خاقانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۷۰
آن ماه دو هفته کرده عمدا هر هفت قاآنی شیرازی : قطعات
شمارهٔ ۲۸
ز عهد مهد تا پایان پیری مولوی : دفتر ششم
بخش ۱۱۱ - بحث کردن آن سه شهزاده در تدبیر آن واقعه
رو به هم کردند هر سه مفتتن قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵
حیران کند جمال تو ماه دو هفته را اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۰۷
تو چیزی دیگری، ور نه بسی خوبان که من دیدم جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۵۲۹
گرچه بیداد جفای تو به غایت باشد صفایی جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۱
عشقی که به سوز و ساز گردد اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شمارهٔ ۷
در دست مگیر سخت مال دگران عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شمارهٔ ۷
هر چیز که هست در دو عالم کم و بیش صامت بروجردی : قصاید
شمارهٔ ۱۰ - در مدح شاه اولیاء(ع)
روز ایجاد که حق خلقت دنیا میکرد مسعود سعد سلمان : مثنویات
شمارهٔ ۱۲ - مدح حسین طبیب
مشفق عمرها حسین طبیب صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۹۵
چشمی که از غبار خطش توتیا گرفت رشیدالدین میبدی : ۲۳- سورة المؤمنون- مکیّة
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ» بدیشان پاسخ ده بهر چه آن نیکوتر، «نَحْنُ أَعْلَمُ بِما یَصِفُونَ» (۹۶) ما دانائیم بآنچه ایشان گویند. رودکی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۵۷
ماهی دیدی کجا کبودر گیرد؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۳۲۴
شد جهان پر نور تا دل را مصفا ساختم انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۱ - در صفت بزم و مدح ملک اعظم عماد الدین فیروزشاه و دستور بزرگ
حبذا بزمی کزو هردم دگرگون زیوری رشیدالدین میبدی : ۹- سورة التوبة- مدنیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ. حبر نامى است دانشمندان اسرائیلى را هم چنان که عالم نامى است دانشمند عربى را پس علماء اسلام را بدان نام خواندند. انس گوید: کنّا من قرّاء البقرة و آل عمران فینا فنسمیه الحبر، یعنى لکثرة ما فیها من الفقه و فى روایة من قرأ سورة البقرة و آل عمران جدّ فینا اى عظم فى اعیننا و شرف. و راهب نامى است متعبّد ترسایان را از بهر آنکه ایشان عبادت خویش بر رهبت نهادند و بیم سخت آنکه آن تعبّد ایشان برهبت رهبانیّت نام کردند. و گفتهاند. احبار درین آیت علماء جهوداناند از اولاد هارون و رهبان زاهدان ترسایانند و اصحاب صوامع میگوید: اینان مالهاى مردم میخورند و میبرند بباطل و ناشایست یعنى که حکم میکنند و در حکم، رشوت مىستانند. مصطفى ص گفت: لعن اللَّه الرّاشى و المرتشى فى الحکم ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۵۳۰
ای زاده خاطر من از تاب و توان ازرقی هروی : مقطعات
شمارهٔ ۱
خدایگانا ، مهمان بنده بودستند اوحدالدین کرمانی : الباب التاسع: فی السفر و الوداع
شمارهٔ ۲۰
از گردش گردون که فلک گردان است
رباعی شمارهٔ ۷۰
آن ماه دو هفته کرده عمدا هر هفت قاآنی شیرازی : قطعات
شمارهٔ ۲۸
ز عهد مهد تا پایان پیری مولوی : دفتر ششم
بخش ۱۱۱ - بحث کردن آن سه شهزاده در تدبیر آن واقعه
رو به هم کردند هر سه مفتتن قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵
حیران کند جمال تو ماه دو هفته را اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۰۷
تو چیزی دیگری، ور نه بسی خوبان که من دیدم جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۵۲۹
گرچه بیداد جفای تو به غایت باشد صفایی جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۱
عشقی که به سوز و ساز گردد اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شمارهٔ ۷
در دست مگیر سخت مال دگران عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شمارهٔ ۷
هر چیز که هست در دو عالم کم و بیش صامت بروجردی : قصاید
شمارهٔ ۱۰ - در مدح شاه اولیاء(ع)
روز ایجاد که حق خلقت دنیا میکرد مسعود سعد سلمان : مثنویات
شمارهٔ ۱۲ - مدح حسین طبیب
مشفق عمرها حسین طبیب صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۹۵
چشمی که از غبار خطش توتیا گرفت رشیدالدین میبدی : ۲۳- سورة المؤمنون- مکیّة
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ» بدیشان پاسخ ده بهر چه آن نیکوتر، «نَحْنُ أَعْلَمُ بِما یَصِفُونَ» (۹۶) ما دانائیم بآنچه ایشان گویند. رودکی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۵۷
ماهی دیدی کجا کبودر گیرد؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۳۲۴
شد جهان پر نور تا دل را مصفا ساختم انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۱ - در صفت بزم و مدح ملک اعظم عماد الدین فیروزشاه و دستور بزرگ
حبذا بزمی کزو هردم دگرگون زیوری رشیدالدین میبدی : ۹- سورة التوبة- مدنیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ. حبر نامى است دانشمندان اسرائیلى را هم چنان که عالم نامى است دانشمند عربى را پس علماء اسلام را بدان نام خواندند. انس گوید: کنّا من قرّاء البقرة و آل عمران فینا فنسمیه الحبر، یعنى لکثرة ما فیها من الفقه و فى روایة من قرأ سورة البقرة و آل عمران جدّ فینا اى عظم فى اعیننا و شرف. و راهب نامى است متعبّد ترسایان را از بهر آنکه ایشان عبادت خویش بر رهبت نهادند و بیم سخت آنکه آن تعبّد ایشان برهبت رهبانیّت نام کردند. و گفتهاند. احبار درین آیت علماء جهوداناند از اولاد هارون و رهبان زاهدان ترسایانند و اصحاب صوامع میگوید: اینان مالهاى مردم میخورند و میبرند بباطل و ناشایست یعنى که حکم میکنند و در حکم، رشوت مىستانند. مصطفى ص گفت: لعن اللَّه الرّاشى و المرتشى فى الحکم ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۵۳۰
ای زاده خاطر من از تاب و توان ازرقی هروی : مقطعات
شمارهٔ ۱
خدایگانا ، مهمان بنده بودستند اوحدالدین کرمانی : الباب التاسع: فی السفر و الوداع
شمارهٔ ۲۰
از گردش گردون که فلک گردان است