حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۰۴ - قبله ی روحانی ما روی تست
قبله ی روحانی ما روی تست
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۴۴ - مرغ خموش
یک مرغ سر به زیر پر اندر کشیده است
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۱۷ - داستان اسکندر که خود را بر خاک تواضع انداخت و از خاک تواضع سر بر اوج ترفع افراخت
چنین گفت دانشور روم و روس
سعدی : غزلیات
غزل ۱۸۷ - هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد
هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۸۲ - اگرچه خسرو عالم شوی و گر فغفور
اگرچه خسرو عالم شوی و گر فغفور
ملک‌الشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۳۸ - بیم از بحران
پادشاهی را یکی دستور بود
مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۹۷ - بدید این دل درون دل بهاری
بدید این دل درون دل بهاری
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۶۹ - مطایبه
بهر بهار بازو وکون وکفل نماند
سعدی : غزلیات
غزل ۱۶۴ - دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
ساختار و قالب‌های شعری : قالب های شعر کهن فارسی
مثنوی
شعری است كه هر بیت آن قافیه مستقل دارد. این قالب خاص ایرانیان است و از آغاز شعر فارسی تا امروز مورد توجه شاعران بوده است. درون مایه و محتوای آن حماسی، اخلاقی، عاشقانه، عارفانه و تاریخی است. نمونه مثنوی حماسی مثل شاهنامه، عاشقانه مثل لیلی و مجنون، عارفانه مثل مثنوی معنوی و اخلاقی مثل بوستان سعدی است. شكل آرایش مثنوی ---------* -----------*
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۵۰ - در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۵۹ - منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین
منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین
سعدی : قطعات
شماره ۱۱۴ - روز قالی فشاندنست امروز
روز قالی فشاندنست امروز
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۴۰ - پاکستان
شد سیه مست بلاهشیار، تاکستان کجاست‌؟
رهی معیری : ابیات پراکنده
صبح پیری
تا بر آمد صبح پیری پایم از رفتار ماند
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۰۱ - هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزی
هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزی
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۴۳۷ - بباد صبا گفتم از شوق دوش
بباد صبا گفتم از شوق دوش
ملا مسیح پانی پتی : رام و سیتا
بخش ۱۱۵ - بیان فراق رام
چو رام غافل از سیتا جدا ماند
جامی : دفتر اول
بخش ۳۶ - در بیان سخن آن عارف که گفت دوستان همه عالم دشمنند و همه دشمنان دوستند
عارفی گفت هر که یارم شد
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۲۱ - عاجز شدن شاه از تدبیر کار سلامان و مشورت با حکیم
چون سلامان ماند ز ابسال اینچنین