مولوی : دفتر اول
بخش ۱۲۵ - در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد کی در راهست کی لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر
گر ولی زهری خورد، نوشی شود
سعدی : غزلیات
غزل ۲۵۸
مرا راحت از زندگی دوش بود
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۶۱۳
ای شادی آن روزی، کز راه تو بازآیی
نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۸۵ - غزل گفتن باربد از زبان خسرو
نکیسا چون زد این افسانه بر ساز
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۱۱۹ - حکایت مناجات موسی علیه السلام که دیده یقین وی بگشایند و عدل در صورت ظلم را به وی نمایند
گفت روزی به مناجات کلیم
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۱۶۵
عاشق باید که عشق را بنده شود
سعدی : باب سوم در عشق و مستی و شور
حکایت صبر و ثبات روندگان
چنین نقل دارم ز مردان راه
عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شمارهٔ ۵۰
در عشق مرا عقل شد و رای نماند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۳۳۲
شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد
عطار نیشابوری : باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
شمارهٔ ۳۶
ای بی سر و بن گشته جهانی از تو
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۰۳
هر کس نشسته شاد به کام و هوای خویش
جامی : دفتر دوم
بخش ۵۰ - قصه عیینه و ریا
معتمر نام مهتری ز عرب
قاسم انوار : غزلیات
شمارهٔ ۵۲۶
گر شیر نه ای، بگذر ازین بیشه شیران
غروی اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۴۵
دلبرا گر بنوازی بنگاهی ما را
مولوی : دفتر ششم
بخش ۲۵ - تمثیل مرد حریص نابیننده رزاقی حق را و خزاین و رحمت او را به موری کی در خرمنگاه بزرگ با دانهٔ گندم می‌کوشد و می‌جوشد و می‌لرزد و به تعجیل می‌کشد و سعت آن خرمن را نمی‌بیند
مور بر دانه بدان لرزان شود
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۱۷۵
آن شاهد معنوی که جانم تن اوست
عطار نیشابوری : باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد
شمارهٔ ۳۸
ای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کن
سعدی : غزلیات
غزل ۴۷۹
من از دست کمانداران ابرو
سعدی : باب اول در عدل و تدبیر و رای
در تغیر روزگار و انتقال مملکت
شنیدم که در مصر میری اجل
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۳۵
ببین به دور لبش خط عنبرافشان را