سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۵۴ - در رثای زکی الدین بلخی: روح مجرد شد خواجه زکی
روح مجرد شد خواجه زکی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۷ - آمد ز ازل گوهر معنی کمیاب
آمد ز ازل گوهر معنی کمیاب
امام خمینی : رباعیات
طور
ای دوست، مرا خدمت پیری برسان
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۳۰۴ - جانا چه کرده ایم که از ما بریده ای
جانا چه کرده ایم که از ما بریده ای
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۰۳ - جواب قصیده محمد خطیبی و انکار بر آثار کواکب و شکایت از حبس خود و مدح ثقة الملک طاهر و سلطان مسعود
محمد ای به جهان عین فضل و ذات هنر
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۱۶ - آباد نشد دل که خراب پسران شد
آباد نشد دل که خراب پسران شد
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۳۵۰ - من بر سر کوی تو ندیدم
من بر سر کوی تو ندیدم
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷۵۹ - صخره ای بر راهِ ما بود از خیال
صخره ای بر راهِ ما بود از خیال
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۳۳۳ - چیست آدم مفردکلک د‌بیرستان رب
چیست آدم مفردکلک د‌بیرستان رب
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۴۲ - ای دل مزن گام هوس، چون نیست یک مو دسترس
ای دل مزن گام هوس، چون نیست یک مو دسترس
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۸۳ - در دیدهٔ دیده ام تویی بینایی
در دیدهٔ دیده ام تویی بینایی
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۲۶۸ - ایضا له
ای سروری که در دهن نفس ناطقه
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۱۲ - من با تو هزار کار دارم
من با تو هزار کار دارم
اقبال لاهوری : رموز بیخودی
تمهید : در معنی ربط فرد و ملت
فرد را ربط جماعت رحمت است
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۰۲ - به روی لاله و گل هر که می نمی نوشد
به روی لاله و گل هر که می نمی نوشد
بلند اقبال : بخش چهارم
بخش ۱۰ - دراحسان به خلق
کن احسان که انسان عبیدت شود
جمال‌الدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۶۳ - دلبر اینک رفت ایدل خون گری
دلبر اینک رفت ایدل خون گری
رشیدالدین میبدی : ۵۹- سورة الحشر- مدنیة
۲ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِینَ بیّن اللَّه تعالى انّ الفى‏ء لمن هو، و التّقدیر: کى لا یکون ما افاء اللَّه على رسوله دولة بین الاغنیاء منکم و لکن یکون للفقراء المها جرین، الّذین تولّوا الدّیار و الاموال و الاهلین و العشائر فخرجوا حبّا للَّه و رسوله و اختاروا الاسلام على ما کانوا فیه من الشدّة حتى کان الرّجل یعصب الحجر على بطنه لیقیم صلبه من الجوع و کان یتّخذ الحفیرة فى الشّتاء ماله دثار غیرها. قال سعید بن جبیر: کان ناس من المهاجرین لاحد هم الذّار و الزّوجة و العبد و النّاقة یحجّ علیها و یغزو فنسبهم اللَّه الى انّهم فقراء و جعل لهم سهما فى الزّکاة. یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ اى یطلبون رزقا من اللَّه و هو الغنیمة. وَ رِضْواناً. اى: مرضات ربّهم بالجهاد فى سبیله مع رسوله.
عطار نیشابوری : باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شماره ۲۰ - چندان که دل من به سفر بیش دَرَست
چندان که دل من به سفر بیش دَرَست
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۶ - حسن تو به یک جلوه گرفتارم کرد
حسن تو به یک جلوه گرفتارم کرد