صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۸۲ - چند در پرده دل باده گلنار زنیم
چند در پرده دل باده گلنار زنیم شاه نعمتالله ولی : قصاید
قصیده ۱۰ - دل چو سلطان ملک جان گردد
دل چو سلطان ملک جان گردد سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۷۴ - ای بسته به تو مهر و وفا یک عالم
ای بسته به تو مهر و وفا یک عالم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۷۹ - تا نقاب از عارض آن سرو چمن پیرا گرفت
تا نقاب از عارض آن سرو چمن پیرا گرفت سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۷۳ - با دولت حسن دوست اندر جنگم
با دولت حسن دوست اندر جنگم سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۶۶ - چون در غم آن نگار سرکش باشم
چون در غم آن نگار سرکش باشم صفایی جندقی : نوحهها
شماره ۵ - فلک زینب شد آخر بی برادر ز جفایت
فلک زینب شد آخر بی برادر ز جفایت سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۱۱ - ای دیده ز هر طرف که برخیزد خس
ای دیده ز هر طرف که برخیزد خس یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۸۰ - از قول میرزا حسن مطرب به میرزا محمدحسن مولانای اصفهانی نگاشته
خورشید بی ستاره را امروز به کوری برگشته اختران که روز ما چون شب زلفش تیره خواهند، دیدار کردم، و اندیشه مهر پیشه روان سرکاری را برون از ساختگی گفت و گزار فرمود مرا خانه و سامانی نیست، و به دور باش شاهانه تیاق اندیش و دربانی. در این ویرانه بر خردمند و دیوانه باز است و با دید پاکیزه و دامان پاک رامش آشنا و بیگانه بساز. چه خوشتر از آن که سپهر دانش و هوش و کیهان چشم و گوش چراغ دوده دانائی فروغ دیده بینائی، کلید درهای بسته، امید دل های شکسته، دانای رازهای نگفته، بینای خرده های نهفته، گوهر شناس موم و خارا، آئینه دار زشت و زیبا، سرکار ایاشن همایون سایه بر این مرز ویران گسترد و کلاغ کلبه ما را که نشان آبادی بر بال سیمرغ و پر هماست تختگاه شهریاران سازد. کاشم امروز سرافراز ساخته بود و کلاه گوشه بخت بلندم بر افسر مهر و ماه افراخته، پس از اینش اگر در سرافرازی ما کوتاهی خاست و نهاد دوست نوازش را در انجام این پیمان که مرا کام دیرین است و به کام اندر باده تلخ و آب شیرین تباهی رست، از تو خواهم دید و دانست، راه نمودی و توشه ندادی به خویش خواندی و در نگشادی. سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۵۸ - سادات به یک بار همه مهجورند
سادات به یک بار همه مهجورند عطار نیشابوری : باب پنجم: در بیان توحید به زبان تفرید
شماره ۳ - ما را باشی بهْ که هوا را باشی
ما را باشی بهْ که هوا را باشی جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۶۷ - زان لب که نوشداروی جانهای خسته است
زان لب که نوشداروی جانهای خسته است عطار نیشابوری : سی فصل
بخش ۱۸ - ز حال نوح و کشتی بازگویم
ز حال نوح و کشتی بازگویم سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۳۵ - منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد
منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۰۳ - گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۱۵ - هرگز ز کمانخانهٔ ابروی مکافات
هرگز ز کمانخانهٔ ابروی مکافات آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۴۸ - مرا تا نفس خود کامه گرفتار هوا ماند
مرا تا نفس خود کامه گرفتار هوا ماند سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۲۶ - من چون تو نیابم تو چو من یابی صد
من چون تو نیابم تو چو من یابی صد اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۴۵ - من بسودای تو فارغ گشتم از سودای کون
من بسودای تو فارغ گشتم از سودای کون سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۳ - هستی تو سزای این و صد چندین رنج
هستی تو سزای این و صد چندین رنج
غزل ۵۶۸۲ - چند در پرده دل باده گلنار زنیم
چند در پرده دل باده گلنار زنیم شاه نعمتالله ولی : قصاید
قصیده ۱۰ - دل چو سلطان ملک جان گردد
دل چو سلطان ملک جان گردد سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۷۴ - ای بسته به تو مهر و وفا یک عالم
ای بسته به تو مهر و وفا یک عالم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۷۹ - تا نقاب از عارض آن سرو چمن پیرا گرفت
تا نقاب از عارض آن سرو چمن پیرا گرفت سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۷۳ - با دولت حسن دوست اندر جنگم
با دولت حسن دوست اندر جنگم سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۶۶ - چون در غم آن نگار سرکش باشم
چون در غم آن نگار سرکش باشم صفایی جندقی : نوحهها
شماره ۵ - فلک زینب شد آخر بی برادر ز جفایت
فلک زینب شد آخر بی برادر ز جفایت سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۱۱ - ای دیده ز هر طرف که برخیزد خس
ای دیده ز هر طرف که برخیزد خس یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۸۰ - از قول میرزا حسن مطرب به میرزا محمدحسن مولانای اصفهانی نگاشته
خورشید بی ستاره را امروز به کوری برگشته اختران که روز ما چون شب زلفش تیره خواهند، دیدار کردم، و اندیشه مهر پیشه روان سرکاری را برون از ساختگی گفت و گزار فرمود مرا خانه و سامانی نیست، و به دور باش شاهانه تیاق اندیش و دربانی. در این ویرانه بر خردمند و دیوانه باز است و با دید پاکیزه و دامان پاک رامش آشنا و بیگانه بساز. چه خوشتر از آن که سپهر دانش و هوش و کیهان چشم و گوش چراغ دوده دانائی فروغ دیده بینائی، کلید درهای بسته، امید دل های شکسته، دانای رازهای نگفته، بینای خرده های نهفته، گوهر شناس موم و خارا، آئینه دار زشت و زیبا، سرکار ایاشن همایون سایه بر این مرز ویران گسترد و کلاغ کلبه ما را که نشان آبادی بر بال سیمرغ و پر هماست تختگاه شهریاران سازد. کاشم امروز سرافراز ساخته بود و کلاه گوشه بخت بلندم بر افسر مهر و ماه افراخته، پس از اینش اگر در سرافرازی ما کوتاهی خاست و نهاد دوست نوازش را در انجام این پیمان که مرا کام دیرین است و به کام اندر باده تلخ و آب شیرین تباهی رست، از تو خواهم دید و دانست، راه نمودی و توشه ندادی به خویش خواندی و در نگشادی. سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۵۸ - سادات به یک بار همه مهجورند
سادات به یک بار همه مهجورند عطار نیشابوری : باب پنجم: در بیان توحید به زبان تفرید
شماره ۳ - ما را باشی بهْ که هوا را باشی
ما را باشی بهْ که هوا را باشی جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۶۷ - زان لب که نوشداروی جانهای خسته است
زان لب که نوشداروی جانهای خسته است عطار نیشابوری : سی فصل
بخش ۱۸ - ز حال نوح و کشتی بازگویم
ز حال نوح و کشتی بازگویم سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۳۵ - منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد
منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۰۳ - گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۱۵ - هرگز ز کمانخانهٔ ابروی مکافات
هرگز ز کمانخانهٔ ابروی مکافات آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۴۸ - مرا تا نفس خود کامه گرفتار هوا ماند
مرا تا نفس خود کامه گرفتار هوا ماند سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۲۶ - من چون تو نیابم تو چو من یابی صد
من چون تو نیابم تو چو من یابی صد اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۴۵ - من بسودای تو فارغ گشتم از سودای کون
من بسودای تو فارغ گشتم از سودای کون سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۳ - هستی تو سزای این و صد چندین رنج
هستی تو سزای این و صد چندین رنج