تعداد ۹۶۸۵ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۰۹ - ز نقش خط که به رخسار ارغوان زده ای
ز نقش خط که به رخسار ارغوان زده ای
رقم به خون من ای نازنین جوان زده ای
کنون نهی ز قفس منتم به آزادی
که آتشم به خس و خار آشیان زده ای
تهی کنار دو عالم ز دین و دل گردد
ز طرزِ دامنِ نازی که بر میان زده ای
حنای پای تو خونم نشد، گناهم چیست؟
که پا به بخت من ای شوخ سرگران زده ای
شب فراق و وصالم چو شمع یکسان است
کنون که از تب و تاب، آتشم به جان زده ای
هلال من شفق از خون خویشتن دارد
به دل خدنگم از ابروی شخ کمان زده ای
به گاه نکته، حزین از لبت شکر ریزد
ز بوسه ای که بر آن خاک آستان زده ای
رقم به خون من ای نازنین جوان زده ای
کنون نهی ز قفس منتم به آزادی
که آتشم به خس و خار آشیان زده ای
تهی کنار دو عالم ز دین و دل گردد
ز طرزِ دامنِ نازی که بر میان زده ای
حنای پای تو خونم نشد، گناهم چیست؟
که پا به بخت من ای شوخ سرگران زده ای
شب فراق و وصالم چو شمع یکسان است
کنون که از تب و تاب، آتشم به جان زده ای
هلال من شفق از خون خویشتن دارد
به دل خدنگم از ابروی شخ کمان زده ای
به گاه نکته، حزین از لبت شکر ریزد
ز بوسه ای که بر آن خاک آستان زده ای
حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۶ - قطعه دربارهٔ صبر و شکیبایی
شب گذشته، فتادم به خاک کوچهٔ غم
هزار مرحله، ز آرامگاه راحت دور
دلی دیار محبّت، تنی خراب ستم
لبی محیط شکایت، سری لبالب شور
ز گریه هر رگ مژگان چو ابر دریابار
ز ناله هر سر مو، گشته بود محشر صور
گسسته تار امیدم فلک به زور ستم
شکسته جام مرادم فلک به سنگ فتور
که ناگهان، سرم از خاک برگرفت کسی
که بود گرد رهش توتیای دیدهٔ حور
شمیم گلشن کویش، عبیر جیب وفا
نسیم پرتو لطفش چراغ بزم حضور
به مژده گفت:که ای خانه زاد خسرو عشق
خرابهٔ دلت از فیض دوستی معمور
چنین که هر قلم استخوانت ناله سراست
مدار، کلک بلاغت شعار را معذور
به گریه گفتمش، ای مونس شکسته دلان
به روزگارتو، ویرانهٔ وفا معمور
سخن چگونه سرایم؟ نفس چگونه کشم؟
دلم پر آتش و چشمم پر آب و بختم شور
نهفته گفت به گوش دلم که ناله خطاست
اگر شکور نیی، در بلیّه باش صبور
هزار مرحله، ز آرامگاه راحت دور
دلی دیار محبّت، تنی خراب ستم
لبی محیط شکایت، سری لبالب شور
ز گریه هر رگ مژگان چو ابر دریابار
ز ناله هر سر مو، گشته بود محشر صور
گسسته تار امیدم فلک به زور ستم
شکسته جام مرادم فلک به سنگ فتور
که ناگهان، سرم از خاک برگرفت کسی
که بود گرد رهش توتیای دیدهٔ حور
شمیم گلشن کویش، عبیر جیب وفا
نسیم پرتو لطفش چراغ بزم حضور
به مژده گفت:که ای خانه زاد خسرو عشق
خرابهٔ دلت از فیض دوستی معمور
چنین که هر قلم استخوانت ناله سراست
مدار، کلک بلاغت شعار را معذور
به گریه گفتمش، ای مونس شکسته دلان
به روزگارتو، ویرانهٔ وفا معمور
سخن چگونه سرایم؟ نفس چگونه کشم؟
دلم پر آتش و چشمم پر آب و بختم شور
نهفته گفت به گوش دلم که ناله خطاست
اگر شکور نیی، در بلیّه باش صبور
حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۵۶ - در تاریخ تدوین چهارمین دیوان خود فرموده است
هزار و یکصد و پنجاه و پنج هجری بود
که گشت نسخه ی دیوان چارمین سپری
قصیده و غزل و قطعه و رباعی آن
دوصد فزون ز هزار است و سی چو بر شمری
هنر به ماشطهٔ خامه ام کند نازش
که لیلی عرب آراست در لباس دری
دعای رحمت، از آیندگان امیدم هست
که جاده ایست بسیط زمان و ما گذری
شگفت نیست، گر آلوده است دامن ما
که دیده اشک فشان است و اشک ما جگری
که گشت نسخه ی دیوان چارمین سپری
قصیده و غزل و قطعه و رباعی آن
دوصد فزون ز هزار است و سی چو بر شمری
هنر به ماشطهٔ خامه ام کند نازش
که لیلی عرب آراست در لباس دری
دعای رحمت، از آیندگان امیدم هست
که جاده ایست بسیط زمان و ما گذری
شگفت نیست، گر آلوده است دامن ما
که دیده اشک فشان است و اشک ما جگری
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۵ - چو شیشه بود تمنا تن کبود، مرا
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۶ - سمند جلوه او، کرده تا غبار مرا
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۱ - فکند از نظرش، چشم کینه خواه مرا
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۲ - شرار آتش دل، شبنم است باغ مرا
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۷ - خوش آنکه غازه گر آیم رخ فرنگ تو را
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۸ - نبرده لذت دیدار دلگشای تو را
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۵۶ - غم دل از می و مطرب مرا فزود اینجا
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۵۸ - ترانه کرد صریر نیم، دراز اینجا
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۸۳ - زهی ز خط تو خرّم، بهار مشربها
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۹۲ - شراب تشنه بسی موج زد، ایاغ کجاست؟
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۰۸ - به گلشنی که رخش، گوشهٔ نقاب شکست
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۴۶ - شراب لعلی آن نوش لب، به ما چه رسد؟
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۸۳ - مباد، نفس ز قید خرد گشاده شود
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۹۵ - یکایک از نظرم نور پیکران رفتند
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۳۲ - چمن، به سایه نشینان خرمی بگذار
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۳۳ - کنون ز تربتم ای شوخ، سرگران مگذر
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۳۸ - ز خط شده ست عذارش بنفشه زار امروز