ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۴۶ - دلا به دست گرفتی می این چه دستانست
دلا به دست گرفتی می این چه دستانست
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۶ - النوبة الثانیة
قوله: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی» یعنى عن القران. اعراض الجحود و التکذیب. فیکون هذا وعیدا للکفار. «فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً» فى نار جهنم الزّقوم و الغسلین و الضّریع. باین قول این آیت وعید کافرانست و اعراض جحود و تکذیب است. گاهى مى‏گفتند: «هذا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ» و گاهى میگفتند: «إِنْ هذا إِلَّا أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ». گاهى میگفتند: «إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ». میگوید آنان که قرآن را دروغ شمرند و پیغام رسان را دروغ‏زن گیرند، فردا در دوزخ ایشان را عیشى است با تنگى و سختى میان زقوم و غسلین و ضریع، و هر چند که ایشان را در دنیا فراخى وسعت باشد اما از اللَّه تعالى ایشان را خذلان باشد تا همه حرام گیرند و حرام خورند، و سرانجام کار ایشان فردا تنگ عیشى باشد و ناخوش عذاب و عقوبت و سخط اللَّه تعالى.
مولوی : رباعیات
رباعی ۵۰۴ - آنها که دل از الست مست آوردند
آنها که دل از الست مست آوردند
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۵ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ» آن روز که در صور دمند، «وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئِذٍ» و با هم آریم آن روز بدکاران را، «زُرْقاً» (۱۰۲) سبز چشمان.
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۴۱ - ساقی قدحی که سوز داغم نرود
ساقی قدحی که سوز داغم نرود
امام خمینی : غزلیات
لب دوست
گرچه از هر دو جهان هیچ نشد حاصل ما
فضولی : رباعیات
شماره ۹ - در جان غم عشق تو نهانست مرا
در جان غم عشق تو نهانست مرا
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۴۶ - بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست
بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «مِنْها خَلَقْناکُمْ» از آن آفریدیم شما را «وَ فِیها نُعِیدُکُمْ» و باز شما را بریم، «وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ» و باز از آن بیرون آریم شما را، «تارَةً أُخْرى‏» (۵۵) بارى دیگر.
انوری : رباعیات
رباعی ۳۷۷ - از بهر هلال عید آن مه ناگاه
از بهر هلال عید آن مه ناگاه
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۲ - النوبة الثانیة
قوله: «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی». چون فرمان آمد از جبّار کائنات بموسى (ع) کلیم که: «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏» و موسى دل بر آن نهاد که پیش فرعون رود، از اللَّه تعالى تمکین خواست و ساز و اهبّت آن کار، گفت: «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی» و این از بهر آن گفت که موسى را آن ساعت دل بتنگ آمده بود و بارى بر دل وى نشسته که از چنان مقام مناجات مى‏بایست شدن و با دشمن سخن مى‏بایست گفت. پس از آن که با حق تعالى جلّ جلاله سخن گفته بود. گفت بار خدایا چون با دشمن سخن مى‏باید گفت نخست این بار از دل من فرو نه و دلم بر گشاى و فراخ گردان تا رسالت بتوانم گزارد و جواب بتوانم شنید. قال ابن جریح: اشْرَحْ لِی صَدْرِی، اى وسع و لیّن قلبى بالایمان و النبوّة لاعى عنک ما تودعه من وحیک و اجترى على خطاب فرعون.
کوهی : غزلیات
شماره ۲۱ - دل چو شستم ز غیر نقش ادب
دل چو شستم ز غیر نقش ادب
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۷۲ - کم کم دل مرا غم واندیشه می خورد
کم کم دل مرا غم واندیشه می خورد
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی» (۵) گفت خداوند من فراخ بگشاى دل من.
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۲۳ - اسبی که مرا میر شرفشه بخشید
اسبی که مرا میر شرفشه بخشید
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۲۵ - ازان کوز ابری باز کردار
ازان کوز ابری باز کردار
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۰۵ - ندانم ساغر عشرت کرا سرشار می گردد
ندانم ساغر عشرت کرا سرشار می گردد
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ». ذکر اللَّه حبذا ذکراه جل الملک الحق تعالى اللَّه ما اشرف ذکره و ما اعلاه و ما اطیب وصفه و ما احلاه، فهو العزیز الصّمد الا له، اللَّه است قدیم و آفریدگار رحمن است عظیم و پروردگار، رحیم است و حلیم و آمرزگار، کریمست و لطیف، عیب پوش و عذر پوش و رهى‏دار، دستگیر و کارساز، عذر پذیر و سپاس دار، نغز کردار و خوش گفتار و لطیف دیدار، جمال نام امروز نصیب کفتار، جمال نام فردا نصیب دیدار، الهى در ازل تومان بر گرفتى و کس نگفت که بردار، اکنون که بر گرفتى بمگذار و در سایه لطف خود میدار، قوله: «طه» اینست خطاب خطیر و نظام بى‏نظیر، اینست سخن پر آفرین و بر دلها شیرین، دل را انس و جان را پیغام، از دوست یادگار و بر جان عاشقان سلام. «طه» هم نامست و هم تعریف، هم مدح، و هم پیغام، نام راست و تعریف درست، مدح بسزا پیغام تمام. قومى گفتند سوگندیست که ربّ العزّة یاد مى‏کند بصفات و افعال خویش، مى‏گوید بطول خداوند بر بندگان، بپاکى حق از گفت ناسزایان، بطهارت دل محمّد خاتم پیغمبران، بطهارت اهل بیت محمّد شمعهاى تابان، بطهارت دل عارفان و سوز سرّ والهان. بدرخت طوبى جاى ناز بهشتیان، بطرب اهل بهشت و یافت روح و ریحان، باین جمله سوگند یاد میکند: «ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏». سعید جبیر گفت. طا از طیّب است و ها از هادى، طا اشارتست بپاکى، و پاکى اللَّه را صفتست، و ها اشارتست بهدایت، و اللَّه ولى هدایتست، طا آنست که مصطفى (ص) گفت: انّ اللَّه تعالى طیب لا یقبل الّا الطیب».
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۹۱۴ - تا دُردیِ درد او چشیدیم
تا دُردیِ درد او چشیدیم
آذر بیگدلی : حکایات
شماره ۲۲ - شنیدم، مگر زاهدی زرق کوش
شنیدم، مگر زاهدی زرق کوش