مولوی : دفتر چهارم
بخش ۸۳ - قصهٔ آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سه
قصهٔ آن آبگیراست ای عنود
عطار نیشابوری : باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
شماره ۲۷ - جانی اگر از حق خبری میداری
جانی اگر از حق خبری میداری
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۱۴ - تعریف شراب کند
غذای روح بود بادهٔ رحیق‌الحق
عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۱ - شمع آمد و گفت: هر دم آتش بیش است
شمع آمد و گفت: هر دم آتش بیش است
مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۹۱ - خلقان همه نیک‌اند جز این تن که گزیدیم
خلقان همه نیک‌اند جز این تن که گزیدیم
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۸۹ - آن دل که توئی در وی غمخانه چرا باشد
آن دل که توئی در وی غمخانه چرا باشد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۸۳ - با عشق نشین دگر تو ای دل زنهار
با عشق نشین دگر تو ای دل زنهار
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - چه حسن است این که مجنون می کند عقل فسونگر را؟
چه حسن است این که مجنون می کند عقل فسونگر را؟
اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۸۲ - الحقیقة
این مردمک دیده سحرگه برخاست
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۴۶ - ز شیرین بود خسرو خوشدل و فرهاد از آن خوش‌تر
ز شیرین بود خسرو خوشدل و فرهاد از آن خوش‌تر
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۲ - ای که بر من می‌کشی خط و نمی‌خوانی مرا!
ای که بر من می‌کشی خط و نمی‌خوانی مرا!
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۹۷ - پیش از وجود آدم بودیم با تو همدم
پیش از وجود آدم بودیم با تو همدم
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۹۸ - گفتگو صد رنگ ناکامی دماند ازکامها
گفتگو صد رنگ ناکامی دماند ازکامها
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۴۱ - با چنین شوخی نشیند تا به‌کی بیکار گل
با چنین شوخی نشیند تا به‌کی بیکار گل
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۸ - زرگر
دلم را آن مه زرگر چون زر در تاب می‌سازد
قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۴۷ - ایضا به وقایع نگار از تبریز نوشته است
مخدوم من:
سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۲۸ - درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته
درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته و ملوک و اغنیا را در چشمِ همّتِ او شوکت و هیبت نمانده.
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۴۵۳ - چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد
چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد
ازرقی هروی : قصاید
شماره ۱۰ - ابر سیمابی اگر سیماب ریزد بر کمر
ابر سیمابی اگر سیماب ریزد بر کمر
عطار نیشابوری : بخش دهم
المقاله العاشر
یکی دریای بی پایان نهادند