جامی : سبحةالابرار
بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد
خارکش پیری با دلق درشت مولوی : غزلیات
غزل ۴۷۹ - ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرین است
ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرین است عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۲۵ - کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد
کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۱۵ - از چشم خوشت بسی شکایت دارم
از چشم خوشت بسی شکایت دارم ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۴۹ - سیر سلطان مصر
سیر سلطان مصر. امن و فراغت اهل مصر بدان حد بود که دکانهای بزازان و صرافان و جوهریان را در نبستندی الا دامی بر وی کشیدندی و کس نیارستی به چیزی دست بردن. مردی یهودی بود جوهری که سلطان را نزدیک بود او را مال بسیار بود و همه اعتماد جوهر خریدن بر او داشتند روزی لشکریان دست بر این یهودی برداشتند و او را بکشتند. چون این کار بکردند از قهر سلطان بترسیدند و بیست هزار سوار برنشستند و آن لشکر تا نیمه روز در میدان ایستاده بودند. خادمی از سرای بیرون آمد و بر در سرای ایستاد و گفت سلطان میفرماید که به طاعت هستید یا نه. ایشان به یکبار آواز دادند که بندگانیم و طاعت دار اما گناه کرده ایم. خادم گفت سلطان میفرماید که بازگردید. در حال بازگشتند و آن جهود مقتول را ابوسعید گفتندی پسری داشت و برادری. عطار نیشابوری : بیان الارشاد
بسم الله الرحمن الرحیم
پناه من بحیّی کو نمیرد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۴۶ - ای دل ای دل مهرآن مه ورز وایمان تازه کن
ای دل ای دل مهرآن مه ورز وایمان تازه کن جامی : سبحةالابرار
بخش ۵ - دست تضرع به مناجات برآوردن و در حلقه اجابت قبله حاجات استوار کردن
ای حیات دل هر زنده دلی کمال خجندی : معمیات
شماره ۴ - عیدی دیدم سر علم افتاد
عیدی دیدم سر علم افتاد سلمان ساوجی : فراق نامه
بخش ۲ - مناجات
الهی، الهی، خطا کردهایم سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۶۳ - روز رخت که غره ماه جمال تست
روز رخت که غره ماه جمال تست خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۰ - رشید الدین وطوط در مدح خاقانی قصیدهای مشتمل بر سی و یک بیت سرود و برای او فرستاد که اولش این است «ای سپهر قدر را خورشید و ماه وی سریر فضل را دستور و شاه» «افضل الدین بوالفضایل بحر فضل فیلسوف دین فزای کفرکاه» خاقانی در جواب وی گفته است
مگر به ساحت گیتی نماند بوی وفا اقبال لاهوری : اسرار خودی
در بیان اینکه مقصد حیات مسلم ، اعلای کلمة الله است و جهاد ، اگر محرک آن جوع الارض باشد در مذهب اسلام حرام است
قلب را از صبغة الله رنگ ده قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۷ - ای که از عشق و عقل میلافی
ای که از عشق و عقل میلافی خاقانی : غزلیات
غزل ۳۷۴ - گر بر در وصالت امید بار بودی
گر بر در وصالت امید بار بودی مولوی : غزلیات
غزل ۹۲۵ - دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید مولوی : غزلیات
غزل ۶۷۸ - به صورت یار من چون خشمگین شد
به صورت یار من چون خشمگین شد خیام : درد زندگی [۲۵-۱۶]
رباعی ۲۱
اکنون که ز خوشدلی بهجز نام نمانْد، قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۳۰ - ای نفس خیره ملک دو عالم از آن تست
ای نفس خیره ملک دو عالم از آن تست مولوی : غزلیات
غزل ۹۴۸ - کسی خراب خرابات و مست میباشد
کسی خراب خرابات و مست میباشد
بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد
خارکش پیری با دلق درشت مولوی : غزلیات
غزل ۴۷۹ - ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرین است
ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرین است عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۲۵ - کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد
کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۱۵ - از چشم خوشت بسی شکایت دارم
از چشم خوشت بسی شکایت دارم ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۴۹ - سیر سلطان مصر
سیر سلطان مصر. امن و فراغت اهل مصر بدان حد بود که دکانهای بزازان و صرافان و جوهریان را در نبستندی الا دامی بر وی کشیدندی و کس نیارستی به چیزی دست بردن. مردی یهودی بود جوهری که سلطان را نزدیک بود او را مال بسیار بود و همه اعتماد جوهر خریدن بر او داشتند روزی لشکریان دست بر این یهودی برداشتند و او را بکشتند. چون این کار بکردند از قهر سلطان بترسیدند و بیست هزار سوار برنشستند و آن لشکر تا نیمه روز در میدان ایستاده بودند. خادمی از سرای بیرون آمد و بر در سرای ایستاد و گفت سلطان میفرماید که به طاعت هستید یا نه. ایشان به یکبار آواز دادند که بندگانیم و طاعت دار اما گناه کرده ایم. خادم گفت سلطان میفرماید که بازگردید. در حال بازگشتند و آن جهود مقتول را ابوسعید گفتندی پسری داشت و برادری. عطار نیشابوری : بیان الارشاد
بسم الله الرحمن الرحیم
پناه من بحیّی کو نمیرد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۴۶ - ای دل ای دل مهرآن مه ورز وایمان تازه کن
ای دل ای دل مهرآن مه ورز وایمان تازه کن جامی : سبحةالابرار
بخش ۵ - دست تضرع به مناجات برآوردن و در حلقه اجابت قبله حاجات استوار کردن
ای حیات دل هر زنده دلی کمال خجندی : معمیات
شماره ۴ - عیدی دیدم سر علم افتاد
عیدی دیدم سر علم افتاد سلمان ساوجی : فراق نامه
بخش ۲ - مناجات
الهی، الهی، خطا کردهایم سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۶۳ - روز رخت که غره ماه جمال تست
روز رخت که غره ماه جمال تست خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۰ - رشید الدین وطوط در مدح خاقانی قصیدهای مشتمل بر سی و یک بیت سرود و برای او فرستاد که اولش این است «ای سپهر قدر را خورشید و ماه وی سریر فضل را دستور و شاه» «افضل الدین بوالفضایل بحر فضل فیلسوف دین فزای کفرکاه» خاقانی در جواب وی گفته است
مگر به ساحت گیتی نماند بوی وفا اقبال لاهوری : اسرار خودی
در بیان اینکه مقصد حیات مسلم ، اعلای کلمة الله است و جهاد ، اگر محرک آن جوع الارض باشد در مذهب اسلام حرام است
قلب را از صبغة الله رنگ ده قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۷ - ای که از عشق و عقل میلافی
ای که از عشق و عقل میلافی خاقانی : غزلیات
غزل ۳۷۴ - گر بر در وصالت امید بار بودی
گر بر در وصالت امید بار بودی مولوی : غزلیات
غزل ۹۲۵ - دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید مولوی : غزلیات
غزل ۶۷۸ - به صورت یار من چون خشمگین شد
به صورت یار من چون خشمگین شد خیام : درد زندگی [۲۵-۱۶]
رباعی ۲۱
اکنون که ز خوشدلی بهجز نام نمانْد، قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۳۰ - ای نفس خیره ملک دو عالم از آن تست
ای نفس خیره ملک دو عالم از آن تست مولوی : غزلیات
غزل ۹۴۸ - کسی خراب خرابات و مست میباشد
کسی خراب خرابات و مست میباشد