آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۱۵ - رندی که او بکوی مغان ره نشین بود
رندی که او بکوی مغان ره نشین بود عطار نیشابوری : باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن
شماره ۱۶ - چون بسیارست ضعف در ایمانت
چون بسیارست ضعف در ایمانت رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج
پاره ۴
چو یاوندان به مجلس می گرفتند فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۳۱ - هر که راه عشق پوید هم ز عشقش بر بروید
هر که راه عشق پوید هم ز عشقش بر بروید خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۹۴ - صاحب روی نکو منصب دولت دارد
صاحب روی نکو منصب دولت دارد خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۹۶ - صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد
صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۱۰ - جان به بوی وصل یار از کعبه تا بتخانه رفت
جان به بوی وصل یار از کعبه تا بتخانه رفت مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۱۱ - روزی که ز عشق من ملالت نبود
روزی که ز عشق من ملالت نبود ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٩٨ - ای نسیم صبحدم ز آنجا که لطف تست خیز
ای نسیم صبحدم ز آنجا که لطف تست خیز شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۷۵ - ممکن ز وجود هستی ای دارد و بس
ممکن ز وجود هستی ای دارد و بس امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۱۹ - جانا، اگرم درد تو دیوانه نسازد
جانا، اگرم درد تو دیوانه نسازد سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۱۵ - مرغابی چیست
چیست مرغابی فراخته بال قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۱۹ - مقررست و معین، برای اهل کمال
مقررست و معین، برای اهل کمال سعیدا : غزلیات
شماره ۲۹۲ - پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۸۸ - می آمد و دزدیده مرا می نگریست
می آمد و دزدیده مرا می نگریست مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۹۰ - چون دید که تن را به غمش تاب ورکی ست
چون دید که تن را به غمش تاب ورکی ست حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۵۵۷ - مجاوران صوامع مگر نمی دانند
مجاوران صوامع مگر نمی دانند خواجه نصیرالدین طوسی : قسم اول در مبادی
فصل ششم
چون از فصل گذشته معلوم شد که نفس انسانی را کمالی و نقصانی است، و ذکر آن کمال بر طریق اجمال تقدیم یافت، واجب نمود در معرفت تفصیل آن کمال شرحی دادن، تا چون بر حقیقت آن واقف شوند در طلب آن غایت بذل جهد دریغ ندارند، پس گوییم: هر موجود که مرکب بود کمال او غیر کمال اجزا و بسایط او بود، چنانکه کمال سکنگبین غیر کمال سرکه و انگبین بود، و کمال خانه غیر کمال چوب و سنگ، و چون آدمی مرکب است کمال او نیز غیر کمال بسایط و اجزای او بود بلکه او را کمالی بود که هیچ موجود دران با او مشارکت نباشد، واکمل مردمان کسی بود که قادرترین ایشان باشد، بر اظهار آن خاصیت و ملازم ترین ایشان آن را، بی تهاونی و تلونی که راه یابد. و چون حال فضیلت و کمال معلوم شود حال رذیلت و نقصان که مقابل آن بود هم معلوم باشد. مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۳۷ - جای غمت این دل پریشان من است
جای غمت این دل پریشان من است امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۴۹ - بیچاره دلم خون شد در پیش خیال تو
بیچاره دلم خون شد در پیش خیال تو
شماره ۳۱۵ - رندی که او بکوی مغان ره نشین بود
رندی که او بکوی مغان ره نشین بود عطار نیشابوری : باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن
شماره ۱۶ - چون بسیارست ضعف در ایمانت
چون بسیارست ضعف در ایمانت رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج
پاره ۴
چو یاوندان به مجلس می گرفتند فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۳۱ - هر که راه عشق پوید هم ز عشقش بر بروید
هر که راه عشق پوید هم ز عشقش بر بروید خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۹۴ - صاحب روی نکو منصب دولت دارد
صاحب روی نکو منصب دولت دارد خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۹۶ - صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد
صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۱۰ - جان به بوی وصل یار از کعبه تا بتخانه رفت
جان به بوی وصل یار از کعبه تا بتخانه رفت مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۱۱ - روزی که ز عشق من ملالت نبود
روزی که ز عشق من ملالت نبود ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٩٨ - ای نسیم صبحدم ز آنجا که لطف تست خیز
ای نسیم صبحدم ز آنجا که لطف تست خیز شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۷۵ - ممکن ز وجود هستی ای دارد و بس
ممکن ز وجود هستی ای دارد و بس امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۱۹ - جانا، اگرم درد تو دیوانه نسازد
جانا، اگرم درد تو دیوانه نسازد سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۱۵ - مرغابی چیست
چیست مرغابی فراخته بال قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۱۹ - مقررست و معین، برای اهل کمال
مقررست و معین، برای اهل کمال سعیدا : غزلیات
شماره ۲۹۲ - پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۸۸ - می آمد و دزدیده مرا می نگریست
می آمد و دزدیده مرا می نگریست مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۹۰ - چون دید که تن را به غمش تاب ورکی ست
چون دید که تن را به غمش تاب ورکی ست حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۵۵۷ - مجاوران صوامع مگر نمی دانند
مجاوران صوامع مگر نمی دانند خواجه نصیرالدین طوسی : قسم اول در مبادی
فصل ششم
چون از فصل گذشته معلوم شد که نفس انسانی را کمالی و نقصانی است، و ذکر آن کمال بر طریق اجمال تقدیم یافت، واجب نمود در معرفت تفصیل آن کمال شرحی دادن، تا چون بر حقیقت آن واقف شوند در طلب آن غایت بذل جهد دریغ ندارند، پس گوییم: هر موجود که مرکب بود کمال او غیر کمال اجزا و بسایط او بود، چنانکه کمال سکنگبین غیر کمال سرکه و انگبین بود، و کمال خانه غیر کمال چوب و سنگ، و چون آدمی مرکب است کمال او نیز غیر کمال بسایط و اجزای او بود بلکه او را کمالی بود که هیچ موجود دران با او مشارکت نباشد، واکمل مردمان کسی بود که قادرترین ایشان باشد، بر اظهار آن خاصیت و ملازم ترین ایشان آن را، بی تهاونی و تلونی که راه یابد. و چون حال فضیلت و کمال معلوم شود حال رذیلت و نقصان که مقابل آن بود هم معلوم باشد. مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۳۷ - جای غمت این دل پریشان من است
جای غمت این دل پریشان من است امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۴۹ - بیچاره دلم خون شد در پیش خیال تو
بیچاره دلم خون شد در پیش خیال تو