نصرالله منشی : باب الحمامة المطوقة و الجرذ والغراب والسلحفاة والظبی
بخش ۱۲ - حکایت صیاد و آهو و خوگ و گرگ
آوردهاند که صیادی روزی شکار رفت و آهوی بیفگند و برگرفت و سوی خانه رفت. در راه خوگی با او دو چهار شد و حمله ای آورد، و مرد تیر بگشاد و بر مقتل خوگ زد،و خوگ هم در آن گرمی زخمی انداخت. و هردو برجای سرد شدند. گرگی گرسنه آنجا رسید،مرد و آهو و خوگ بدید، شاد شد و بخصب و نعمت ثقت افزود، و با خود گفت: هنگام مراقبت فرصت و روز جمع و ذخیرتست، چه اگر اهمالی نمایم از حزم و احتیاط دور باشد و بنادانی و غفلت منسوب گردم، و بمصلحت حالی و مآلی آن نزدیک تر است که امروز بازه کمان بگذرانم، و این گوشتهای تازه را در کنجی برم و برای ایام محنت و روزگار مشقت گنجی سازم. و چندانکه آغاز خوردن زه کرد گوشهای کمان بجست، در گردن گرگ افتاد، و برجای سرد شد. هلالی جغتایی : شاه و درویش
بخش ۲۳ - سر راه گرفتن رقیب درویش را
چند روزی که شاهزادهٔ عصر سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۷۰
تا در طلب مات همی کام بود سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۷۶
تو در خواب خوشی، احوال بیماران چه میدانی؟ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۳۳
عقل مشوش دماغ از سر ما رفت رفت بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۴۲۰
ما نقد جان بگوشه ی میخانه برده ایم حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۸۱۴
ندارم کار با افلاک وانجم اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
همان سوز جنون اندر سر من
همان سوز جنون اندر سر من شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۹۹
هرکه چون ما حریف مستان است صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شمارهٔ ۳۳
این بار نه حکم نصر جاری کردی جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۸۹۷
از وصال مایوس است این دلی که من دارم رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۷ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ أَنْذِرْ بِهِ آگاه کن و بیم نماى بآن پیغام الَّذِینَ یَخافُونَ ایشان را که مىترسند أَنْ یُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ که ایشان را انگیخته با خداى خویش برند لَیْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ ایشان را نیست جز از وى وَلِیٌّ وَ لا شَفِیعٌ نه یارى و نه شفیعى لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ تا مگر پرهیزند از خشم و عذاب خداى. سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۷۴ - در مدح حسن بن احمد گوید
گاه آن است که طفلان چمن اوحدی مراغهای : جام جم
در تحقیق زیارت قبور
نور با جان اگر چه همرنگست سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۴۲
ای گلستان حسن ترا بنده عندلیب نیر تبریزی : آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)
بخش ۴۰ - ذکر ورود اهلبیت رسالت بمدینهٔ طیبه
چون عروس حجلۀ فیروزه گو ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۸۹ - زینت مرد
زینت مرد به عقل است و هنر وحشی بافقی : فرهاد و شیرین
حکایت
به حربا گفت خفاشی که تا چند بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۳
بسکه چونگل پردهها بر پرده شد سامان مرا حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شمارهٔ ۸۰
گذرد گرم ز دل، آه سحرگاهی ما
بخش ۱۲ - حکایت صیاد و آهو و خوگ و گرگ
آوردهاند که صیادی روزی شکار رفت و آهوی بیفگند و برگرفت و سوی خانه رفت. در راه خوگی با او دو چهار شد و حمله ای آورد، و مرد تیر بگشاد و بر مقتل خوگ زد،و خوگ هم در آن گرمی زخمی انداخت. و هردو برجای سرد شدند. گرگی گرسنه آنجا رسید،مرد و آهو و خوگ بدید، شاد شد و بخصب و نعمت ثقت افزود، و با خود گفت: هنگام مراقبت فرصت و روز جمع و ذخیرتست، چه اگر اهمالی نمایم از حزم و احتیاط دور باشد و بنادانی و غفلت منسوب گردم، و بمصلحت حالی و مآلی آن نزدیک تر است که امروز بازه کمان بگذرانم، و این گوشتهای تازه را در کنجی برم و برای ایام محنت و روزگار مشقت گنجی سازم. و چندانکه آغاز خوردن زه کرد گوشهای کمان بجست، در گردن گرگ افتاد، و برجای سرد شد. هلالی جغتایی : شاه و درویش
بخش ۲۳ - سر راه گرفتن رقیب درویش را
چند روزی که شاهزادهٔ عصر سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۷۰
تا در طلب مات همی کام بود سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۷۶
تو در خواب خوشی، احوال بیماران چه میدانی؟ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۳۳
عقل مشوش دماغ از سر ما رفت رفت بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۴۲۰
ما نقد جان بگوشه ی میخانه برده ایم حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۸۱۴
ندارم کار با افلاک وانجم اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
همان سوز جنون اندر سر من
همان سوز جنون اندر سر من شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۹۹
هرکه چون ما حریف مستان است صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شمارهٔ ۳۳
این بار نه حکم نصر جاری کردی جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۸۹۷
از وصال مایوس است این دلی که من دارم رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۷ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ أَنْذِرْ بِهِ آگاه کن و بیم نماى بآن پیغام الَّذِینَ یَخافُونَ ایشان را که مىترسند أَنْ یُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ که ایشان را انگیخته با خداى خویش برند لَیْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ ایشان را نیست جز از وى وَلِیٌّ وَ لا شَفِیعٌ نه یارى و نه شفیعى لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ تا مگر پرهیزند از خشم و عذاب خداى. سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۷۴ - در مدح حسن بن احمد گوید
گاه آن است که طفلان چمن اوحدی مراغهای : جام جم
در تحقیق زیارت قبور
نور با جان اگر چه همرنگست سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۴۲
ای گلستان حسن ترا بنده عندلیب نیر تبریزی : آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)
بخش ۴۰ - ذکر ورود اهلبیت رسالت بمدینهٔ طیبه
چون عروس حجلۀ فیروزه گو ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۸۹ - زینت مرد
زینت مرد به عقل است و هنر وحشی بافقی : فرهاد و شیرین
حکایت
به حربا گفت خفاشی که تا چند بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۳
بسکه چونگل پردهها بر پرده شد سامان مرا حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شمارهٔ ۸۰
گذرد گرم ز دل، آه سحرگاهی ما