وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند ششم - بیا به دانه ی اشک این زمان معامله کن
بیا به دانه ی اشک این زمان معامله کن ابراهیم شاهدی دده مغلوی : غزلیات
شماره ۹۴ - بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم
بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۵ - من خفته بدم دوش دل از یار جدا
من خفته بدم دوش دل از یار جدا فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۶۰ - به چمن روی نهی سرو و سمن میسوزند
به چمن روی نهی سرو و سمن میسوزند ایرج میرزا : قصیده ها
شکایت از دوری امیر نظام و مدح قائم مقام
به حکمِ آن که ز دل ها بُوَد به دل ها راه مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۹۶ - عالم خراب از نگه می پرست تست
عالم خراب از نگه می پرست تست یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۴۷ - به حاجی ابوالقاسم تاجر قزوینی نگاشته
بیست و هشتم محرم است، قرب اندیش خدمت قبله گاهی حاجی آمدم، پریشانش دیدم موجب پرسیدم؟ شطری رنج امیدگاهی ارباب را موافق تحریر حضرت و تقریر روندگان اعادت کرد. زیادت از آنچه نگارش توان، از هوشم اثر و از خویشم خبر نماند.جز دعای صحت پاک وجودش به نقد چاره ای ندیدم. اگر یاران تیتال بازم به اغراق زبان بازی معیوب نسازند، به جرات می گفتم دردش به دل و رنجش را به جان خریدارم. به حقوق صفا سوگند چندان پراکنده حواسم و پریشان قیاس که مزید بر آن متصور نیست. چنان وجود مبارک که چون فضل خدائی فیضش عام است و بی بذل اقدامش پخته آمال پخته خواران و خامکاران خام فرسوده آسیب و آسوده فراش باشد. اگر چه صباحی دو جای هزار دریغ است، من و امثال من که به اقتضای فقدان اثر و نقصان خطر دردی از نهاد دوست نتوانیم پرداخت و گردی بر گونه دشمن افشاند، شکسته مزاج و سال ها گرفتار علاج باشیم، حکایتی و جای شکایتی نیست. مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۶ - ای رشته بندگیت در گردن ما
ای رشته بندگیت در گردن ما سعیدا : غزلیات
شماره ۵۶۳ - نمی دانم تو خاکی آتشی یا باد یا آبی
نمی دانم تو خاکی آتشی یا باد یا آبی وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند اول - در کربلا چو محشر کبری شد آشکار
در کربلا چو محشر کبری شد آشکار سعیدا : غزلیات
شماره ۲۵۷ - در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد
در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد قاسم انوار : مثنویات
شماره ۷ - خری از پایگاهی کرد فریاد
خری از پایگاهی کرد فریاد ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۴۱ - شیخ عبدالغفور تبریزی
شیخ عبدالغفور تبریزی وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند هفدهم - آه از دمی که رو به ره آورد کاروان
آه از دمی که رو به ره آورد کاروان غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۷۴ - بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم
بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۸۷ - دربیان خواب دیدن امام علیه السلام درکنار آب عذیب
ازآن جایگه نیز بسپرد راه مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۵۷ - عمریست که مهر دلفروزی دارم
عمریست که مهر دلفروزی دارم غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵ - نوید التفات شوق دادم از بلا جان را
نوید التفات شوق دادم از بلا جان را الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۱۱ - وصیت کردن معاویه به بزرگان و سفارش یزید در هنگام مرگ خود
زهجرت به شصت اندر آمد چو سال الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۵۷ - امان دادن محمد بن اشعث جناب مسلم را و نپذیرفتن آن حضرت
به مسلم خروشید کای نامدار
بند ششم - بیا به دانه ی اشک این زمان معامله کن
بیا به دانه ی اشک این زمان معامله کن ابراهیم شاهدی دده مغلوی : غزلیات
شماره ۹۴ - بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم
بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۵ - من خفته بدم دوش دل از یار جدا
من خفته بدم دوش دل از یار جدا فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۶۰ - به چمن روی نهی سرو و سمن میسوزند
به چمن روی نهی سرو و سمن میسوزند ایرج میرزا : قصیده ها
شکایت از دوری امیر نظام و مدح قائم مقام
به حکمِ آن که ز دل ها بُوَد به دل ها راه مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۹۶ - عالم خراب از نگه می پرست تست
عالم خراب از نگه می پرست تست یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۴۷ - به حاجی ابوالقاسم تاجر قزوینی نگاشته
بیست و هشتم محرم است، قرب اندیش خدمت قبله گاهی حاجی آمدم، پریشانش دیدم موجب پرسیدم؟ شطری رنج امیدگاهی ارباب را موافق تحریر حضرت و تقریر روندگان اعادت کرد. زیادت از آنچه نگارش توان، از هوشم اثر و از خویشم خبر نماند.جز دعای صحت پاک وجودش به نقد چاره ای ندیدم. اگر یاران تیتال بازم به اغراق زبان بازی معیوب نسازند، به جرات می گفتم دردش به دل و رنجش را به جان خریدارم. به حقوق صفا سوگند چندان پراکنده حواسم و پریشان قیاس که مزید بر آن متصور نیست. چنان وجود مبارک که چون فضل خدائی فیضش عام است و بی بذل اقدامش پخته آمال پخته خواران و خامکاران خام فرسوده آسیب و آسوده فراش باشد. اگر چه صباحی دو جای هزار دریغ است، من و امثال من که به اقتضای فقدان اثر و نقصان خطر دردی از نهاد دوست نتوانیم پرداخت و گردی بر گونه دشمن افشاند، شکسته مزاج و سال ها گرفتار علاج باشیم، حکایتی و جای شکایتی نیست. مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۶ - ای رشته بندگیت در گردن ما
ای رشته بندگیت در گردن ما سعیدا : غزلیات
شماره ۵۶۳ - نمی دانم تو خاکی آتشی یا باد یا آبی
نمی دانم تو خاکی آتشی یا باد یا آبی وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند اول - در کربلا چو محشر کبری شد آشکار
در کربلا چو محشر کبری شد آشکار سعیدا : غزلیات
شماره ۲۵۷ - در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد
در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد قاسم انوار : مثنویات
شماره ۷ - خری از پایگاهی کرد فریاد
خری از پایگاهی کرد فریاد ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۴۱ - شیخ عبدالغفور تبریزی
شیخ عبدالغفور تبریزی وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند هفدهم - آه از دمی که رو به ره آورد کاروان
آه از دمی که رو به ره آورد کاروان غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۷۴ - بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم
بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۸۷ - دربیان خواب دیدن امام علیه السلام درکنار آب عذیب
ازآن جایگه نیز بسپرد راه مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۵۷ - عمریست که مهر دلفروزی دارم
عمریست که مهر دلفروزی دارم غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵ - نوید التفات شوق دادم از بلا جان را
نوید التفات شوق دادم از بلا جان را الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۱۱ - وصیت کردن معاویه به بزرگان و سفارش یزید در هنگام مرگ خود
زهجرت به شصت اندر آمد چو سال الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۵۷ - امان دادن محمد بن اشعث جناب مسلم را و نپذیرفتن آن حضرت
به مسلم خروشید کای نامدار