امیر معزی : قصاید
شماره ۳۰۹ - ای به توفیق و هدایت دین یزدان را قوام
ای به توفیق و هدایت دین یزدان را قوام
بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۳۸ - گر بگویم بتو ای مه که چه زیبنده ی نازی
گر بگویم بتو ای مه که چه زیبنده ی نازی
مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۵۰ - ز غم تو زار زارم، هله تا تو شاد باشی
ز غم تو زار زارم، هله تا تو شاد باشی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۰۶ - همچون آواز یک زمانم برکش
همچون آواز یک زمانم برکش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۹۳ - آنرا که دل از غمی مشوّش باشد
آنرا که دل از غمی مشوّش باشد
جامی : دفتر اول
بخش ۱۵۴ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم احثواالتراب فی وجوه المداحین: کذا فی صحیح المسلم رحمة الله علیه و فیه ایضا مدح رجل عند النبی صلی الله علیه و سلم. قال صلی الله علیه و سلم: ویحک قطعت عنق صاحبک
گوش بر مدح مدح گو کم نه
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶۱ - بی روی تو صبر ازین فزون نتوان کرد
بی روی تو صبر ازین فزون نتوان کرد
قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۸۵ - به یکی از دوستان نوشته است
به روزگار عزیزان که روزگار عزیز
فردوسی : پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران
بخش ۱۶ - چو آگاهی آمد به کاووس شاه
چو آگاهی آمد به کاووس شاه
سعدی : مفردات
بیت ۱۰
خواهی که به طبعت همه کس دارد دوست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۶۹ - سخن پوشیده در لعل لب جانان نمی ماند
سخن پوشیده در لعل لب جانان نمی ماند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۸۸ - بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای است
بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای است
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۱۵ - فرّاش چمن باد شمالست اکنون
فرّاش چمن باد شمالست اکنون
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۵۰ - ما را به درد عشق تو جز صبر چاره چیست
ما را به درد عشق تو جز صبر چاره چیست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۸ - چنان که از نمک افزون شود جراحتها
چنان که از نمک افزون شود جراحتها
حافظ : قطعات
قطعه ۲۹ - به من سلام فرستاد دوستی امروز
به من سلام فرستاد دوستی امروز
قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۵۷ - رقم حکومت ارومیه نواب ملک قاسم میرزا
حضرت مالک الملک بیچون جلت عظمه و عظمت قدرته چون خواهد لطفی جامع کند و فیضی شایع، ولات عدل بر عراص ملک گمارد تا احکام عدالت در اقطار ولایت جاری کنند و اقسام نعم بر اصناف امم وارد آرند. مقتضیات این حکمت موجب تمکن و استقرار در ساحات و صفحات آذربایجان شد، ما نیز از بدایت حال که تشریف سعادت و اجلال داریم، ابواب رافت بر اقطاع مملکت گشوده و هر ناحیتی را عاطفتی فرموده وهر طایفه را راتبه داده؛ از جمله والی ارومی و قبایل افشارند که درین دولت خصوص در این مدت، همیشه بمال و جان و زر و سر خدمت کرده و در مجاهد و معارک از اشباه و نظایر پیش و بیش بوده، اگرچه بحسب مراتب در هر وقت و هر حال از قبل ما تربیتی بسزا دیده، درین سال فرخنده فال که در کار ایشان نظری مجدد فرمودیم معلوم و مشاهد شد که اشراف و اعالی و اصناف اهالی همه چون مجدب منتظر فیض باران و چون مجرم مترصد فضل و غفران آمده، فیضی جدید خواهند و عنایتی مدید، علی هذا غصن شریف خلافت و فرع رفیع نبالت شاهزاده آزاده، برادر نیک اختر پاک گوهر، ملک قاسم میرزا را که موجی از بحر افضال و اوجی از چرخ اقبال و جلوه از جمال مجد وشرف و با عشایر افشار بنسبت چون گوهر وصدف است. تکمله للنعمه و تصفیه للرحمه
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۲۲ - از سخن یک جو نه بر قدر سخن پرور فزود
از سخن یک جو نه بر قدر سخن پرور فزود
سعدی : غزلیات
غزل ۴۰۹ - تا خبر دارم از او بی‌خبر از خویشتنم
تا خبر دارم از او بی‌خبر از خویشتنم
عطار نیشابوری : باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شماره ۲۲ - ای دل غم جان محنت اندیش ببین
ای دل غم جان محنت اندیش ببین