه وی است و خدای سبحانه و تعالی وی را عقبه خوانده است و گفته است، «فلا اقتحم العقب و ما ادریک ما العقبه؛ فک رقبه او اطعام فی یوم ذی مسغبه» و هیچ عقبه سخت تر از این نیست از آن که از وی چاره نیست که وی با آن که سبب قضای شهوت است زاد آخرت است که از قوت و لباس و مسکن چاره نیست و این عین مال است و به مال به دست توان آورد، پس اندر نایافت وی صبر نیست و اندر وی سلامت نیست. اگر نباشد درویشی بود که از وی به وی بیم کفر است و. اگر باشد توانگری باشد که اندر وی خطر بطر است و درویش را دو حالت است یکی حرص و یکی قناعت. و قناعت محمود است و حریص را دو حالت است یکی طمع به مردمان و یکی کسب به دست خویش این محمود است و توانگر را نیز دو حالت است یکی بخل و امساک و دیگر دادن و سخاوت کردن و دهنده را دو حالت است یکی اسراف و دیگر اقتصار. و از این دو حالت یکی مذموم است و بدان دیگر آمیخته است و شناختن این هم مهم است. اندر جمله، مال از فایده و از آفات خالی نیست و فریضه است هردو را به شناختن تا از آفات وی حذر کنند و طلب وی به قدر فایده وی کنند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۰۷ - تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را
تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۲۵ - گوش بر افسانه اغیار سنگین دل مکن
گوش بر افسانه اغیار سنگین دل مکن عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۳۹ - به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد
به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن رامین ویس را
جطابی داد رامین دلازار حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۵ - در دل سخت تو هر چند که جا نتوان کرد
در دل سخت تو هر چند که جا نتوان کرد فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۵۷ - باز در دام بلا افتادهام
باز در دام بلا افتادهام حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۴ - من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد
من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۶ - طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد
طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۷۴ - صحبت جانان بر اهل دل از جان خوشترست
صحبت جانان بر اهل دل از جان خوشترست سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۲۲ - دارم عیشی به وصل ماهی
دارم عیشی به وصل ماهی
شماره ۱۶ - گویند کرا گرفتی از عالم دوست
گویند کرا گرفتی از عالم دوست مولوی : رباعیات
رباعی ۹۳۴ - ای دل ز جفای دلستانان مگریز
ای دل ز جفای دلستانان مگریز فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
دیدن ویس رامین را و عاشق شدن بر او
چو روز رام شاهنشاه کضور غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۷۲ - لب شیرین تو جان نمکست
لب شیرین تو جان نمکست مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۳۷ - من سر بنهم در رهت ای کان کرم
من سر بنهم در رهت ای کان کرم ساختار و قالبهای شعری : مقدمه
قافیه
به كلمات آخر ابیات كه آخرین حرف اصلی آنها یكی باشد در واقع كلماتی با یک آهنگ را قافیه گویند. اگر بیتی دارای ردیف باشد قافیه قبل از ردیف قرار می گیرد. قافیه و ردیف حاصل شعر سنتی است. قافیه اجباری است اما ردیف اختیاری است. سرو چمان من چرا میل چمن نمی كند همدم گل نمی شود یاد سمن نمی كند "چمن" و "سمن" در بیت بالا قافیه هستند. صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۴ - ز ناز بوسه لب دلستان نداد مرا
ز ناز بوسه لب دلستان نداد مرا امیر معزی : قصاید
شماره ۳۰۵ - رسید عید و ز قندیل نار داد به جام
رسید عید و ز قندیل نار داد به جام فریدون مشیری : گناه دریا
شب های شاعر
می وزد باد سردی از توچال غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۴۹ - اصل ششم
بدان که شاخه های دنیا بسیار است و یکی از شاخه های وی مال و نعمت هاست و یکی جاه و حشمت و هم شاخه های دیگر دارد، اما فتنه مال عظیم است و عظیم ترین فتنه وی است و خدای سبحانه و تعالی وی را عقبه خوانده است و گفته است، «فلا اقتحم العقب و ما ادریک ما العقبه؛ فک رقبه او اطعام فی یوم ذی مسغبه» و هیچ عقبه سخت تر از این نیست از آن که از وی چاره نیست که وی با آن که سبب قضای شهوت است زاد آخرت است که از قوت و لباس و مسکن چاره نیست و این عین مال است و به مال به دست توان آورد، پس اندر نایافت وی صبر نیست و اندر وی سلامت نیست. اگر نباشد درویشی بود که از وی به وی بیم کفر است و. اگر باشد توانگری باشد که اندر وی خطر بطر است و درویش را دو حالت است یکی حرص و یکی قناعت. و قناعت محمود است و حریص را دو حالت است یکی طمع به مردمان و یکی کسب به دست خویش این محمود است و توانگر را نیز دو حالت است یکی بخل و امساک و دیگر دادن و سخاوت کردن و دهنده را دو حالت است یکی اسراف و دیگر اقتصار. و از این دو حالت یکی مذموم است و بدان دیگر آمیخته است و شناختن این هم مهم است. اندر جمله، مال از فایده و از آفات خالی نیست و فریضه است هردو را به شناختن تا از آفات وی حذر کنند و طلب وی به قدر فایده وی کنند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۰۷ - تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را
تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۲۵ - گوش بر افسانه اغیار سنگین دل مکن
گوش بر افسانه اغیار سنگین دل مکن عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۳۹ - به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد
به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن رامین ویس را
جطابی داد رامین دلازار حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۵ - در دل سخت تو هر چند که جا نتوان کرد
در دل سخت تو هر چند که جا نتوان کرد فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۵۷ - باز در دام بلا افتادهام
باز در دام بلا افتادهام حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۴ - من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد
من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۶ - طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد
طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۷۴ - صحبت جانان بر اهل دل از جان خوشترست
صحبت جانان بر اهل دل از جان خوشترست سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۲۲ - دارم عیشی به وصل ماهی
دارم عیشی به وصل ماهی