احمد شاملو : مدایح بی‌صله
پیغام
پسرِ خوبم، ماهان
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۷۰۸
ای یاد غمت مونس تنهایی من
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۴۷۲
از کدامین باغ سوزد عاشق شیدای تو؟
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۴۷۲
چشم تو خواب می‌رود یا که تو ناز می‌کنی؟
فردوسی : جمشید
بخش ۴
از آن پس برآمد ز ایران خروش
رشیدالدین میبدی : ۳۸- سورة ص- مکیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ فیه ثلاثة اقوال: احدها انه القرآن و سمّاه عظیما، لانه کلام ربّ العالمین کقوله: وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ.
خاقانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
فرخی سیستانی : قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید
شمارهٔ ۱۴ - او راست
این منم کز تو مرا حال بدین جای رسید
سلیم تهرانی : مثنویات
شمارهٔ ۶ - وصف و ذم فرس
بود در زیر زینم بادپایی
فردوسی : جمشید
بخش ۳
چو ابلیس پیوسته دید آن سخن
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۳۶۷
طرب ایبلبلان بهار آمد
قدسی مشهدی : غزلیات
شمارهٔ ۴۵۸
هرگوشه چو مینا، صنم حور سرشتی
قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۷ - در مرثیت امام زاده گفته
میر امام زاده که چون او نیافرید
حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۵۵۶
مکن چندین ملامت ای خردمند
هجویری : بابُ أحکامِ السَّماعِ
فصل
و مشایخ را رضی اللّه عنهم اندر این معنی کلمات لطیف است بیش از آن که جملگی آن را این کتاب حمل تواند کرد، اما آن‌چه ممکن شود من اندر این فصل اثبات کنم تا فایده تمام‌تر باشد واللّه اعلم.
قدسی مشهدی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۳
در طرب ز ازل بر من حزین بستند
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر حسن بصری رحمة الله علیه
آن پروده نبوت، آن خو کرده فتوت، آن کعبه عمل و علم، آن خلاصه ورع و حلم، آن سبق برده به صاحب صدری، صدر سنت، حسن بصری رضی الله عنه، مناقب او بسیار است و محامد او بی شمار است. صاحب علم و معامله بود، و دایم خوف و حزن حق او را فراگرفته بود و مادر او از موالی ام سلمه بود. چون مادرش به کاری مشغول شدی حسن در گریه آمدی. ام سلمه رضی الله عنها پستان در دهانش نهادی تا او بمکیدی. قطره ای چند شیر پدید آمدی. چندان هزار برکات که حق ازو پدید آورد، همه از اثر شیر ام سلمه بود.
بلند اقبال : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۴
گلگون چو روی یار من از غازه می شود
قاسم انوار : غزلیات
شمارهٔ ۵۱۰
تن زنده بجان آمد و جان زنده بجانان
اهلی شیرازی : رباعیات
شمارهٔ ۱۶۷
هر سجده که میکنی پی خدمت دوست