امیر پازواری : هشتبیتیها
شمارهٔ ۲۳
اوّل گمّه و آخر ذاتِ خداره طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۲۰۶
خویش را تا جمع کردم بهر گلگشت رخت الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۱۸ - ذکر رفتن وهب با عروس به خدمت امام و گفتگوی ایشان با یکدیگر
چو چشم زن افتاد بر روی شوی وفایی شوشتری : مدایح و مراثی
شمارهٔ ۴۶ - در مصیبت سالار شهیدان (ع)
باز از نو خامه همچون نی نوا سر می کند جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۶۳۰
عجزم از عشق محال است عنان تاب شود ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - رضا بر قضا و مقدرات الهی
ضد سخط، رضا است و آن عبارت است از ترک اعتراض الهیه در باطن و ظاهر، قولا و فعلا و صاحب مرتبه رضا پیوسته در لذت و بهجت و سرور و راحت است، زیرا تفاوتی نیست در نزد او میان فقر و غنا، راحت و عنا، بقا و فنا، عزت و ذلت، مرض و صحت، و موت و حیات و هیچ یک از اینها بر دیگری در نظر او ترجیح ندارد و هیچ کدام بر دل او گران نیست، زیرا که همه را صادر از خدای تعالی می داند به واسطه محبت حق که بر دل او رسوخ نموده بر همه افعال او عاشق است و آنچه از او می رسد بر طبع او موافق است و می گوید: اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۲۶ - مدح اقضی القضات خواجه رکن الدین حافظ همدانی
ای خرد را خاک درگاه تو اکسیر نجات مشتاق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۷۴
بغربت یوسف من من بزندان وطن مانده فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۱۴۹
آنانکه پریر قلب ما را خستند فیاض لاهیجی : رباعیات
شمارهٔ ۱۴۵
یارب گرة غفلتم از دل بگشای آذر بیگدلی : قصاید
شمارهٔ ۲۳ - در تهنیت فرزندان فرماید
صباح عید صبوحی طلب، صحیح و سقیم جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۴۳۶
چه کارم بی گل روی تو گلزار جهان آید جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۷۷۷
دلم از درد فراق تو به جان آمد باز رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۸
چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم سلطان باهو : غزلیات
غزل ۲۶
چو اینما تولوا شد قبلهء حقیقت مشتاق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۷۱
خوش آنکه گشته تسلیم بر حکمت از بدایت ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۹۹
بیزحمت مشاطه رخت همچو مهست حمیدالدین بلخی : مقامات حمیدی
المقامة العشرون - فی السکباج
حکایت کرد مرا دوستی که در گفتار امین بود و در اسرار ضمین، پیشرو ارباب وفا بود و سر دفتر اصحاب صفا، که: وقتی از اوقات که کسوت صبی برطی خویش بود و شیطان شباب در غی خویش، حله کودکی از نقش خلاعت طراز داشت و غصن جوانی از نسیم امانی اهتزازی، عمر را نضرتی و طراوتی بود و عیش را خضرتی و حلاوتی، درهر صباحی صبوحی و در هر رواحی فتوحی. مشتاق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۲
شبی روز منست ای از تو روشن چشم داغ من جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۹۵
صبا رسید و رسانید بوی یار قدیم
شمارهٔ ۲۳
اوّل گمّه و آخر ذاتِ خداره طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۲۰۶
خویش را تا جمع کردم بهر گلگشت رخت الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۱۸ - ذکر رفتن وهب با عروس به خدمت امام و گفتگوی ایشان با یکدیگر
چو چشم زن افتاد بر روی شوی وفایی شوشتری : مدایح و مراثی
شمارهٔ ۴۶ - در مصیبت سالار شهیدان (ع)
باز از نو خامه همچون نی نوا سر می کند جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۶۳۰
عجزم از عشق محال است عنان تاب شود ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - رضا بر قضا و مقدرات الهی
ضد سخط، رضا است و آن عبارت است از ترک اعتراض الهیه در باطن و ظاهر، قولا و فعلا و صاحب مرتبه رضا پیوسته در لذت و بهجت و سرور و راحت است، زیرا تفاوتی نیست در نزد او میان فقر و غنا، راحت و عنا، بقا و فنا، عزت و ذلت، مرض و صحت، و موت و حیات و هیچ یک از اینها بر دیگری در نظر او ترجیح ندارد و هیچ کدام بر دل او گران نیست، زیرا که همه را صادر از خدای تعالی می داند به واسطه محبت حق که بر دل او رسوخ نموده بر همه افعال او عاشق است و آنچه از او می رسد بر طبع او موافق است و می گوید: اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۲۶ - مدح اقضی القضات خواجه رکن الدین حافظ همدانی
ای خرد را خاک درگاه تو اکسیر نجات مشتاق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۷۴
بغربت یوسف من من بزندان وطن مانده فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۱۴۹
آنانکه پریر قلب ما را خستند فیاض لاهیجی : رباعیات
شمارهٔ ۱۴۵
یارب گرة غفلتم از دل بگشای آذر بیگدلی : قصاید
شمارهٔ ۲۳ - در تهنیت فرزندان فرماید
صباح عید صبوحی طلب، صحیح و سقیم جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۴۳۶
چه کارم بی گل روی تو گلزار جهان آید جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۷۷۷
دلم از درد فراق تو به جان آمد باز رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۸
چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم سلطان باهو : غزلیات
غزل ۲۶
چو اینما تولوا شد قبلهء حقیقت مشتاق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۷۱
خوش آنکه گشته تسلیم بر حکمت از بدایت ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۹۹
بیزحمت مشاطه رخت همچو مهست حمیدالدین بلخی : مقامات حمیدی
المقامة العشرون - فی السکباج
حکایت کرد مرا دوستی که در گفتار امین بود و در اسرار ضمین، پیشرو ارباب وفا بود و سر دفتر اصحاب صفا، که: وقتی از اوقات که کسوت صبی برطی خویش بود و شیطان شباب در غی خویش، حله کودکی از نقش خلاعت طراز داشت و غصن جوانی از نسیم امانی اهتزازی، عمر را نضرتی و طراوتی بود و عیش را خضرتی و حلاوتی، درهر صباحی صبوحی و در هر رواحی فتوحی. مشتاق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۲
شبی روز منست ای از تو روشن چشم داغ من جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۹۵
صبا رسید و رسانید بوی یار قدیم