کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۲۹ - دوش آن دل خون گشتۀ محنت پرورد
دوش آن دل خون گشتۀ محنت پرورد رشیدالدین میبدی : ۱۱- سورة هود - مکیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا اى اعمل السفینة بِأَعْیُنِنا اى بمرئى منّا و بمنظر منّا. و قیل: على اعیننا کقوله: وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَیْنِی یقال: ما زال فلان بعینى حتى و اراه عنّى الجدار، و درین آیت «اعین» گفت و در جاى دیگر در قرآن بِأَعْیُنِنا و آن بمعنى عینین است، بو موسى اشعرى گوید: که مصطفى (ص) گفت: «الاثنان فما فوقهما جماعة اقبال لاهوری : زبور عجم
از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست
از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۷ - زبان حال حضرت سکینه
دریغ و درد که نگذاشتند جان پدر شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۴ - به نور غیب روشن شد دل ما
به نور غیب روشن شد دل ما فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
گفتار اندر گرفتن سلطان شهر اصفهان را
چو سلطان معاصم شاه شاهان اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۸۰ - من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم
من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۳۰۰ - ز شورانگیزی چرخ و فلک بی
ز شورانگیزی چرخ و فلک بی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۵۱۹ - بر تخت دلم نشسته شاهی
بر تخت دلم نشسته شاهی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۷۵ - فریاد کاندر شهر ما خون می کند عیاره ای
فریاد کاندر شهر ما خون می کند عیاره ای جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۵۰ - توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی
توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۴۲ - شوخی که گسسته بود پیمان از من
شوخی که گسسته بود پیمان از من نیر تبریزی : لآلی منظومه
بخش ۲۱ - ایضا
کدام قصه دهم شرح و زار و زار بنالم کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۰۱۰ - چو گل به لطف نو زد ان نازک اندامی
چو گل به لطف نو زد ان نازک اندامی سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۴۱ - در بیان آنکه حق تعالی آدمی را جهت معرفت و عبادت خود آفرید و مقصود از هستی آدمی آن بود که و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. و چون از او این معنی نیاید عمرش بیفایده گذشته باشد. اگرچه از او کارهای دیگر آید الا او را فایده نباشد. همچنانکه شمشیر بقیمت را اگر کسی بجای میخ در دیوار زند که از اینجا کوزه بیاویزم، بیفایده باشد. زیرا بمیخی آن مصلحت برمیآید شمشیر را برای چیزی دیگر ساختهاند. اکنون چون مقصود آدمی عبادت بوده است هرکه اینجا نکرد آنجا در دوزخ بعبادت و انابت مشغول گردد.
گرچه از ما هزار کاردگر کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۶۸ - روی تو قبله مناجات است
روی تو قبله مناجات است شمس مغربی : غزلیات
شماره ۸۰ - نهان بصورت اغیار یار پیدا شد
نهان بصورت اغیار یار پیدا شد رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۶ - یک کوچه شدهاست خلوت و بازارم
یک کوچه شدهاست خلوت و بازارم اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شماره ۷ - ذاتم ز ورای حرف و بیرون زحد است
ذاتم ز ورای حرف و بیرون زحد است وحشی بافقی : ناظر و منظور
سر آغاز - زهی نام تو سر دیوان هستی
زهی نام تو سر دیوان هستی
شماره ۲۲۹ - دوش آن دل خون گشتۀ محنت پرورد
دوش آن دل خون گشتۀ محنت پرورد رشیدالدین میبدی : ۱۱- سورة هود - مکیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا اى اعمل السفینة بِأَعْیُنِنا اى بمرئى منّا و بمنظر منّا. و قیل: على اعیننا کقوله: وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَیْنِی یقال: ما زال فلان بعینى حتى و اراه عنّى الجدار، و درین آیت «اعین» گفت و در جاى دیگر در قرآن بِأَعْیُنِنا و آن بمعنى عینین است، بو موسى اشعرى گوید: که مصطفى (ص) گفت: «الاثنان فما فوقهما جماعة اقبال لاهوری : زبور عجم
از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست
از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۷ - زبان حال حضرت سکینه
دریغ و درد که نگذاشتند جان پدر شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۴ - به نور غیب روشن شد دل ما
به نور غیب روشن شد دل ما فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
گفتار اندر گرفتن سلطان شهر اصفهان را
چو سلطان معاصم شاه شاهان اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۸۰ - من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم
من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۳۰۰ - ز شورانگیزی چرخ و فلک بی
ز شورانگیزی چرخ و فلک بی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۵۱۹ - بر تخت دلم نشسته شاهی
بر تخت دلم نشسته شاهی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۷۵ - فریاد کاندر شهر ما خون می کند عیاره ای
فریاد کاندر شهر ما خون می کند عیاره ای جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۵۰ - توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی
توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۴۲ - شوخی که گسسته بود پیمان از من
شوخی که گسسته بود پیمان از من نیر تبریزی : لآلی منظومه
بخش ۲۱ - ایضا
کدام قصه دهم شرح و زار و زار بنالم کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۰۱۰ - چو گل به لطف نو زد ان نازک اندامی
چو گل به لطف نو زد ان نازک اندامی سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۴۱ - در بیان آنکه حق تعالی آدمی را جهت معرفت و عبادت خود آفرید و مقصود از هستی آدمی آن بود که و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. و چون از او این معنی نیاید عمرش بیفایده گذشته باشد. اگرچه از او کارهای دیگر آید الا او را فایده نباشد. همچنانکه شمشیر بقیمت را اگر کسی بجای میخ در دیوار زند که از اینجا کوزه بیاویزم، بیفایده باشد. زیرا بمیخی آن مصلحت برمیآید شمشیر را برای چیزی دیگر ساختهاند. اکنون چون مقصود آدمی عبادت بوده است هرکه اینجا نکرد آنجا در دوزخ بعبادت و انابت مشغول گردد.
گرچه از ما هزار کاردگر کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۶۸ - روی تو قبله مناجات است
روی تو قبله مناجات است شمس مغربی : غزلیات
شماره ۸۰ - نهان بصورت اغیار یار پیدا شد
نهان بصورت اغیار یار پیدا شد رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۷۶ - یک کوچه شدهاست خلوت و بازارم
یک کوچه شدهاست خلوت و بازارم اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شماره ۷ - ذاتم ز ورای حرف و بیرون زحد است
ذاتم ز ورای حرف و بیرون زحد است وحشی بافقی : ناظر و منظور
سر آغاز - زهی نام تو سر دیوان هستی
زهی نام تو سر دیوان هستی