شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۲۷
دُرد دردش بنوش خوش می باش جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۴۰۷
کس به عالم همچو من بی کس مباد جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۵۸۳
یاد رخسار تو تا در جیب دل گلها فشاند جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۱۴۲
شد از یاد گل رویی دلم حسرت نصیب امشب محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴
این عید حضور خان چو ملک افروزست مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۱۲ - جواب گفتن روبه خر را
گفت روبه صاف ما را درد نیست خاقانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۴
بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت فردوسی : داستان سیاوش
بخش ۲۱
چو با گیو کیخسرو آمد به زم جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۱۶
به خدایی که جز او نیست خداوند جهان طغرل احراری : غزلیات
شمارهٔ ۲۶۷
مرحبا ای دلبر سیمین تن سیمین بدن سلیم تهرانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۷۵
چو زاهد در دماغم شوری از وسواس پیچیده ست صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۲۶۳
تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل صغیر اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۴۰
ای آنکه تو را بر آستان خوانده شود عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی شمارهٔ ۱۱۲
چون عشق به کام مشتری کار کند صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۵۲
عشق مرا به زینت ظاهر اساس نیست نشاط اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۶۸
نوبت عیداست و عید دولت و دین است جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۴۲۱
آینه بی یاری سیماب بی حاصل بود جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۹۳۹
بی سخن نیست ترا یک سر مو بیش دهن جویای تبریزی : قطعات
شمارهٔ ۱۳
به کیش ما پس از خلوت نشین لی مع الهی رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۵۲ - منوّر رازی
اسمش میرزا اللّه ویردی. از جملهٔ مریدان و اخلاص کیشان حضرت قطب العارفین حاج محمد جعفر همدانی بود و مدتها نیز خدمت جناب حاج محمد رضای همدانی را نموده. از یمن همت ایشان از سالکان مسلک طریقت و ناهجان منهج حقیقت گردید. فقیر او را ملاقات نمود. گرم روی، با حال و فقیری ستوده خصال بود. گاهی شعر میگفته. این رباعی از اوست:
غزل شمارهٔ ۹۲۷
دُرد دردش بنوش خوش می باش جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۴۰۷
کس به عالم همچو من بی کس مباد جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۵۸۳
یاد رخسار تو تا در جیب دل گلها فشاند جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۱۴۲
شد از یاد گل رویی دلم حسرت نصیب امشب محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴
این عید حضور خان چو ملک افروزست مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۱۲ - جواب گفتن روبه خر را
گفت روبه صاف ما را درد نیست خاقانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۴
بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت فردوسی : داستان سیاوش
بخش ۲۱
چو با گیو کیخسرو آمد به زم جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۱۶
به خدایی که جز او نیست خداوند جهان طغرل احراری : غزلیات
شمارهٔ ۲۶۷
مرحبا ای دلبر سیمین تن سیمین بدن سلیم تهرانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۷۵
چو زاهد در دماغم شوری از وسواس پیچیده ست صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۲۶۳
تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل صغیر اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۴۰
ای آنکه تو را بر آستان خوانده شود عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی شمارهٔ ۱۱۲
چون عشق به کام مشتری کار کند صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۵۲
عشق مرا به زینت ظاهر اساس نیست نشاط اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۶۸
نوبت عیداست و عید دولت و دین است جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۴۲۱
آینه بی یاری سیماب بی حاصل بود جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۹۳۹
بی سخن نیست ترا یک سر مو بیش دهن جویای تبریزی : قطعات
شمارهٔ ۱۳
به کیش ما پس از خلوت نشین لی مع الهی رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۵۲ - منوّر رازی
اسمش میرزا اللّه ویردی. از جملهٔ مریدان و اخلاص کیشان حضرت قطب العارفین حاج محمد جعفر همدانی بود و مدتها نیز خدمت جناب حاج محمد رضای همدانی را نموده. از یمن همت ایشان از سالکان مسلک طریقت و ناهجان منهج حقیقت گردید. فقیر او را ملاقات نمود. گرم روی، با حال و فقیری ستوده خصال بود. گاهی شعر میگفته. این رباعی از اوست: