نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۲۴ - حکایت آن سه ماهی
آورده‌اند که در آبگیری از راه دور و از تعرض گذریان مصون سه ماهی بود، و دو حازم و یکی عاجز. از قضا روزی دو صیاد بران گذشتند با یک دیگر میعاد: نهادند که جال بیارند و هر سه ماهی بگیرند. ماهیان این سخن بشنودند. آنکه حزم زیادت داشت و بارها دستبرد زمانه جافی دیده بود و شوخ چشمی سپهر غدار معاینه کرده و بر بساط خرد و تجربت ثابت قدم شده، سبک، روی بکار آورد و از آن جانب که آب درآمدی برفور بیرون رفت. در این میان صیادان برسیدند و هر دو جحانب آب گیر محکم ببستند.
امامی هروی : قصاید
شمارهٔ ۳۷ - قصیده در ملک فخرالملک
چون کبک شسته لب بشراب مروقی
رضی‌الدین آرتیمانی : مقطعات و غزلیات ناتمام
۱۹
چه افسون با من دیوانه کردی
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۵۴ - قبضه بند
قبضه بند امرد برای کشتنم خنجر کشید
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۶۴
شوم به خانه مردم، نخوانده چون مهمان؟
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۲۲
عمری خیال پخت سر گیر و دار مغز
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شمارهٔ ۲۰
آن بحر که دم به دم فزون میجوشد
اوحدالدین کرمانی : الباب السابع: فی خصال الحمیده عن العقل و العلم و ما یحذو جذو هذا النمط
شمارهٔ ۳۰
صاحب نظران آینهٔ یکدیگرند
حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۸
گنجی ست راز عشق، که دل ها خراب اوست
خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۲۳۳
امشب من و اوحد و مید
رشیدالدین میبدی : ۱۸- سورة الکهف- مکیة
۵ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «یَوْمَ نُسَیِّرُ الْجِبالَ» آن روز که مملکت دنیا بردارند و سرا پرده عقبى بزنند و از هول رستاخیز کوه‏ها فرا رفتن آید، زمین فرا جنبش آید، آسمانها در گردش آید، عرش عظیم بصحراى قیامت بیرون آرند و بساط قهر بگسترانند و ایوان کبریا بر کشند و ترازوى عدل در آویزند و زمین را فرمان دهند که اى زمین ودیعتها بیرون ده، زمین بر خود بلرزد، ودیعت باز سپارد، یکى را بینى که از زمین بر آید چنانک خاکستر از میان آتش، دیگرى را بینى از لحد برآید چنانک در از میان صدف، همى‏روند تا بمحشر و عرض دهند ایشان را بر خداوند اکبر چنانک گفت جلّ جلاله: «عُرِضُوا عَلى‏ رَبِّکَ صَفًّا»
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۶۸
نشئهٔ‌گوشهٔ دل از دیر و حرم نمی‌رسد
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۸
مفعول یکی فعل یکی فاعل یک
ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۸۴ - اشاره به حدیث انماالمرء مخبو تحت لسانه
زین سبب فرمود شاه انس و جان
بابافغانی : مفردات
شمارهٔ ۲۵
تا کرد سیب با ذقن او سخن برون
رودکی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۱۵۲
ندارد میل فرزانه به فرزند و به زن هرگز
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۹۲۳
یکی صد شد ز خط کیفیت چشم گرانخوابش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۱۴۱
زدلسوزان مرا بر سر همین داغ جنون آمد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۱۸۶
پیمانه چاره سر پرشور می کند
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۵۰
شرم‌گین زن اگر با تو دوست بود ا‌وی را به زنی‌، بر زیرک‌مرد دانا ده‌، چه زیرک و دانامرد همانا چنانچون زمین نیکوست که تخم بر وی پراکنده و گونه گونه خوربار از وی برآید.