مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۹۵ - سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
سَرْ قَدَم کردیم و آخِر سویِ جَیحون تاختیم شمس مغربی : غزلیات
شماره ۶ - ورای مطلب هر طالب است مطلب ما
ورای مطلب هر طالب است مطلب ما فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
اندر بستن دایه مر شاه موبد را بر ویس
چو دایه ویس را چونان بیاراست ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۲ - ادامهٔ خطبهٔ آغاز تاریخ
و چون از این فصل فارغ شدم آغاز فصلی دیگر کردم، چنانکه بر دلها نزدیکتر باشد و گوشها آن زودتر دریابد و بر خرد رنجی بزرگ نرسد. بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات اللّه علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر بپادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید گروید و بدان راه راست ایزدی بدانست . سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در تفسیر چند سوره و نعت رسول اکرم و مدح قاضی عبدالودود
کفر و ایمان را هم اندر تیرگی هم در صفا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۷۰ - سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار
سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۱۶ - حران
و از شهر آمد تا حران دو راه است یکی را هیچ آبادانی نیست و آن چهل فرسنگ است. و بر راهی دیگر آبادانی و دیه های بسیار است و بیش تراهل آن نصاری باشد و آن شصت فرسنگ باشد. ما با کاروان به راه آبادانی شدیم. صحرایی به غایت هموار بود الا آن که چندان سنگ بود که ستور البته هیچ گام بی سنگ ننهادی. قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۶ - مادر چو بزاد آن بدعا خواسته را
مادر چو بزاد آن بدعا خواسته را مولوی : غزلیات
غزل ۳۹۲ - گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست؟
گَر ندید آن شادْجان این گُلسِتان را شادْ چیست؟ فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۲۸ - ای مایهٔ اصل شادمانی غم تو
ای مایهٔ اصل شادمانی غم تو کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۸۳ - تا وزن شهنشاه ترازو کردست
تا وزن شهنشاه ترازو کردست سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۲۲۴ - صنما تا بزیم بندهٔ دیدار توام
صنما تا بزیم بندهٔ دیدار توام نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۵ - در مدح شروانشاه اختسان بن منوچهر
سر خیل سپاه تاجداران ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۷۶ - دل داغ تو دارد ارنه بفروختمی
دل داغ تو دارد ارنه بفروختمی مولوی : غزلیات
غزل ۶۵۲ - تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
تَدبیر کُند بَنده و تَقدیر نَدانَد فروغی بسطامی : رباعیات
رباعی ۹ - از هر دو جهان مرا مقید کردند
از هر دو جهان مرا مقید کردند فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
گفتار اندر ستایش خواجه ابو نصر منصور بن مهمد
چو ایزد بنده ای را یار باشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۰۵ - همت بلند نام شد از طبع سرکشم
همت بلند نام شد از طبع سرکشم اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۱۲ - تاریخ وفات شاه ملا
رفت آخر از جهان آن نیکنام یغمای جندقی : بخش دوم
شماره ۸ - رسید همایون نامه سرکاری بزم دوستان را مشک به خرمن و گوهر به دامن ریخت. نوید تندر
رسید همایون نامه سرکاری بزم دوستان را مشک به خرمن و گوهر به دامن ریخت. نوید تندرستی کلید درهای امید گشت، جان به مژده در آستین و پیشانی به ستایش و سپاس یزدانی به آستان نهادم. پرسش و روزگار دوران نزدیک و بریدگان پیوسته فرموده ای، پیداست روز آنکه جدا ماند و با رنج شکیب سوز تنهائی آشنا چگونه و چون خواهد بود؟ آن مایه هست و بود که دریافت دیدار جان افزای یار از بار خدا جوئیم هست، و پس آسیب گسستگی که با غوغای رستاخیزش پیوستگی هاست تیماری نیست. ندانم این شب دیر انجام را کی بامداد خواهد رست و این بست گران نشست را که با مرگ ناگهانی دامن به دامن بسته از کجا گشاد خواهد زاد.
غزل ۱۵۹۵ - سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
سَرْ قَدَم کردیم و آخِر سویِ جَیحون تاختیم شمس مغربی : غزلیات
شماره ۶ - ورای مطلب هر طالب است مطلب ما
ورای مطلب هر طالب است مطلب ما فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
اندر بستن دایه مر شاه موبد را بر ویس
چو دایه ویس را چونان بیاراست ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۲ - ادامهٔ خطبهٔ آغاز تاریخ
و چون از این فصل فارغ شدم آغاز فصلی دیگر کردم، چنانکه بر دلها نزدیکتر باشد و گوشها آن زودتر دریابد و بر خرد رنجی بزرگ نرسد. بدان که خدای تعالی، قوّتی به پیغمبران، صلوات اللّه علیهم اجمعین، داده است و قوّة دیگر بپادشاهان، و بر خلق روی زمین واجب کرده که بدان دو قوّة بباید گروید و بدان راه راست ایزدی بدانست . سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در تفسیر چند سوره و نعت رسول اکرم و مدح قاضی عبدالودود
کفر و ایمان را هم اندر تیرگی هم در صفا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۷۰ - سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار
سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۱۶ - حران
و از شهر آمد تا حران دو راه است یکی را هیچ آبادانی نیست و آن چهل فرسنگ است. و بر راهی دیگر آبادانی و دیه های بسیار است و بیش تراهل آن نصاری باشد و آن شصت فرسنگ باشد. ما با کاروان به راه آبادانی شدیم. صحرایی به غایت هموار بود الا آن که چندان سنگ بود که ستور البته هیچ گام بی سنگ ننهادی. قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۶ - مادر چو بزاد آن بدعا خواسته را
مادر چو بزاد آن بدعا خواسته را مولوی : غزلیات
غزل ۳۹۲ - گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست؟
گَر ندید آن شادْجان این گُلسِتان را شادْ چیست؟ فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۲۸ - ای مایهٔ اصل شادمانی غم تو
ای مایهٔ اصل شادمانی غم تو کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۸۳ - تا وزن شهنشاه ترازو کردست
تا وزن شهنشاه ترازو کردست سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۲۲۴ - صنما تا بزیم بندهٔ دیدار توام
صنما تا بزیم بندهٔ دیدار توام نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۵ - در مدح شروانشاه اختسان بن منوچهر
سر خیل سپاه تاجداران ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۷۶ - دل داغ تو دارد ارنه بفروختمی
دل داغ تو دارد ارنه بفروختمی مولوی : غزلیات
غزل ۶۵۲ - تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
تَدبیر کُند بَنده و تَقدیر نَدانَد فروغی بسطامی : رباعیات
رباعی ۹ - از هر دو جهان مرا مقید کردند
از هر دو جهان مرا مقید کردند فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
گفتار اندر ستایش خواجه ابو نصر منصور بن مهمد
چو ایزد بنده ای را یار باشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۰۵ - همت بلند نام شد از طبع سرکشم
همت بلند نام شد از طبع سرکشم اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۱۲ - تاریخ وفات شاه ملا
رفت آخر از جهان آن نیکنام یغمای جندقی : بخش دوم
شماره ۸ - رسید همایون نامه سرکاری بزم دوستان را مشک به خرمن و گوهر به دامن ریخت. نوید تندر
رسید همایون نامه سرکاری بزم دوستان را مشک به خرمن و گوهر به دامن ریخت. نوید تندرستی کلید درهای امید گشت، جان به مژده در آستین و پیشانی به ستایش و سپاس یزدانی به آستان نهادم. پرسش و روزگار دوران نزدیک و بریدگان پیوسته فرموده ای، پیداست روز آنکه جدا ماند و با رنج شکیب سوز تنهائی آشنا چگونه و چون خواهد بود؟ آن مایه هست و بود که دریافت دیدار جان افزای یار از بار خدا جوئیم هست، و پس آسیب گسستگی که با غوغای رستاخیزش پیوستگی هاست تیماری نیست. ندانم این شب دیر انجام را کی بامداد خواهد رست و این بست گران نشست را که با مرگ ناگهانی دامن به دامن بسته از کجا گشاد خواهد زاد.