تعداد ۸۸۱۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۱۸ - شد فراموش ز تکرار خموشی سخنم
شد فراموش ز تکرار خموشی سخنم
تخته مشق سکوت است زبان در دهنم
بس که بی روی تو دارم سر خونریزی خود
می شوم کشته، اگر تیغ کشد موی تنم!
ز آب غربت به سر راه نشاطم گل شد
هر غباری که به دل بود ز خاک وطنم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۲۲ - یاد مستان ندهد آدم هشیار، سرود
یاد مستان ندهد آدم هشیار، سرود
پیش مرغان چمن، وصف جمالش نکنم
غیر افسوس چه آید به کف از طاووسی
که به دام افتد و حفظ پر و بالش نکنم
دختر رز که بود چون زن بی مهر، حرام
من به عقد نمکین از چه حلالش نکنم؟
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۳۱ - بس که در هر سخنم صد غلط آید به زبان
بس که در هر سخنم صد غلط آید به زبان
لب به حرفی نگشودم که پشیمان نشوم
من کم از شانه نیم در ره غیرت، ز چه رو
بهر جمعیت زلف تو پریشان نشوم؟
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۳۸ - وقت و بی وقت بخور می اگرت حوصله است
وقت و بی وقت بخور می اگرت حوصله است
چون تنک ظرف مگو کی بخورم، کی نخورم
خون و می هر دو حلال است به فتوای خرد
من که خون می خورم از دست تو، چون می نخورم؟
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۴۲ - ظلمت شام غم از نور سحر می بینم
ظلمت شام غم از نور سحر می بینم
روز خود را زشب خویش بتر می بینم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۵۵ - ز خیال دهنت تنگ شکر می گریم
ز خیال دهنت تنگ شکر می گریم
یاد زلفت چو کنم، سنبل تر می گریم
عادت شبنم این باغ بود بی تو مرا
شام اگر اشک کمی کرد، سحر می گریم
کودک مادر دورانم و گریان ز جفا
چون بگوید که مکن گریه، دگر می گریم
در جفاخانه گیتی ندهم گریه ز کف
پیش مادر نشود، پیش پدر می گریم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۵۷ - من و آن گوشه وحدت، که ز بینایی دل
من و آن گوشه وحدت، که ز بینایی دل
چون نشینم، به تماشای جهان برخیزم
بجز این نیست میان من و اسکندر فرق
کو پی آب رود، من پی نان برخیزم
رشک آن حسن بهاری چو شود آفت باغ
موسم گل، به تماشای خزان برخیزم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۶۳ - غم و اندوه که پیمانه ده داغ دلند
غم و اندوه که پیمانه ده داغ دلند
نگذارند که در میکده تنها باشم
من و ابر مژه، کز بارش نیسانی او
هر کجا پای نهم، بر لب دریا باشم
همچو کهسار، به زورم نتوان بود به شهر
موسم لاله چو در دامن صحرا باشم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۹۷ - درد مینای سپهرند همه خلق جهان
درد مینای سپهرند همه خلق جهان
چه عجب گر نتوانند به هم صاف شدن
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۲۰ - زلف شبرنگ، پریشان بر و دوش مکن
زلف شبرنگ، پریشان بر و دوش مکن
خویش را بیهده چون کعبه سیه پوش مکن
تا ز قانون طرب، دست نشویی در بزم
رود اشکم چو درآید به صدا، گوش مکن
بوی شیر از لب چون لعل ترت می آید
آب اگر در قدح باده بود، نوش مکن
شب به گلشن چو روی، دست به شوخی مگشا
گل چراغی به رهت داشته، خاموش مکن
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۳۳ - ناله برگشت ز لب از فرح دیدن تو
ناله برگشت ز لب از فرح دیدن تو
گریه در دیده گره گشت ز خندیدن تو
می کند شبنم گل از سر شب تا دم صبح
مشق شیرینی در میکده غلتیدن تو
برهمن گرم پرستیدن سنگ سیه است
دل چه سان بگذرد از شغل پرستیدن تو
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۳۶ - بدن غنچه نباشد به صفای تن او
بدن غنچه نباشد به صفای تن او
نیست با جامه گل، نکهت پیراهن او
نیست در خانه ما دختر رز پرده نشین
مرد اگر مرد بود، پرده نخواهد زن او
می گذارم به گریبان ز پی چاک زدن
دست بردارم اگر یک نفس از دامن او
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۴۴ - باز بر بال و پرم گرد هوس پیچیده
باز بر بال و پرم گرد هوس پیچیده
بوی پرواز گرفتن به قفس پیچیده
غیر ما جورکشی همره این قافله نیست
ناله ماست که در گوش جرس پیچیده
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۵۳ - در سمن زار تنت جلوه کند نیلوفر
در سمن زار تنت جلوه کند نیلوفر
نخورد بند قبایت اگر آهسته گره
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۵۶ - بس که پاشید ازو ناز و نیاز از من ریخت
بس که پاشید ازو ناز و نیاز از من ریخت
چشم تا کار کند، ناز و نیاز افتاده
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۷۳ - چشم پرخون و نگردید دل ما خالی
چشم پرخون و نگردید دل ما خالی
به دو ساغر نشود شیشه صهبا خالی
عجبی نیست ز بی قدری مردم درخاک
که لحد هم نکند بهر کسی جا خالی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۸۰ - چون نمدپوش شدی، خدمت قیصر نکنی
چون نمدپوش شدی، خدمت قیصر نکنی
آب چون آینه بر دست سکندر نکنی
تا مغنی نشود نقشگر پرده راز
شیشه را رنگرز جامه ساغر نکنی
اعتبار تو به یک شعله آه است ای شمع
ترک این آتش سوزنده چو اخگر نکنی
راحت کنج وطن، دیده نشد در غربت
خویش را بیهده سرگشته چو گوهر نکنی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۹۴ - روز و شب جام به کف دارم و محروم شراب
روز و شب جام به کف دارم و محروم شراب
همچو نرگس شده ام باده گسار عجبی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۰۰ - ای که داری گله از دست فراموشی یار
ای که داری گله از دست فراموشی یار
ادب آن است که در خاطر او جا نکنی
صدف از خانه او قطره آبی نچشید
تکیه بر همت کم کاسه دریا نکنی
ای قدح، قلقل بسیار، کم از عربده نیست
بهتر آن است که سر در سر مینا نکنی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۰۳ - گر به مهر همه چون صبح برآرم نفسی
گر به مهر همه چون صبح برآرم نفسی
ندهد چرخ ازین فرقه به من همنفسی
شب گرفتم به برش، از من مسکین رخ تافت
شعله را کی بود آرام در آغوش خسی؟
آشیان و پر پرواز و گل و دانه و آب
همه را داد به ما چرخ، ولی در قفسی