اسیری لاهیجی : رباعیات
شماره ۶۰ - مشتاق جمال روی جان افروزم
مشتاق جمال روی جان افروزم قدسی مشهدی : مطالع و متفرقات
شماره ۲۲ - هرگه نسیم زلف تو سوی چمن رود
هرگه نسیم زلف تو سوی چمن رود ادیب صابر : قطعات
شماره ۱۸ - فلک همی نکند در جفای من تقصیر
فلک همی نکند در جفای من تقصیر ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶۶٧ - جهان نزد عاقل نیرزد بدان
جهان نزد عاقل نیرزد بدان اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۹۷ - هرکو بهشت وصل او امروز باشد حاصلش
هرکو بهشت وصل او امروز باشد حاصلش رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۶۴ - نور علی شاه اصفهانی
خلف الصدق فیض علی شاه طبسی رحمة اللّه بوده و اصل ایشان از رقهٔ طبس است و سلسلهٔ ایشان از نجباء ارباب کمال و علمای آن ولایت بودهاند و میرزا عبدالحسین والد ایشان که به فضل علیشاه مشهور است با فرزند خود به اصفهان و شیراز آمدند و طالب سلوک شدند. بالاخره پدر و پسر هر دو مرید سید معصوم علی شاه هندی بودند و سید مذکور به اذن جناب شاه علی رضای دکنی به ایران آمده بود و طالبان را ارشاد مینمودو طریقت نعمة اللّهی داشت. گویند سیدی پاکیزه خصال و کاملی صاحب حال بود. غرض، در بدو دولت زندیه در شیراز توقف کرد. جمعی از در اقرار درآمدند و جمعی منکر شدند. آخرالامر کریم خان زند حکم به اخراج ایشان از شیراز داد. لهذا سید با مریدان قدم از شهر بیرون نهاد. در بلاد ایران پای سیاحت گشاد. خاقانی : رباعیات
شماره ۴ - ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا
ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۱۲ - خوشا کسی که بکوی تو بخت همدم اوست
خوشا کسی که بکوی تو بخت همدم اوست سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۱ - می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما
می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما عبدالقهّار عاصی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۲ - عطش می زد، عطش می کاشت صحرا
عطش می زد، عطش می کاشت صحرا سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۶۱ - آمد خزان و عیش و طرب از زمانه رفت
آمد خزان و عیش و طرب از زمانه رفت مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۷۲ - چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی؟
چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی؟ اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۷۴ - دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه
دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٠۵ - چون سفیهی زبان دراز کند
چون سفیهی زبان دراز کند افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۱۰۷ - ای پناه هر فقیر و هر اسیر
ای پناه هر فقیر و هر اسیر قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۵۲ - شب شود روز از خیال عارض جانان ما
شب شود روز از خیال عارض جانان ما واعظ قزوینی : ماده تاریخ
شمارهٔ ۵۵ - تاریخ انجام ساختمان خانه یی
نگردد یارب این فرخنده منزل، خالی از مهمان اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۷ - سامان دل از بی سر و سامانی ماست
سامان دل از بی سر و سامانی ماست وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۵۰ - صفت لوّاف
لوّاف که برده از سرم خواب فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۲۹ - از مرگ گل حیات بیرنگترست
از مرگ گل حیات بیرنگترست
شماره ۶۰ - مشتاق جمال روی جان افروزم
مشتاق جمال روی جان افروزم قدسی مشهدی : مطالع و متفرقات
شماره ۲۲ - هرگه نسیم زلف تو سوی چمن رود
هرگه نسیم زلف تو سوی چمن رود ادیب صابر : قطعات
شماره ۱۸ - فلک همی نکند در جفای من تقصیر
فلک همی نکند در جفای من تقصیر ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶۶٧ - جهان نزد عاقل نیرزد بدان
جهان نزد عاقل نیرزد بدان اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۹۷ - هرکو بهشت وصل او امروز باشد حاصلش
هرکو بهشت وصل او امروز باشد حاصلش رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۶۴ - نور علی شاه اصفهانی
خلف الصدق فیض علی شاه طبسی رحمة اللّه بوده و اصل ایشان از رقهٔ طبس است و سلسلهٔ ایشان از نجباء ارباب کمال و علمای آن ولایت بودهاند و میرزا عبدالحسین والد ایشان که به فضل علیشاه مشهور است با فرزند خود به اصفهان و شیراز آمدند و طالب سلوک شدند. بالاخره پدر و پسر هر دو مرید سید معصوم علی شاه هندی بودند و سید مذکور به اذن جناب شاه علی رضای دکنی به ایران آمده بود و طالبان را ارشاد مینمودو طریقت نعمة اللّهی داشت. گویند سیدی پاکیزه خصال و کاملی صاحب حال بود. غرض، در بدو دولت زندیه در شیراز توقف کرد. جمعی از در اقرار درآمدند و جمعی منکر شدند. آخرالامر کریم خان زند حکم به اخراج ایشان از شیراز داد. لهذا سید با مریدان قدم از شهر بیرون نهاد. در بلاد ایران پای سیاحت گشاد. خاقانی : رباعیات
شماره ۴ - ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا
ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۱۲ - خوشا کسی که بکوی تو بخت همدم اوست
خوشا کسی که بکوی تو بخت همدم اوست سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۱ - می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما
می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما عبدالقهّار عاصی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۲ - عطش می زد، عطش می کاشت صحرا
عطش می زد، عطش می کاشت صحرا سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۶۱ - آمد خزان و عیش و طرب از زمانه رفت
آمد خزان و عیش و طرب از زمانه رفت مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۷۲ - چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی؟
چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی؟ اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۷۴ - دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه
دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٠۵ - چون سفیهی زبان دراز کند
چون سفیهی زبان دراز کند افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۱۰۷ - ای پناه هر فقیر و هر اسیر
ای پناه هر فقیر و هر اسیر قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۵۲ - شب شود روز از خیال عارض جانان ما
شب شود روز از خیال عارض جانان ما واعظ قزوینی : ماده تاریخ
شمارهٔ ۵۵ - تاریخ انجام ساختمان خانه یی
نگردد یارب این فرخنده منزل، خالی از مهمان اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۷ - سامان دل از بی سر و سامانی ماست
سامان دل از بی سر و سامانی ماست وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۵۰ - صفت لوّاف
لوّاف که برده از سرم خواب فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۲۹ - از مرگ گل حیات بیرنگترست
از مرگ گل حیات بیرنگترست