خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۲۱۵ - در مدح ابوالمظفر جلال الدین شروانشاه اخستان
پیش که صبح بر درد شقهٔ چتر عنبری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۸ - ز عمر باج ستاند می دو ساله ما
ز عمر باج ستاند می دو ساله ما قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۱۶ - بیار، ساقی عشاق، جام مالامال
بیار، ساقی عشاق، جام مالامال صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۷ - ز خون شکفته شود چون شراب شیشه ما
ز خون شکفته شود چون شراب شیشه ما حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۵۱۱ - چشمه خضر دهانی ست که جان می بخشد
چشمه خضر دهانی ست که جان می بخشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۶ - بود به حفظ خدا دل قوی ضعیفان را
بود به حفظ خدا دل قوی ضعیفان را جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۱ - نونهال من چو دید آیینه را
نونهال من چو دید آیینه را فرخی سیستانی : رباعیات
شماره ۲ - پیوسته همی جفا نمایی تو مرا
پیوسته همی جفا نمایی تو مرا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۵ - ببین به دور لبش خط عنبرافشان را
ببین به دور لبش خط عنبرافشان را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۲۲ - جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟
جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟ ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٨٠ - آن دل که داشتم ز وی آزادگی طمع
آن دل که داشتم ز وی آزادگی طمع امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۰۸ - درآ، ای شاخ گل، خندان و مجلس را گلستان کن
درآ، ای شاخ گل، خندان و مجلس را گلستان کن امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۹۰ - ز عشقت خواستم از جان و یک دم با تو ننشستم
ز عشقت خواستم از جان و یک دم با تو ننشستم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۳۲ - آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد
آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۱۱ - مرا قامت چو چوگان است و سر چون گوی سرگردان
مرا قامت چو چوگان است و سر چون گوی سرگردان امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۱۴ - ندارم روزی از رویت به جز حیرت گه دیدن
ندارم روزی از رویت به جز حیرت گه دیدن امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۱۰ - زهی رسم بناگوشت گل اندر سبزه پروردن
زهی رسم بناگوشت گل اندر سبزه پروردن امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۹۹ - زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد
زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۵۵۸ - سر داده ای و بند نهانی نهاده ای
سر داده ای و بند نهانی نهاده ای امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۰۴ - از آن لب می وزد بویی و بوی خون ناب است این
از آن لب می وزد بویی و بوی خون ناب است این
شمارهٔ ۲۱۵ - در مدح ابوالمظفر جلال الدین شروانشاه اخستان
پیش که صبح بر درد شقهٔ چتر عنبری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۸ - ز عمر باج ستاند می دو ساله ما
ز عمر باج ستاند می دو ساله ما قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۱۶ - بیار، ساقی عشاق، جام مالامال
بیار، ساقی عشاق، جام مالامال صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۷ - ز خون شکفته شود چون شراب شیشه ما
ز خون شکفته شود چون شراب شیشه ما حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۵۱۱ - چشمه خضر دهانی ست که جان می بخشد
چشمه خضر دهانی ست که جان می بخشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۶ - بود به حفظ خدا دل قوی ضعیفان را
بود به حفظ خدا دل قوی ضعیفان را جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۱ - نونهال من چو دید آیینه را
نونهال من چو دید آیینه را فرخی سیستانی : رباعیات
شماره ۲ - پیوسته همی جفا نمایی تو مرا
پیوسته همی جفا نمایی تو مرا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۵ - ببین به دور لبش خط عنبرافشان را
ببین به دور لبش خط عنبرافشان را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۲۲ - جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟
جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟ ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٨٠ - آن دل که داشتم ز وی آزادگی طمع
آن دل که داشتم ز وی آزادگی طمع امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۰۸ - درآ، ای شاخ گل، خندان و مجلس را گلستان کن
درآ، ای شاخ گل، خندان و مجلس را گلستان کن امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۹۰ - ز عشقت خواستم از جان و یک دم با تو ننشستم
ز عشقت خواستم از جان و یک دم با تو ننشستم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۳۲ - آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد
آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۱۱ - مرا قامت چو چوگان است و سر چون گوی سرگردان
مرا قامت چو چوگان است و سر چون گوی سرگردان امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۱۴ - ندارم روزی از رویت به جز حیرت گه دیدن
ندارم روزی از رویت به جز حیرت گه دیدن امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۱۰ - زهی رسم بناگوشت گل اندر سبزه پروردن
زهی رسم بناگوشت گل اندر سبزه پروردن امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۹۹ - زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد
زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۵۵۸ - سر داده ای و بند نهانی نهاده ای
سر داده ای و بند نهانی نهاده ای امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۰۴ - از آن لب می وزد بویی و بوی خون ناب است این
از آن لب می وزد بویی و بوی خون ناب است این