تعداد ۱۲۶۲۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۲۷ - در میان هستی ما، نیستی گل کرده است
در میان هستی ما، نیستی گل کرده است
ما شقایق طینتان، سرزنده دلمرده ایم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۳۲ - مادر ایام بی مهر است و من نازک مزاج
مادر ایام بی مهر است و من نازک مزاج
همچو طفل تندخو در دامن بیگانه ام
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۳۴ - برنیاوردم سری از کهنه اوراق فلک
برنیاوردم سری از کهنه اوراق فلک
پشت دستی همچو ماه نو برین دفتر زدم
پی نمی بردم به مقصد، بی سفر کردن ز خویش
همچو آب از خود گذشتم، غوطه در گوهر زدم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۳۷ - دست مطرب را زآب جویبار تار ساز
دست مطرب را زآب جویبار تار ساز
سبزتر از برگهای تاک می خواهد دلم
چند بردوش افکنم صدجامه بی چاک را
همچو گل، یک جامه صدچاک می خواهد دلم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۴۱ - دلخوشی هرگز نمی افتد شگون بر اهل عشق
دلخوشی هرگز نمی افتد شگون بر اهل عشق
گریه کردم سالها، گر یک نفس خندان شدم
از کدامین میزبان نالم، که چون مینای می
غیر خون چیزی نخوردم، هر کجا مهمان شدم
پیرو آیینه ام در پیشگیریهای عشق
قبل ازان کافتد نگاهم بر رخش، حیران شدم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۴۳ - سرفرازیها کنم چون پای بست او شوم
سرفرازیها کنم چون پای بست او شوم
از همه بالاترم، گر زیردست او شوم
غیر آن بت را پرستیدن به معنی ناحق است
حق پرستی می کنم گر بت پرست او شوم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۴۶ - داغها دارد دلم از دست بیداد فلک
داغها دارد دلم از دست بیداد فلک
داد دادی می زدم، گر دادرس می داشتم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۴۹ - شب خدنگ ناله ای بر آسمان انداختم
شب خدنگ ناله ای بر آسمان انداختم
بی نشان تیری به آن تاریکدان انداختم
بس که گردیدم به شرح بینوایی مضطرب
آنچه اصل مدعا بود از میان انداختم
همچو شمع از سوزناکیهای حرف اشتیاق
یک سخن ناگفته، خود را از زبان انداختم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۵۲ - گریه شادی ز مینای شراب آموختم
گریه شادی ز مینای شراب آموختم
ناله در عین فراغت از رباب آموختم
بوی آن گل دارم، اما نیستم همرنگ او
نقص همت بین، که آیین گلاب آموختم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۵۳ - گل ز دستم رفته و من خار پیدا می کنم
گل ز دستم رفته و من خار پیدا می کنم
یار باید جست و من اغیار پیدا می کنم
مرغ حقگویم، نیم منصور وش ممنون کس
خود ز هر شاخ درختی، دار پیدا می کنم
گر دهد زاهد به دستم سبحه صد دانه را
در میان دانه ها، زنار پیدا می کنم
گر توانم کرد عمری مشق دل سختی چو طور
من هم اندک طاقت دیدار پیدا می کنم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۶۰ - یک نیستان خنده دارد بر تنم آزادگی
یک نیستان خنده دارد بر تنم آزادگی
تا به قید ساز و برگ بوریا افتاده ام
کار من اسباب دولت، من ز دولت بی نصیب
در هنر همطالع بال هما افتاده ام
گاه پای گلرخان گیرم، گهی دست بتان
گرچه خود بی دست و پا همچون حنا افتاده ام
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۶۲ - همچو نرگس در چمن گر میگسار افتاده ام
همچو نرگس در چمن گر میگسار افتاده ام
جام را ناداده از کف، در خمار افتاده ام
از دل صافی درین غمخانه زنگارگون
شاهد اندوه را آیینه دار افتاده ام
از غم خود با که گویم، کز زبونیهای بخت
یک جهان غم دارم و بی غمگسار افتاده ام
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۶۶ - سایه ام از تیره روزی، لیک در ایوان چرخ
سایه ام از تیره روزی، لیک در ایوان چرخ
آفتاب آید چو پایین، من به بالا می روم
کس نمی پوشد بجز دود دلم رخت عزا
همچو شمع انجمن هرگه ز دنیا می روم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۶۹ - بس که رزق ما طفیلی شد ز دیوان قضا
بس که رزق ما طفیلی شد ز دیوان قضا
داشت حکم میزبان، گر میهمانی داشتیم
چرخ دون همت، به هفتاد و دو تن آبی نداد
ما تن تنها، به او امید نانی داشتیم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۷۳ - در وفا، انکار آن شوخ ستمگر می کنم
در وفا، انکار آن شوخ ستمگر می کنم
آنچه از بی رحمی اش گویند، باور می کنم
چرخ می خندد ز روی شادمانی تا سحر
شام غم چون گریه از بیداد اختر می کنم
دل تسلی نیست در ماتمسرای فوت وقت
گر دو عالم خاک را یکبار بر سر می کنم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۷۴ - یاد ایامی که ما هم دستگاهی داشتیم
یاد ایامی که ما هم دستگاهی داشتیم
بهر پای انداز جانان، اشک و آهی داشتیم
در نشاط آباد قسمت، از صف مینا و جام
بهر دفع غم، ز هر جانب سپاهی داشتیم
آن سعادت را چه پیش آمد، که در صحن چمن
گل ز سر می رست اگر پا بر گیاهی داشتیم
یارب آن اختر چه شد، کز دولت تاثیر او
چون فلک در برج قصر خویش، ماهی داشتیم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۷۸ - بس که در راه طلب، سرگشتگی آمد به پیش
بس که در راه طلب، سرگشتگی آمد به پیش
سایه پا پس می کشد از محنت همراهی ام
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۸۰ - در عزای کوهکن از بس که بر هم خورده اند
در عزای کوهکن از بس که بر هم خورده اند
کوهها بر سینه می کوبند دایم سنگ هم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۸۲ - همچو طفل نوسخن، یک حرف ما مربوط نیست
همچو طفل نوسخن، یک حرف ما مربوط نیست
نزد دانایان ز گفتار غلط شرمنده ایم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۸۳ - نشنود از من کسی یک حرف پیش از حرف خود
نشنود از من کسی یک حرف پیش از حرف خود
ترک سبقت درسخن، از کوهسار آموختم