کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۱۰ - وله ایضا
اینت سردی که این زمستان کرد وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۳۸۳ - گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی
گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی عبید زاکانی : عشاقنامه
بخش ۲۲ - رسیدن قاصد و بشارت و عنایت معشوق
در این اندیشه شب را روز کردم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۳۰ - مدعی باز ملولست و بلایی دارد
مدعی باز ملولست و بلایی دارد اقبال لاهوری : پس چه باید کرد؟
پس چه باید کرد ای اقوام شرق
پس چه باید کرد ای اقوام شرق آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - بیداری خیال تو از خواب خوشترست
بیداری خیال تو از خواب خوشترست عطار نیشابوری : پندنامه
در بیان چارچیز که آدمی را شکست آرد
آدمی را چارچیز آرد شکست سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۶۸ - گرچه از بهر کسی جان نتوان داد ز دست
گرچه از بهر کسی جان نتوان داد ز دست انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵ - در مدح سلطان اعظم سنجربن ملکشاه
ای ز تیغ تو در سرافرازی مولوی : رباعیات
رباعی ۲۳۳ - با عشق نشین که گوهر کان تو است
با عشق نشین که گوهر کان تو است حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۳ - تا فکند از نظرآن سروسرافراز مرا
تا فکند از نظرآن سروسرافراز مرا رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۴۲ - فانی اصفهانی رَحِمَة اللّه
اسم شریفش آقا سید رضا. خلف الصدق جناب آقا میر فاضل هندوستانی. آبا و اجدادش همه سادات عالی درجات و فضلای ستوده حالات بودهاند. حالا]والد[ماجدش میر فاضل به ایران توجه فرموده و در دارالسلطنهٔ اصفهان توطن نموده. شجرهٔ سلسلهٔ علیهٔ سیادتش به بیست واسطه کمابیش به ابراهیم بن امام همام موسی الکاظمؑمیپیوندد و در سنهٔ هزار و دویست و بیست و دو به جوار رحمت الهی پیوسته. خود جناب سید رضا بعد ازتحصیل علوم ظاهری به تصفیهٔ نفس و سلوک پرداخته و رشتهٔ صحبت از میر و ملوک قطع ساخته به ریاضات شرعیه و عبادات قلبیه کوشیده و بادهٔ ذوق و حال نوشید. به مراتب عالی فایض شد و در سنهٔ]۱۲۲۲[رحلت نمود. گویند از صحبت اهل دنیا رسته و با اصحاب حال پیوسته بود و گاهی فکر شعری مینمود، غزلی و مثنوی موزون میفرموده. فقیر اشعار او را مرتب و مدون نموده، دیباچهٔ مختصر بر دیوان او نگاشته و این ابیات را از آن منتخب داشته و در این دفتر مرقوم و ثبت نمود: ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۳۳۰ - گویند هنر مایه اقبال بود
گویند هنر مایه اقبال بود واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۶۱ - راستان را، ز نهاد کج دوران چه زیان؟
راستان را، ز نهاد کج دوران چه زیان؟ سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۲ - از دست تست باده بکامم چنان لذیذ
از دست تست باده بکامم چنان لذیذ سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۲۸۳ - ما عاشق روی آن نگاریم
ما عاشق روی آن نگاریم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۲ - غمگین دل من که شادمان از غم تست
غمگین دل من که شادمان از غم تست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۹۰ - صبح جهان بود نفس غم زدای ما
صبح جهان بود نفس غم زدای ما کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۲۸ - چون دید بر آورده غم از جانم گرد
چون دید بر آورده غم از جانم گرد مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۰۹ - پیش آی خیال او که شوری داری
پیش آی خیال او که شوری داری
شمارهٔ ۱۱۰ - وله ایضا
اینت سردی که این زمستان کرد وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۳۸۳ - گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی
گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی عبید زاکانی : عشاقنامه
بخش ۲۲ - رسیدن قاصد و بشارت و عنایت معشوق
در این اندیشه شب را روز کردم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۳۰ - مدعی باز ملولست و بلایی دارد
مدعی باز ملولست و بلایی دارد اقبال لاهوری : پس چه باید کرد؟
پس چه باید کرد ای اقوام شرق
پس چه باید کرد ای اقوام شرق آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - بیداری خیال تو از خواب خوشترست
بیداری خیال تو از خواب خوشترست عطار نیشابوری : پندنامه
در بیان چارچیز که آدمی را شکست آرد
آدمی را چارچیز آرد شکست سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۶۸ - گرچه از بهر کسی جان نتوان داد ز دست
گرچه از بهر کسی جان نتوان داد ز دست انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵ - در مدح سلطان اعظم سنجربن ملکشاه
ای ز تیغ تو در سرافرازی مولوی : رباعیات
رباعی ۲۳۳ - با عشق نشین که گوهر کان تو است
با عشق نشین که گوهر کان تو است حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۳ - تا فکند از نظرآن سروسرافراز مرا
تا فکند از نظرآن سروسرافراز مرا رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۴۲ - فانی اصفهانی رَحِمَة اللّه
اسم شریفش آقا سید رضا. خلف الصدق جناب آقا میر فاضل هندوستانی. آبا و اجدادش همه سادات عالی درجات و فضلای ستوده حالات بودهاند. حالا]والد[ماجدش میر فاضل به ایران توجه فرموده و در دارالسلطنهٔ اصفهان توطن نموده. شجرهٔ سلسلهٔ علیهٔ سیادتش به بیست واسطه کمابیش به ابراهیم بن امام همام موسی الکاظمؑمیپیوندد و در سنهٔ هزار و دویست و بیست و دو به جوار رحمت الهی پیوسته. خود جناب سید رضا بعد ازتحصیل علوم ظاهری به تصفیهٔ نفس و سلوک پرداخته و رشتهٔ صحبت از میر و ملوک قطع ساخته به ریاضات شرعیه و عبادات قلبیه کوشیده و بادهٔ ذوق و حال نوشید. به مراتب عالی فایض شد و در سنهٔ]۱۲۲۲[رحلت نمود. گویند از صحبت اهل دنیا رسته و با اصحاب حال پیوسته بود و گاهی فکر شعری مینمود، غزلی و مثنوی موزون میفرموده. فقیر اشعار او را مرتب و مدون نموده، دیباچهٔ مختصر بر دیوان او نگاشته و این ابیات را از آن منتخب داشته و در این دفتر مرقوم و ثبت نمود: ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۳۳۰ - گویند هنر مایه اقبال بود
گویند هنر مایه اقبال بود واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۶۱ - راستان را، ز نهاد کج دوران چه زیان؟
راستان را، ز نهاد کج دوران چه زیان؟ سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۲ - از دست تست باده بکامم چنان لذیذ
از دست تست باده بکامم چنان لذیذ سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۲۸۳ - ما عاشق روی آن نگاریم
ما عاشق روی آن نگاریم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۲ - غمگین دل من که شادمان از غم تست
غمگین دل من که شادمان از غم تست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۹۰ - صبح جهان بود نفس غم زدای ما
صبح جهان بود نفس غم زدای ما کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۲۸ - چون دید بر آورده غم از جانم گرد
چون دید بر آورده غم از جانم گرد مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۰۹ - پیش آی خیال او که شوری داری
پیش آی خیال او که شوری داری