شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۰۸ - دختری بر باد داده غنچهٔ خندان گل
دختری بر باد داده غنچهٔ خندان گل
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۵۹۹ - هم چنین عمری ست تا دیوانه وار
هم چنین عمری ست تا دیوانه وار
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۳۶ - برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم
برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم
عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۵۶ - آمدن رسول پادشاه خاور زمین به پیش لهراسپ و شکایت کردن او از ابلیس دیو گوید
کنون بشنو از شاه ایران سخن
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۱۰۴ - حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانه‌کرد
حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانه‌کرد
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۶۶ - باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۵۰ - بر سنگ قناعت ار غباری داری
بر سنگ قناعت ار غباری داری
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۳۸ - در دل شب خبر از عالم جانم کردند
در دل شب خبر از عالم جانم کردند
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۷۷۱ - به چشم ما جهانی می توان دید
به چشم ما جهانی می توان دید
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۶۱ - آنچه آن روی لطیف از سایه مژگان کشید
آنچه آن روی لطیف از سایه مژگان کشید
شیخ بهایی : نان و حلوا
بخش ۱۴ - فی ذم أصحاب التدریس مقصد هم مجرد أظهار الفضل و التلبیس
نان و حلوا چیست؟ این تدریس تو
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۰۹ - یک چشم حیرت است زسرتا به پا لبم
یک چشم حیرت است زسرتا به پا لبم
عطار نیشابوری : دفتر دوم
در صفت جان و دل دیدن محبوب گوید
بسوز ای دل اگر تو سوختستی
غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۶۲ - گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش است
گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش است
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۰۴ - خلقی از پهلوی قدرت قصر و ایوان کرد طرح
خلقی از پهلوی قدرت قصر و ایوان کرد طرح
رضی‌الدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۷۰ - غمزه خونریز و عشوه در پی جان
غمزه خونریز و عشوه در پی جان
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۵۹ - مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب
مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۴۱ - دستم ز جام عکس می لاله‌گون گرفت
دستم ز جام عکس می لاله‌گون گرفت
امامی هروی : اشعار دیگر
شماره ۱۵ - دو نتیجه است در جهان وجود
دو نتیجه است در جهان وجود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۶۰ - در خون جگر شدم نهان چون ساغر
در خون جگر شدم نهان چون ساغر