جامی : دفتر اول
بخش ۱۷۲ - حکایت بر سبیل تمثیل
خسروی را که بود فرزندان صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۷۸ - شد چو سوزن خشک، خار از قرب گل پیراهنان
شد چو سوزن خشک، خار از قرب گل پیراهنان جامی : دفتر اول
بخش ۱۲۶ - سؤال و جواب
گر تو گویی به حکم عقل روا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۱۱ - ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید
ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۳ - به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها
به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۸۳ - گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده اند
گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده اند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۵۰ - از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست
از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۴ - ای دیده دل به خون جگر رهنمای تست
ای دیده دل به خون جگر رهنمای تست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۲۸ - از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
از بس گرفت تنگی دل در میان مرا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۷۲ - دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد
دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۳ - ملک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر
ملکزادهای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوبروی؛ باری پدر به کراهت و استحقار درو نظر میکرد، پسر به فراست و استبصار به جای آورد و گفت: ای پدر کوتاهِ خردمند بِه که نادانِ بلند. نه هر چه به قامت مهتر به قیمت بهتر. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۱۱ - مهر لب مرا می منصور نشکند
مهر لب مرا می منصور نشکند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۸۸ - غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد
غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۹۰ - کلفت از سینه می ناب برون می آرد
کلفت از سینه می ناب برون می آرد جامی : دفتر اول
بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه
پور عبدالملک به نام هشام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۰۳ - محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد
محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۶۸۹ - هر دل که نه پردردست آن دل به چه کار آید
هر دل که نه پردردست آن دل به چه کار آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۲۸ - زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟
زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹ - خواب ناز از حسن روزافزون نشد سنگین ترا
خواب ناز از حسن روزافزون نشد سنگین ترا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۰۹ - استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟
استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟
بخش ۱۷۲ - حکایت بر سبیل تمثیل
خسروی را که بود فرزندان صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۷۸ - شد چو سوزن خشک، خار از قرب گل پیراهنان
شد چو سوزن خشک، خار از قرب گل پیراهنان جامی : دفتر اول
بخش ۱۲۶ - سؤال و جواب
گر تو گویی به حکم عقل روا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۱۱ - ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید
ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۳ - به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها
به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۸۳ - گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده اند
گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده اند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۵۰ - از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست
از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۴ - ای دیده دل به خون جگر رهنمای تست
ای دیده دل به خون جگر رهنمای تست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۲۸ - از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
از بس گرفت تنگی دل در میان مرا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۷۲ - دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد
دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۳ - ملک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر
ملکزادهای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوبروی؛ باری پدر به کراهت و استحقار درو نظر میکرد، پسر به فراست و استبصار به جای آورد و گفت: ای پدر کوتاهِ خردمند بِه که نادانِ بلند. نه هر چه به قامت مهتر به قیمت بهتر. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۱۱ - مهر لب مرا می منصور نشکند
مهر لب مرا می منصور نشکند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۸۸ - غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد
غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۹۰ - کلفت از سینه می ناب برون می آرد
کلفت از سینه می ناب برون می آرد جامی : دفتر اول
بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه
پور عبدالملک به نام هشام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۰۳ - محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد
محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۶۸۹ - هر دل که نه پردردست آن دل به چه کار آید
هر دل که نه پردردست آن دل به چه کار آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۲۸ - زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟
زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹ - خواب ناز از حسن روزافزون نشد سنگین ترا
خواب ناز از حسن روزافزون نشد سنگین ترا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۰۹ - استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟
استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟