هاتف اصفهانی : ماده تاریخها
شماره ۲۸ - آه که از جور فلک شد به باد
آه که از جور فلک شد به باد ابوعلی عثمانی : باب ۵۳ تا آخر
بخش ۷ - فصل
اگر گویند روا بود که ولی در حال ولی بود پس عاقبت او زان بگردد جواب گوئیم هرکس که از شرط ولایت کند که عاقبت او باید که نیکو بود روا ندارد و آنکس که گوید روا بود در حال کسی گوید که من مؤمنم بر حقیقت باز آنک روا بود که حال او از آن بگردد در عاقبت، دور نباشد، برین قول اگر گوید که روا بود که ولی در یک حال صدّیقی بود پس در دیگر حال از آن بگردد اختیار ما اینست و روا بود که از جمله کرامات ولی یکی آن بود که داند که او را عاقبت نیک خواهد بود، و عاقبش نخواهد گردید و این، باز آن مسئله کشد که یاد کردیم که روا بود که ولی داند که ولی است یا نه. اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۵۹ - جای آن دارد که: من بر دیدها جایت کنم
جای آن دارد که: من بر دیدها جایت کنم ابوسعید ابوالخیر : ابیات پراکنده
تکه ۴۵ - دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۲۲۵ - روی بهر چه هر دم سوی گلشن
روی بهر چه هر دم سوی گلشن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۰ - ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مرا
ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مرا مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۷۰ - هر شش جهتم ای جان، منقوش جمال تو
هر شش جِهَتَم ای جان، مَنْقوشِ جَمالِ تو قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۲ - در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظام الدوله گوید
بیا و ساغر می کن ز باده مالامال اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۶ - گرچه سوگندان خوری، کاکنون نکوتر دارمت
گرچه سوگندان خوری، کاکنون نکوتر دارمت صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۱ - خود را به عشق کم ز خودی متهم مکن
خود را به عشق کم ز خودی متهم مکن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۹۸ - نماید چون جرس در راه شوق شوخ بیباکم
نماید چون جرس در راه شوق شوخ بیباکم خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
با این غرور بلندت ...
در بقعه های ساکتِ بودن ، مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۴۹ - عشقست زهر چه آن نشاید مانع
عشقست زهر چه آن نشاید مانع طغرای مشهدی : ساقینامه
بخش ۵ - به هوای سرمنزل سلطان خراسان
سپهری ست مشهد سعادت نشان مولوی : دفتر اول
بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست
نَقْشِ درویش است او، نه اَهلِ نان طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۰۸ - عاشقان چون نیت کوچ سحرگاهی کنند
عاشقان چون نیت کوچ سحرگاهی کنند مولوی : ترجیعات
دوازدهم
زان بادهٔ صوفی بود از جام، مجرد مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۰۳ - جواب قصیده محمد خطیبی و انکار بر آثار کواکب و شکایت از حبس خود و مدح ثقة الملک طاهر و سلطان مسعود
محمد ای به جهان عین فضل و ذات هنر قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۱ - نامهای از قائم مقام به میرزا صادق
مخدوم مطاع مشفق مهربان من، آمنت بمن نور بک الظلم و اوضح بک البهم و جعلک آیه من آیات ملکه و علامه من علامات سلطانه. ابوعلی عثمانی : باب ۵۳ تا آخر
بخش ۲۳ - فصل
از کار مرید آنست که کوتاه امل باشد که درویش در بند وقت بودن چون او را در مستقبل تدبیر بود یا بغیر از آن وقت که دروست، او را، اَمَلی بود ازو هیچ چیز نیاید.
شماره ۲۸ - آه که از جور فلک شد به باد
آه که از جور فلک شد به باد ابوعلی عثمانی : باب ۵۳ تا آخر
بخش ۷ - فصل
اگر گویند روا بود که ولی در حال ولی بود پس عاقبت او زان بگردد جواب گوئیم هرکس که از شرط ولایت کند که عاقبت او باید که نیکو بود روا ندارد و آنکس که گوید روا بود در حال کسی گوید که من مؤمنم بر حقیقت باز آنک روا بود که حال او از آن بگردد در عاقبت، دور نباشد، برین قول اگر گوید که روا بود که ولی در یک حال صدّیقی بود پس در دیگر حال از آن بگردد اختیار ما اینست و روا بود که از جمله کرامات ولی یکی آن بود که داند که او را عاقبت نیک خواهد بود، و عاقبش نخواهد گردید و این، باز آن مسئله کشد که یاد کردیم که روا بود که ولی داند که ولی است یا نه. اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۵۹ - جای آن دارد که: من بر دیدها جایت کنم
جای آن دارد که: من بر دیدها جایت کنم ابوسعید ابوالخیر : ابیات پراکنده
تکه ۴۵ - دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۲۲۵ - روی بهر چه هر دم سوی گلشن
روی بهر چه هر دم سوی گلشن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۰ - ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مرا
ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مرا مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۷۰ - هر شش جهتم ای جان، منقوش جمال تو
هر شش جِهَتَم ای جان، مَنْقوشِ جَمالِ تو قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۲ - در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظام الدوله گوید
بیا و ساغر می کن ز باده مالامال اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۶ - گرچه سوگندان خوری، کاکنون نکوتر دارمت
گرچه سوگندان خوری، کاکنون نکوتر دارمت صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۱ - خود را به عشق کم ز خودی متهم مکن
خود را به عشق کم ز خودی متهم مکن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۹۸ - نماید چون جرس در راه شوق شوخ بیباکم
نماید چون جرس در راه شوق شوخ بیباکم خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
با این غرور بلندت ...
در بقعه های ساکتِ بودن ، مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۴۹ - عشقست زهر چه آن نشاید مانع
عشقست زهر چه آن نشاید مانع طغرای مشهدی : ساقینامه
بخش ۵ - به هوای سرمنزل سلطان خراسان
سپهری ست مشهد سعادت نشان مولوی : دفتر اول
بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست
نَقْشِ درویش است او، نه اَهلِ نان طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۰۸ - عاشقان چون نیت کوچ سحرگاهی کنند
عاشقان چون نیت کوچ سحرگاهی کنند مولوی : ترجیعات
دوازدهم
زان بادهٔ صوفی بود از جام، مجرد مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۰۳ - جواب قصیده محمد خطیبی و انکار بر آثار کواکب و شکایت از حبس خود و مدح ثقة الملک طاهر و سلطان مسعود
محمد ای به جهان عین فضل و ذات هنر قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۱ - نامهای از قائم مقام به میرزا صادق
مخدوم مطاع مشفق مهربان من، آمنت بمن نور بک الظلم و اوضح بک البهم و جعلک آیه من آیات ملکه و علامه من علامات سلطانه. ابوعلی عثمانی : باب ۵۳ تا آخر
بخش ۲۳ - فصل
از کار مرید آنست که کوتاه امل باشد که درویش در بند وقت بودن چون او را در مستقبل تدبیر بود یا بغیر از آن وقت که دروست، او را، اَمَلی بود ازو هیچ چیز نیاید.